ترجمه متن سخنرانی رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در بیستمین نشست بورد مشترک نظارت و هماهنگی (JCMB)

ترجمه متن سخنرانی رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در بیستمین نشست بورد مشترک نظارت و هماهنگی (JCMB)

به نام خداوند بخشاینده مهربان.

آقای حکیمی وزیر مالیه، آقای یاماموتو نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد برای افغانستان، لوی‌سارنوال حمیدی، اعضای کابینه، سفرای برجسته، نمایندگان محترم، والیان، اعضای جامعه مدنی، فعالان [حقوق] زن، دوستان و هموطنان.

بی‌نهایت خرسندم که شما را به نشست بورد مشترک نظارت و هماهنگی (JCMB) خوش‌آمدید گفته و از شما به خاطر همدلی و تعهدتان ابراز امتنان می‌نمایم. شما به شهری آمده‌اید که عزادار است. کابل هنوز هم در غم از دست دادن هموطنان‌مان ماتم گرفته است. حمله شنیع دهم جوزا تنها حمله به شهروندان صلح‌دوست کابل نه، بلکه حمله بر اصول پذیرفته‌شده، کنوانسیون‌ها، معاهدات و فرهنگ‌های حاکم بر دیپلوماسی جهانی بود؛ و اگر شجاعت هفت تن از افسران افغان نمی‌بود، این حمله می‌توانست جان‌های بیش‌تری از جمله همکاران بین‌المللی‌مان را بگیرد.

اما چه افرادی در انجام چنین اعمال جنایتکارانه، وحشیانه و نامشروع دخیل‌اند؟ چه کسی می‌تواند اعمال ترور اینچنینی را حمایت کند؟ چگونه می‌توان به آنها پناهگاه داد و از آنان حمایت کرد؟ چه نوع بدگمانی و بی‌تفاوتی نسبت به جامعه جهانی مشمول کشورهای مطیع قانون، به سازمان‌های جنایتکار این فرصت را می‌دهد که با تکیه بر ابزارهای سیاسی، عمداً غیرنظامیان را هدف قرار داده، به قتل برسانند و قربانیان بی‌گناهی را رقم بزنند که تنها جرم‌شان این بود که افغان‌هایی ساده‌اند و برای تهیه غذای خانواده‌های‌شان و تربیت فرزندان خود کار می‌کنند؟ شما در جامعه جهانی، و ما این جا در افغانستان؛ همه ما با تحمل دردهای بسیار آموخته‌ایم که وقتی به تروریزم اجازه داده شود، و حتی تشویق به رشد گردد، تروریست‌ها به سرعت در مبارزه با حامیان خود قرار گرفته و تخریب‌شان را به فراتر از مرزهای هر کشور و یا مردمی، گسترش خواهند داد.

به صورت عموم افغان‌ها و به صورت خاص شهروندان کابل دارای روحیه‌ای انعطاف‌پذیر و بااراده هستند. ما در حال بازیافتن (وضعیت) هستیم. هفته گذشته، از دو مکتب نزدیک به محل حمله بازدید کردم. علایم فزیکی تخریب در همه جا بود؛ اما همه اطفال کوچک، مرا مطمئن ساختند که کابوس‌های‌شان متوقف شده است. زمانی که پرسیدم چند نفر می‌خواهند یک روز رئیس‌جمهور شوند، بیش از نیمی از آنان دست‌شان را بالا بردند. اطفال بر کابوس‌ها غالب شده‌اند، اما بزرگسالان هنوز با آنها زندگی می‌کنند. ما باید کارهای زیادی انجام بدهیم تا به کابوس‌های بزرگسالان و جوانان ما نقطه پایان بگذاریم.

روحیه استوار ما، با نوع مشارکتی که شما همکاران بین‌المللی ما نشان داده‌اید، تقویت یافته است.

