متن سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در کنفرانس پروسه کابل

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلالمتآب کریم خلیلی، بسیار زیاد تشکر از شما که با به عهده گرفتن ریاست شورای عالی صلح برای من افتخار بخشیدید. ما در حال حاضر در یک وظیفه ویژۀ متمرکز هستیم تا صلح را در کشور تامین نمایم. قاضی سنگر، اعضای ستره محکمه، لوی سارنوال، حنیف اتمر مشاور امنیت ملی، آقای یوماماتو نماینده ملل متحد، معین صاحب ریمپو، معین صاحب یالدیز، نمایندگان محترم، اعضای کابینه، امرالله صالح و دوستان گرامی!

سفرای عزیز، وزرای محترم، نمایندگان معزز و دوستان گرامی!

شش روز قبل، ۱۳ تن از اعضای دلیر پولیس ملی ما، جان های شیرین شانرا زمانی قربانی کردند که می خواستند مانع ورود یک عراده لاری مملو از مواد انفجاری به ساحه دیپلوماتیک در کابل شوند. این حمله در مغایرت صریح با کلیه موافقت نامه های ویانا قرار دارد.هدف این حمله نه تنها ما بلکه تمام نماینده ها و نمایندگی های دیپلوماتیک بود. این لاری در قلب کابل منفجر گردید، که خوشبختانه به برکت قربانی های ۱۳ تن پولیس ماُ، هیچ دیپلوماتیک خارجی کشته نشدند.

در نتیجه ی این انفجار بیش از ۸۰ فرزند بیگناه افغان شهید شدند و بیش از ۳۰۰ تن دیگر آنان زخم برداشتند که با اندام های تکه و پاره به شفاخانه ها انتقال یافتند.

از دو نیم سال بدینسو که من به حیث رئیس جمهور هستم، هیچ ماه نیست که حوادث آن قلب مرا جریحه دار نسازد. من زمانی که بهشفاخانه ها و هدیره ها می روم، مشاهده می کنم که چگونه زندگی جوانان ما طعمه تیغ تروریستان سنگ دل می شوند.

قدسیه یک دختر جوان با دیانت کابلی که حافظ قرآن بود. او نیمه روز کار می کرد و یگانه سرپرست و نان آور خانواده شش نفری خود بود. او اوقات پس از کار خود را وقف درس خواندن اش می کرد. یک صبح به سوی مکتب در حرکت بود که ناگهان در اثر یک حمله انتحاری شهید شد. شهادت این دختر جوان نزد افراطگرایانی که مرتکب این عمل شدند فقط یک حادثه تصادفی پنداشته می شود و بس.

در این غم ما تنها نیستیم. سه هفته قبل، در شهر مانچستر بریتانیا، کودکی بنام سفی روزروسوس که تازه هشت ساله شده بود، یکجا با هزاران کودک دیگر می خواستند به تماشای کنسرت بروند و با دوستان اش لذت ببرند، اما دیری نگذشت که او خردسال ترین قربانی انفجاری شد که ۲۲ تن دیگر را از خانواده هایشان برای همیشه جدا کرد و ۱۲ کودک دیگر را راهی شفاخانه ساخت. تروریزم از کشتن کودکان ما هم دریغ نمی کند.

قبل از اینکه به صحبت های خود بپردازم، می خواهم به احترام روح این کودکان وجوانانی که از زنده گی و آینده شان محروم شدند، یک دقیقه سکوت نماییم!

اجازه دهید در ابتدا از همه شما نماینده های جامعه جهانی، برادران و خواهران خود در داخل و خارج از افغانستان، اظهار قدردانی کنم. شما در پهلوی ما و ما در کنار شما ایستادیم تا به خشونت ها چه در کابل، لندن، بروکسل، ترکیه، عراق و یا سوریه نقطه پایان بگذاریم.