نخست؛ شما متحدانه در کنار ما ایستادید تا کنفرانس کابل را تدویر نموده و پروسه کابل را احیا نماییم. ما در پی صلح، متحدانه ایستاده‌ایم، زیرا صلح نخستین اولویت شهروندان افغانستان می‌باشد.

دوم؛ شما در پیروی از نورم‌های بین‌المللی رفتاری که جوامع متمدن را به یکدیگر پیوند می‌دهد، متفق‌القول و صریح بوده‌اید.

سوم؛ شما قدرت پایداری‌تان را نشان دادید. می‌خواهم از هر عضو جامعه بین‌المللی، دیپلومات‌ها، متخصصان انکشاف و فعالان جامعه مدنی به خاطر همدلی، غم‌شریکی و انعطاف‌پذیری‌تان سپاس‌گزاری کنم. شما حق کامل را به خاطر این که شهروند کابل محسوب شوید به دست آورده‌اید و من به عنوان یک کابلی، از پیوستن شما به جامعه کابل استقبال می‌کنم.

شما در مورد امنیت‌تان، نگرانی‌های بجا دارید. من به تمام شهروندان کابل می‌گویم که تأمین امنیت شما در صدر اولویت‌های ما قرار دارد. ما قبلاً اقدامات جدید امنیتی را روی دست گرفته‌ایم. طی هفته‌های آینده، ما با بازرسی دقیق‌تر، کنترول بهتر ترافیک به خاطر نظارت خوب‌تر و جلوگیری از نفوذ (دشمن)، آموزش نیروهای امنیتی و استخباراتی که در کابل فعالیت دارند، در صدد افزایش امنیت در شهر کابل هستیم. انجام این اقدامات در ماه‌های اول دشوار خواهد بود، به همین دلیل از شهروندان کابل می‌خواهم که به خاطر تأمین امنیت شهر کابل، شش ماه به حکومت وحدت ملی مهلت دهند. در عین حال ما نیاز به استخبارات بهتر و ایستادگی بیش‌تر شهروندان داریم که به خاطر توقف تروریست‌ها برای ورود به این شهر بسیج شوند.

مشاوره‌های من با بیش از هفت هزار شهروند کابل، ناامیدی عمیق همراه آشفتگی آنان و همچنین اجماع‌شان روی نیاز به اصلاحات کلیدی در بخش امنیت و انکشاف را نشان می‌داد. مردم نیازمند کار هستند. در نبود شغل و کار، مجموعه نامحدودی از همدستان و حمله‌کنند‌گان انتحاری، آماده می‌گردند که به این گروه‌ها بپیوندند که به‌خوبی از لحاظ مالی تأمین می‏شوند.

 در مقابل، ما علاوه بر تطبیق اصلاحات عمده در وزارت‌های امور داخله و دفاع، یک بسته‌ی اشتغال‌زایی اضطراری را در کابل تطبیق می‌نماییم که در هفته‌های نزدیک راه‌اندازی خواهد شد.

مردم سراسر کشور ما خواهان ثبات‌اند. تحقق بخشیدن این خواست مستلزم تقویت پروسه‌های دولت‌سازی، بازارسازی، ملت‌سازی و صلح‌سازی می‌باشد.

دولت‌سازی

بیش‌تر شهروندان افغان بارها گفته‌اند که دولتی می‌خواهند که بتواند از حقوق قانونی آنها طبق قانون اساسی حراست نموده و عدالت را برای هر شهروند افغان تأمین کند. فساد، حکومتداری بد، معافیت از مجازات و سیاست‌ انفعالی، از موانع اساسی فراروی دستیابی به دولتی است که شهروندان آرزو دارند.