من در این راستا از قربانی های کشورهای شما قدردانی می کنم و در کنار آن یاد و فداکاری های نیروهای را که به نیابت افغانستان قربانی داده اند، ارج می گزارم. از ایالات متحده امریکا، ناتو و سایر همکاران ابراز تشکری می کنم که دوشا دوش در این مبارزه ایستاده اند.

ما در کابل گردهم آمده ایم تا در برابر تروریزم دست به دست همدیگر بدهیم و برای رسیدن به یک صلح عادلانه پروسه ی دشوار آغاز نماییم، صلحی که حاکمیت ثبات، امنیت و قانون را تامین نماید.

بخش نخست این چالش صراحت کامل دارد. در سال ۲۰۰۶، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ای شماره ۶۰/۲۸۸ را برای ایجاد یک راهکار در راستای مبارزه با تروریزم تصویب کرد. این راهکار به وضاحت از همه کشورهای عضو جامعه جهانی می خواهد تا “پدیده تروریزم با تمامی اشکال آن را به عنوان جدی ترین تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی در هرجا، به هر هدفی و از جانب هرکسی که مرتکب آن می شود، به شدید ترین لحن به گونه متداوم محکوم نماید.” آرزو داریم که همه ی ما به این استراتیژی متعهد باشیم و به این آرزومندی که تمام جامعه بین المللی در تطبیق این استراتیژی متعهد باشند.

خانمها و آقایان!

ما و شما در شهری گردهم آمده ایم، که مردم آن در سوگ  صد ها فرزند خویش که در خشونت های تروریستی جان های شانرا از دست دادند، عزادار اند. مردم ما در این لحظات المناک از حمایت و همدردی شما تشکری می کنند، آنها خواستار عدالت اند.

این حملات تروریستی در واقع بی حرمتی به مفهوم و معنی عدالت است. مخالفین ادعا می کنند که مبنای جنگ شان دین است، در حالی که اسلام دین صلح است و آنانی را که این جانیان به قتل میرسانند همه مسلمان اند. آنها هزاران مرد، زن و کودک مسلمان را به قتل می رسانند. مواد مخدر، ترور و سرقت، پدیده های اند که از نگاه دین مقدس اسلام مردود اند، و عاملین این گونه جنایات، تنها تروریست اند و بس.

جامعه جهانی هنوز نتوانسته است برخورد مناسب با تمام ابعاد تهدید تروریزم نماید. گزارشات سازمان ملل رشد چشمگیر  شمار حوادث تروریستی، انکشاف تکتیک ها و افزایش سطح قساوت و بی رحمی در حملات آنها را نشان می دهد. اما متاسفانه، پاسخ در برابر افزایش تروریزم بطی و ناکافی بوده است. در حالیکه سطح همکاری ها میان کشور ها بهبود یافته است، اما هنوز چارچوب مشترک،مدارک قانونی و قابلیت عیار سازی برای سرکوب آن تحرکات تروریستان که ساحه، سطح و میدان اجرای آن را به سرعت تغییر می دهند، وجود ندارد.

افغانستان بخاطر موقعیت مرکزی جغرافیائی و اراضی پیچیده اش هدف تروریزم جهانی قرار گرفته است. تخمین ها نشان می دهد که تعداد جنگجویان خارجی در دو سال اخیر از ۲۰۰ به ۱۱ هزار افزایش یافته است. دابق، جزوه رهنمود تبلیغاتی داعش از افراد تازه استخدام شدهء خویش می خواهد تا به افغانستان و سایر کشورهای آسیای جنوبی رو آورند. این افراد حتی در ظاهر هم کدام هدف مثبت ندارند و تنها خون مردم ما را می ریزند تا بستری را برای فعالیت های جرمی شان در منطقه و جهان فراهم بسازند.

در پاسخ به این تهدید، جهان باید ما را یاری کند. ما امروز بخاطری گرد این میز جمع شده ایم که جامعه جهانی تعهد کرده است که پدیده تروریزم، حمایت کشور ها از آن و تمویل فرامرزی از تروریزم را تحمل نخواهد کرد. امروز، ما از جهانیان میخواهیم تا به تعهداتی که سپرده اند، عمل کنند. طوری که صدراعظم بریتانیا گفت که صبر و تحمل ما در مقابل اعمال تروریستی به پایان رسیده، پس باید تروریزم و خشونت پایان یابد.

ما در بخش امنیت و دفاع منطقوی همکاری زیاد می کنیم، زیرا ما در خط مقدم مبارزه با تروریزم قرار داریم، ما با ۲۰ گروه تروریستی بین المللی به سطح منطقه و جهان مواجه هستیم. و همچنان تمام توجه ما به نیروهای امنیتی و دفاعی ما متمرکز است که داعش را در ننگرهار و سایر ولایات افغانستان سرکوب نمایند.

ما به یک استراتیژی منطقوی و پلان عملیاتی نیاز داریم که قابل قبول برای همه باشد و باعث نابودی ترورزیم شود. در حال حاضر همین وظیفه ما و چالش بزرگ در برابر ماست.

باز کردن راه برای صلح در این اوضاع و احوال متحول و پیچیده جهان، کار آسانی نیست. جنگ افغانستان چندین بعد دارد. تا زمانیکه ما یک چهارچوب مشخص برای حل تمامی مشکل تروریزم ایجاد نکنیم، هدف قرار دادن بخش های کوچک آن کار ساز نخواهد بود.

درحالیکه راه حل برای یک منازعه پیچیده و مشکل است و احتمالاً زمانگیر است، اما  دشوارترین کار آغاز آن است. باور داریم که اگر یکبار دیالوگ و صحبت در مورد صلح راه بیافتد و نیات نیک نهفته باشد، بیشتر موانع دور خواهند شد. برای آغاز همچو یک دیالوگ یا صحبت، ضرورت به مطرح نمودن سه سوال اساسی است:

اول، آیا ما واقعاً اخلاصمندانه صلح می خواهیم؟

دوم، آیا ما برای صلح پایدار و مذاکرات، وحدت، قاطعیت و ظریفت داریم؟

سوم، آیا طرف های مقابل ما نیز صادقانه به صلح تعهد دارند؟

اجازه دهید تا در مورد هرکدام این سوالات، صحبت کنم.

اولتر از همه اینکه ما برای پایان خشونت بدون هیچ تردیدی دلچسپی نشان دهیم. بین سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ ، بیش از ۷۵ هزار شهروند افغانستان کشته و یا زخمی شده اند. حدود چهار میلیون افغان ما بخاطر خشونت ها مهاجر شده اند. مردم ما خواهان زندگی خوب برای کودکان شان هستند، اما با افزایش خشونت ها، اقتصاد ما نمی تواند رشد کند و مردم ما بیکار و ناامید می مانند. آغوش میهن ما پر از مادران سوگوار و بیوه است. یتیمان از من می پرسند که سرنوشت ما چه خواهد شد؟

در این جای‌سوال نست که حکومت وحدت ملی و مردم افغانستان به طور قاطع صلح می خواهند.

سوال دوم اینست که آیا ما صلاحیت و اعتبار لازم برای مذاکره داریم؟

پاسخ این سوال در حل چالش هایی نهفته است که حکومت ما همین اکنون با آن از دو جهت مواجه است، نخست رهبری فساد میراثی و مساله پراکنده گی داخلی و دوم، مشکلات ناشی از اختلافات نخبه گان در درون نظام می باشد. ما مشکلات خود را میپذیریم و انکار نمی کنیم که مشکلات داخلی ما در تداوم جنگ نقش داشته است. اما، برنامه اصلاحات خود را در بروکسل، وارسا و مونیخ و نیز در کابل به حضور جامعه جهانی تقدیم کردیم. باوجود چالش های بزرگ مانند رسیدگی به مسایل امنیتی، ایجاد اشتغال موقتی و مشکلات ناگوار سیاسی، برنامه اصلاحات ما به مثمر و مفید ثابت شده است.