اصلاحات یک گزینه نه، بلکه یک امر ضروری است. بدون اصلاحات همه‌جانبه، ما هم صبر شهروندان‌ و هم حمایت شرکای بین‌المللی‌مان را از دست خواهیم داد. شما بسیار سخاوتمند بوده‌اید و متحمل قربانی‌های مالی و جانی زیادی شده‌اید؛ زمان آن فرا رسیده که خودمان سرنوشت‌مان را تعیین نموده و مسؤولیت‌مان را به عهده گیریم. به منظور اصلاحات هدفمند، نمی‌توان آن را منحصر به یک شخص یا اداره نمود؛ بلکه این روند باید ملی باشد. تعهد به اصلاحات، باید برخاسته از کل حکومت باشد. اصلاحات در سرتاسر دولت از رهبران ملی گرفته تا پولیس و معلمان آن، باید مشهود باشد.

در ادامه صحبتم، می‌خواهم روی بعضی از اصلاحات عمده که در آینده نزدیک به میان خواهد آمد، تمرکز کنم.

تلاش‌های ما در زمینه دولت‌سازی به ایجاد یک دولت دموکراتیک که اقتدار آن برخاسته از حاکمیت قانون باشد، معطوف خواهد بود. اولین وظیفه عمده دولت، تأمین امنیت شهروندانش است.

از سال ۲۰۱۴ به این سو، اردوی افغانستان در مقابل تروریستان جنگیده و دلیرانه به خاطر یک افغانستان دموکراتیک و آزاد مجادله نموده است. در هفته‌های گذشته، پولیس ما مثل همیشه کار قهرمانانه را در عرصه مبارزه علیه تروریزم انجام داده است؛ شجاعتی که پولیس در دهم جوزا، در حمله واقع چهارراهی زنبق، از خود نشان داد؛ و مهارسازی حمله انتحاری بر یک مسجد (در غرب کابل) گواهی بر این امر است. با این حال، ساختارهای مرکزی نهادهای امنیتی، بارها در حمایت سیستماتیک از سرباز و پولیس شجاع ما، ناکام مانده‌اند و نیاز به اصلاحات دارند. پلان چهارساله امنیتی ما، تضمین خواهد کرد که قوای امنیتی‌مان را به مدافعین کارا و انحراف‌ناپذیر تبدیل نماییم.

اجازه بدهید که از زنان و مردان شامل مأموریت حمایت قاطع به‌خصوص جنرال نیکلسون و همکارانش به خاطر تعهد و همکاری دوام‌دارشان ابراز امتنان نمایم.

در دو و نیم سال گذشته، اصلاحات اساسی در وزارت دفاع به میان آمده است و با همکاری شرکای‌مان در عرصه آموزش، تکنالوژی، و هماهنگی بهتر، ما مطمئن هستیم که قوای ملی امنیتی ما به‌زودی مطابق شرایط بین‌المللی برای نیروهای مسلح مسلکی، عیار خواهند شد. قضاوت وزیر صاحب بهرامی و شرکای ما در مأموریت حمایت قاطع، این است که باقی اصلاحات در عرصه رهبری و مدیریت، و سیستم و پروسه‌ها در سه سال آینده کامل خواهد شد.

در حالی که اصلاحات وزارت دفاع در حال انجام است، اولویت اصلاحی در سکتور امنیتی ما، اصلاح وزارت امور داخله می‌باشد. از دیدار قبلی ما تا کنون، در سیزده پست عالی‌رتبه تغییر به میان آمده است و روند اصلاحات تسریع خواهد شد. شهروندان ما در کابل و سرتاسر کشور، به صورت مکرر بر ضرورت وجود پولیس آموزش‌دیده، بی‌طرف و متعهد در برابر تمام جامعه، صرف نظر از منافع شخصی‌شان که منجر به خراب شدن آنان از درون می‌گردد، تأکید می‌کنند.

این اصلاحات دشوار خواهد بود و واکنش‌هایی را نیز در پی خواهد داشت؛ اصلاحات چه زمانی آسان است؟ آوردن اصلاحات همیشه دشوار است؛ اما توجه باید بر یافتن راهکار متمرکز شود، نه بر یافتن بهانه.