اجازه دهید روی اصلاحاتی صحبت نمایم که رابطه مستقیم با صلح دارد. شرط اساسی برای اعتبار و صلاحیت برای انجام مذاکرات بستگی به موفقیت ما در امر تطبیق اصلاحات در سکتور های امنیتی دارد. من همانطوریکه در گذشته گفته ام حالا تکرار می کنم که ارزیابی اصلی استراتیژی اصلاحات ما در این است که آیا ما در آوردن اصلاحات در وزارت امور داخله موفق هستیم و یا خیر؟

در وزارت دفاع قبلاً این اصلاحات آغاز شده است. در شش ماه گذشته ما توانستیم اقدامات موثر را در بهبود رهبری، کاهش فساد اداری، وضاحت در لایحه وظایف و بهبود حمایهء سربازان ما در خط نخست جنگ، اقدمات قاطع نموده ایم. ما پلان چهارساله را ترتیب داده و در تطبیق آن پیشرفت های زیادی داریم. در کنار جنرالان سابق نسل جدید بریدملان نیز از کشور دفاع می کنند و تا آخرین نفس از کشور خود دفاع می کنیم. در این زمینه باید هیچ گونه ابهامی وجود نداشته باشد، نیروهای امنیتی ما با توانایی های که دارند آماده و متعهد اند که از عزت، وقار و قانون اساسی حفاظت کنند.

حالا چالش ما تطبیق اصلاحات در وزارت داخله است. اصلاحات در صفوف پولیس نسبت به اردو مشکل است، چون با مردم ارتباط مستقیم دارد. ما میدانیم که رفع این چالش ساده نخواهد بود بلکه با مقاومت های مواجه خواهیم شد، اما این کار حتمی است. فساد در صفوف پولیس باید خاتمه یابد، و این نیرو مبدل به نیروی ثبات شود نه محرک بی ثباتی و نارضایتی مردم. ما سربازان خوب پولیس داریم  که یک مثال آن ۱۳ تن قهرمانانی بودند که در انفجار اخیر جان های شانرا از دست دادند. در بسیاری موارد این خود پولیس است که قربانی فساد اداری و روابط بر ضوابط میشود. تا زمانیکه  این حالت تغییر نکند، صلح در کشور تامین نخواهد شد.

اصلاحات در وزارت داخله قبلاً آغاز شده است و از مشکلات آن نیز بخوبی آگاه هستیم. اما، من، داکتر صاحب عبدالله و تمامی حکومت به آوردن اصلاحات در وزارت داخله متعهد هستیم. نیروهای امنیتی ما باید روی پا بیاستند و حتماً ایستاده خواهند شد.

تقویت نیروهای امنیتی ما  به معنی شکست طالبان است. طالبان باید این فکر را از سر بیرون کنند که حکومت را سقوط می دهند و یا این جغرافیای مقدس را به دو جغرافیه تقسیم کنند. افغانستان یکپارچه است و متحد و یکپارچه خواهد ماند. ما قبلاً اعلام کرده ایم که هدف ما برای صلح است، اما صلح تا زمانی برقرار نمی گردد که طالبان آماده نباشند.

صلح تنها امضای توافقنامه صلح نیست. باید صلح دوامدار تامین گردد که شرط های مهم آن تامین عدالت و ایجاد کار می باشد. در کنفرانس بروکسل تعهد نمودیم که عدالت را تامین نموده و برای مردم عدالت می آوریم. بخصوص در این عرصه لوی سارنوال اصلاح طلب ما و قضات ستره محکمه به همکاری دوستان ما بخصوص اتحادیه اروپا در مدت کمتر از یک سال در زمینه های مختلف از جمله ارزیابی کامل سارنوالان مسلکی، تعینات جدید به عوض تعینات کهنه و ازدیاد پنجصد در صدی زنان در لوی سارنوالی، پیشرفت نموده است که هدف آن تامین عدالت در تمام ولایات کشور می باشد. اصلاحات اقتصادی ایجاد شده از سوی وزارت مالیه، جلو بحران اقتصادی را گرفت که صدها هزار تن را پس از انتقال مسوولیت های امنیتی به غربت کشانیده بود. در حال حاضر بانک جهانی برای سال ۲۰۱۷ بیشتر از توقوع رشد اقصادی را بیشبین شده است. اصلاحات دموکراتیک بخصوص انتخابات برای اجماع یک فکتور مهم است، ما متعهد هستیم که در سال ۱۳۹۶ انتخابات ولسی جرگه و همچنان در سال ۲۰۱۹ انتخابات ریاست جمهوری را بدون تاخیر انجام دهیم. داکتر صاحب عبدالله، من و حکومت متعهد هستیم که این انتخابات را برگزار نماییم.

امنیت، عدالت، حقوق دموکراتیک و کار بنیادها برای جستجوی صلح است که با تدوام آن این مامول به حقیقت مبدل خواهد شد.

حال به سوال اساسی سوم می پردازم. آیا ما جهت بحثی را داریم که به جای جنگ طرفدار آغاز صلح باشد، اگر راست بگویم، مطمین نیستیم.

مهمترین اولویت ما باید پیداکردن یک راه موثر مذاکره با پاکستان باشد. اشتراک هیات پاکستان را در این کنفرانس خوش آمدید می گویم.

ما یک دیدگاه رفاهی را به جانب پاکستان ارائه کرده ایم، که اتصال آسیا جنوبی با آسیای میانه از طریق تجارت، سرمایه گذاری و زندگی مشترک در فضای صلح می باشد. اما امروز نیز ما از یک جنگ تعرضی اعلام ناشده رنج می بریم.

طوری همه ی شما می دانید، از روزی که مسوولیت را به عهده گرفته ام، دست دوستی برای پاکستان در یک فضای دشوار دراز کردم، اما از سوی آنان رد گردید.

ما در بازی اتهام بستن درگیر نمی شویم. ما مذاکرات دوجانبه، سه جانبه، چهارجانبه و چندین جانبه را آزمایش کردیم، تا به این جنگ و دهشت نقطه ی پایان بگذاریم.

ما می خواهیم که این توانمندی را داشته باشیم تا بالای پاکستان اعتماد کنیم. ما روابط  دوستانه بر اساس همکاری می خواهیم که غربت را کاهش دهد و در هردو سوی خط (دیورند) زمینه انکشاف مثبت را مساعد کند.

مشکل و چالش ما این است که نمی توانیم دریابیم که پاکستان چی می خواهد؟ به چه چیز نیاز است که پاکستان را قانع سازد که یک افغانستان باثبات به منطقه و آنان کمک می کند؟

ما یکبار دیگر بالای حکومت پاکستان صدا می زنیم که اجندا و میکانیزم خود را برای مذاکره پیشکش کند، که به کمک آن به صلح و رفاه برسیم.

بعد دوم بحث ما گروه طالبان است. در اینجا سوال ما این است که چه کسانی از آنان نمایندگی می کنند و چه می خواهند؟ ما شرایط خویش را به تفصیل در مواقع مختلف بیان کرده ایم، که خلاصه آن قبول کردن قانون اساسی، تداوم اصلاحات در زمینه حقوق زنان و تعلیم آنان و جلو گیری از خشونت می باشد. همه چیز روی میز است و من می خواهم این بخش را با پیشنهادات در مورد مذاکرات صلح گسترش دهم. نخست این که صلح یک بحث ملی باشد، ما یک مشوره ملی را باید انجام دهیم تا یک اجندای مشترک برای صلح ایجاد نمایم که ابعاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی در آن محفوظ باشد. این اجندا باید به تجارب و خواست های متنوع زنان و نظریات جامعه مدنی توجه خاص داشته باشد. خرسندم به آگاهی برسانم که این سلسله مشورت ها توسط شورای عالی صلح تحت رهبری جلالتماب محمد کریم خلیلی، به پیش برده می شود. از شما تشکر می کنم که در این زمان حساس به ملت خدمت می کنید.

دوهم، برای مذاکرات مکانی مشخص شده می تواند که مورد قبول هردو جانب باشد، چه در کابل باشد، جای که ما ضمانت می دهیم و یا مکانی دیگری.

سوم، اگر روی نقشه راه برای صلح که مورد قبول هردو جانب باشد، توافق صورت گیرد، ما به گروه طالبان اجازه می دهیم که دفتر نمایندگی باز کنند، تا هردوجانب در فضای مصوون دیدار نمایند.

ما برای صلح یک فرصت می دهیم، اما این باید روشن باشد که این یک فرصت ابدی نیست. اعمال تروریستی از سوی طالبان این زمینه را فراهم کرده است که تروریستان از سراسر منطقه به افغانستان بیایند. این ۲۰ گروه تروریستی به تنهایی خود توان فعالیت، جنایت و تجارت مواد مخدر را ندارند. خشونت های را که آنها پیوسته انجام می دهند در مطابقت به معیارهای است که ملل متحد در اسناد خویش برای تعریف ترور و تروریزم آورده است. اگر خشونت در مقابل افراد ملکی کاهش نیابد و یک روند معنی دار برای صلح آغاز نگردد، ما به قطعنامه اسامبلی عمومی ملل متحد مراجعه خواهیم کرد و درخواست خواهیم نمود که طالبان به عنوان گروه انجام دهندۀ و پرورش دهنده تروریزم شناخته شود. آنان وقت ندارند، اما ما وقت داریم. آن ها باید وقت را در نظر بگیرند و احتمال می رود که این فرصت صلح را از دست بدهند. آن زما آنان صلح خواهند خواست و ملت آن را قبول نخواهد کرد. این آخرین فرصت است، از این فرصت باید استفاده کنند وگرنه با واکنش ملت دردیده اما قاطع مواجه خواهند شد. به یاد داشته باشید که ما از ۲۰۰۰ سال بدینسو آموخته ایم که چگونه با مشکلات مقابله نموده و بر اهداف متمرکز شویم.

بعد سوم بحث ما همسایه های ما در آسیای میانه، آسیای جنوبی، آسیای شرقی و آسیای غربی اند. در گذشته این گمان بی بنیاد موجود بود که گویا این جنگ امریکا است که مشابهت به جنگ سرد دارد. اکنون باید این گمان رفع شده باشد. از سال ۲۰۱۳ تا اکنون شمار نیروهای خارجی در افغانستان ۹۰ در صد کاهش یافته است. اگر طالبان پیشنهاد مذاکرات برای صلح را می پذیرفت، نیروهای خارجی کمتر از این تعداد می گردید. نیروهای دفاعی زمینی ما به طور کامل افغانی است و همه پولیس ملی، افغان ها می باشند. می خواهم از تعهدات جامعه بین المللی و همکار بنیادی ما ایالات متحده امریکا در زمینه صلح ابراز امتنان نمایم. تمام همکاران ما صلح می خواهند و در این زمینه شکی وجود نداشته باشد، اما صلحی که دوامدار عادلانه و دایمی باشد.

اما یک تغییر رونما شده است. تروریزم در حال گسترش است و برای تمام کشورهای منطقه خشونت، بی ثباتی و اختلال به وجود می آورد. راهکار ما این است که مناسبات سیاسی و اقتصادی قوی با تمام همسایه های منطقوی خویش ایجاد نمائیم، اما اکنون آنها هم بادهای گرم تشدد تروریزم را احساس می کنند. نیاز است که برای جلوگیری از این تهدید مشترک، ائتلاف های امنیتی ایجاد نمائیم. حالا به اتحادهای امنیتی نیاز است که با این تهدید مشترک مبارزه مشترک نمایم. از هندوستان تا آذربایجان و روسیه، از چین تا ایران تمام ما با این تهدید مواجه هستیم. می خواهم به همسایه های ما در آسیای مرکزی، هند – چین، ایران و دیگران بخاطر ایجاد فرصت های صحبت های اقتصادی تشکری کنم. آرزومندم که مساله به یک اجماع منطقوی مبدل گردد.

چهارمین بعد بحث ما، شما (منطقه و جامعه جهانی) هستید. حالا زمان این فرا رسیده است تا در مورد صلح جدی باشیم. منطقه ما تحت تهدید است. ما هر کدام به خشونت های داخلی مواجه هستیم که از طریق انتقال پول های غیرقانونی تمویل می گردد و از سوی شبکه های جرمی تامین می گردد که برای آن از آنسوی سرحدات افراطیت، پول و سلاح انتقال داده می شود. همین گونه که نماینده محترم آن در اینجا حضور دارد، در این راستا همکار بزرگ ماست. حالا زمان آن فرا رسیده است که به این خشونت ها خاتمه دهیم. حالا نسبت به هر زمان دیگر به جامعه جهانی نیاز داریم تا امکانات خویش را در زمینه جلوگیری از جرایم شریک سازیم و از ما حمایت کنند و خواستار حاکمیت قانون شوند. شما موافقتنامه ها را امضا نمودید، پس حالا آنرا عملی کنید.

ما به صورت واضع گفته‌ایم که ماخواهان یک یونامای قوی هستیم، تا در این پروسه با ما شریک باشند.

ما با سازمان ملل متحد و جامعه جهانی گفتگوهای خود را آغاز خواهیم کرد تا یک میانجی (طرف سوم) برای بررسی ایجاد نمایم تا زمانی که ردیابی موافقتنامه صلح معلوم می‌شود، زمنیه تعهد و حل تنش ها وجود داشته باشد.

ما پروسه مصالحه و مداوا را آغاز خواهیم کرد و از تجارب تراژید استفاده خواهیم کرد، تا با ما در قسمت مصالحه و پیشرفت  کمک کند. اجازه دهید در این مورد سخن آخری خود را شریک سازم. بحث مروبط به صلح بسیار پراکنده است. بسیاری از بازی گران به راه های مختلف روان هستند. وضاحت اندکی وجود دارد که این‌ها کی هستند او از چه چیزی نمایندگی می‌کنند؟ این نسخه سوتفاهم است. چیزی که حالا ما از هر چیزی دیگر بیشتر ضرورت داریم، تمرکز می‌باشد. یک طرح مشورتی از سوی حکومت پیشنها شده است تا امیدها، اندوه، خواست ها و نگرانی های مردم را از سراسر کشور به عنوان یک بخش از گفتگوهای صلح جمع آوری کند، اما در مقابل می‌خواهیم تا شما نیز به رهبری و مالکیت افغانها به تمامیت پروسه منسجم صلح احترام بگزارید و راه های از هم جدای شان را باز نکنند. کانال های جدا جدا مفید تمام نمی شود، تلاش های ما زمانی نتیجه می دهد که مشترکاً کار نماییم.

اجازه دهید سخنانم را بر تاکیید به این جمع‌بندی نمایم که آوردن صلح به منطقه ما بسیار مهم می‌باشد. صلح در افغانستان ثبات را در کشورهای همسایه، آسیا و جهان به بار می‌آورد. همانطوری که علامه اقبال لاهوری گفته است:
آسیا یک پیکری آب و گل است
ملت افغان در آن پیکر دل است

از فساد او فساد آسیا

در گشاد او گشاد آسیا

رابطه های زیادی وجود دارد که باعث اتحاد ما می شود، ما باید از این روابط برای آوردن ثبات در افغانستان، منطقه و آسیا استفاده نماییم.

این کار صورت گرفته می‌تواند. سه سال قبل هیچ کسی فکر نمی‌کرد که حزب اسلامی زیر چتر صلح بیاید. از داکتر غیرت که اینجا است تشکری می کنم، تشکر که با مذاکره کنندگان گفتگو ر تنظیم نمودید و از صلح طرفداری می کنید. اما امروز آنان اینجا هستند. آمده اند که مرمی های شان را به برگه‌های رای دهی مبدل نمایند. هر دو جانب پروسه دشوار مذاکره را سپری کردند اما تفاهم به میان آمد.

افغانها مقاومت دارند. ما نه تنها ملت پایدار بلکه استوار دارای هویت هم هستیم. ما کم از کم سه هزار سال تاریخ داریم، ما خود را شناخته ایم. ما در تمام ادوار سیاه تاریخ جنبش های جدای طلب نداشته ایم، و نه خواهیم داشت. تراژیدی این ملت این است که دولت های ناتوان داشتند، اما مردم و ملت ما نباید در حصه مقاومت اشتباه کنند. ما همه گرسنگی را سپری کردیم، همه‌ی ما دیده ایم که تروریزم به دوستان و خانواده های مان چه می‌کند. ما آماده هستیم که جهت هموار کردن راه برای صلح مذاکره نمایم، اما هیگاهی هم کسی فکر نکند که ما از ترس و فشار مذاکره خواهیم کرد. تروریزم خون ما را ریختانده می‌تواند، اما تصمیم ما نمی تواند بشکند.

در جریان هفته ناگوار گذشته، همکار و دوست محترمم داکتر عبدالله عبدالله در جنازه پسر جوان سناتو ایزدیار اشتراک کرد. در جریان این مراسم جنازه یک انفجار دیگر صورت گرفت، انفجار به حدی قوی بود یکی از رهبران جهادی که در دومتر داکتر صاحب عبدالله ایستاده بود، نیم از جسدش در یک شفاخانه و نیم دیگر در شفانۀ دیگر پیدا شد.

این تروریزم است

شام همان روز، حتا پیش از این که خون و خاک به گونه مکمل پاک شود و با وجود تهدید انفجار های دیگر، داکترعبدالله تا ختم مراسم جنازه باقی ماند تا اعزاز و احترام را به جا کند، که هیچ تروریستی جلوش این کار را گرفته نمی‌تواند.

این همه شجاعت است

بی بی شیما مادری است در قندهار. سه پسر وی در مبارزه با تروریزم کشته شده، دو در پولیس و یکی دیگرش هم در اردو. با آن هم زمانی که با وی دیدم، با پسر چهارمی‌اش کمک می‌کرد که تا برای رزمیدن نام نویس بکند.

من از وی پرسیدم که چرا؟ می‌تواند در خانه بماند و خدمت مادرش را بکند.

گفت: می‌خواهم پسرم با تروریستان بجنگد تا مادران و دختران در قریه‌ی ما دردی را که من احساس کردم، آن ها احساس نکنند.

خانم ها و آقایان، ما حالا در یک قریه زندگی می‌کنیم، قریه‌ی که از سوی شماری از شبکه ها زیر تهدید می‌باشد که حدود و سرحد نمی‌شناسد. امروز هدف ما اینست که نشان بدهیم ما به همان اندازه قوی هستیم که بی بی شمیا است، همان قدر قوی هستیم به اندازه داکتر عبدالله و برای از بردن سلطه تروریزم همان قدر متعهد هستیم برابر با ۳۱ میلیون خواهر و برادر افغان ما.

زنده باد افغانستان

شریک سازی
Share on Facebook2kShare on Google+0Email this to someoneTweet about this on TwitterShare on LinkedIn0