اصلاحات وزارت امور داخله، کلید ثبات و تطبیق متباقی اجندای مبارزه علیه فساد است. عجالتاً، جهت تضمین فرماندهی و کنترول واحد، سر از ماه اکتوبر آینده، پولیس نظم عامه و پولیس سرحدی که از عناصر مشکل‌ساز وزارت امور داخله‌اند، به وزارت دفاع انتقال خواهد یافت. این تغییرات، همراه بررسی کلی از سوی وزارت دفاع، خواهد بود تا از توانایی رهبران در برآوردن بالاترین معیارهای اخلاقی و حرفه‌یی اطمینان حاصل شود.

حمایت از رهبری جدید، نیازمند ملکی‌سازی سیستم‌های عمده مدیریت منابع است. در شش ماه آینده، یک هزار غیرنظامی که در عرصه‌های مدیریت مالی، تدارکات و مدیریت منابع بشری آموزش دیده‌اند، در وزارت‌های دفاع و امور داخله توظیف خواهند شد؛ در قدم بعدی، زمینه آموزش‌های بیش‌تر در زمینه سیستم‌های اعتباری، نظارت و تفتیش نیز برای آنان فراهم خواهد گردید. سرباز و پولیس مستحق اینها هستند و در جیره روزانه، یونیفورم، لوجستیک و حمایت آنان نباید تقلب صورت گیرد.

ضرورت مفهوم‌سازی نظم و قانون، به صورت اساسی ارتباط نزدیکی با اصلاحات در بخش امنیتی دارد. در کمتر از یک سال، ستره‌محکمه و اداره لوی‌سارنوالی پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌اند که از آن جمله می‌توان به آموزش کارمندان جدید در عرصه قانون که از آنها امتحان اخذ گردید و ارزیابی شدند؛ پیگیری و نظارت بهتر قضایا؛ تلاش‌های تازه به خاطر پایان دادن به مصونیت در زمینه جرایم علیه زنان؛ و مشارکت عامه بیش‌تر در سکتور عدلی اشاره نمود.

ستره‌محکمه و سارنوالی اجندای اصلاحات همه‌جانبه را برای سال ۱۴۰۰ ه‌.ش روی دست گرفته‌اند و ما به منظور حصول اطمینان از تحکیم و دوام روند اصلاحات، مشتاقانه منتظر مشارکت‌ جامعه بین‌المللی هستیم. اختیارات به کمیسیون خدمات ملکی احیاشده تفویض می‌گردد تا روند استخدام و تقرر افراد را از طریق یک پروسه شفاف تکمیل سازد.

من به آقای نادری به خاطر تجربه اخیرشان در تقرر بیش از ۴۰۰، دقیقاً ۴۹۲، تن در اداره تذکره الکترونیکی تبریک می‌گویم. این تجربه از اقدامات آینده در این راستا نوید می‌دهد. ۲۵ هزار متقاضی در این پروسه اشتراک کردند و افراد از ۳۳ ولایت موفق به سپری نمودن امتحان شدند. پنج هزار بست دیگر نیز از طریق پروسه مشابه در ماه‌های آینده پر خواهد شد. علاوه بر آن، ۸ هزار معلم نیز از همین طریق جذب خواهند شد. تمامی بست‌های معینیت مالی و اداری در تمام سطوح حکومت و سِمَت‌های ارشد در دفتر ریاست‌جمهوری، وزارت امور خارجه، ستره‌محکمه و اداره لوی‌سارنوالی نیز از همین پروسه خواهند گذشت. استخدام شفاف باید یک اصل باشد، نه استثنا. من کاملاً آماده صدور اجازه تقرر در تمامی بست‌های ارشد هستم که نیاز به امضای من دارند تا از طریق یک پروسه رقابتی انجام شوند. امیدوارم در این زمینه به توافق نظر دست یابیم.

روند تصمیم‌گیری، بیش از حد در کابل متمرکز است. به منظور تأمین امنیت، ارائه بهتر خدمات و تشخیص نیازمندی به دانش و تفاهم محلی، ما در حال انتقال ساختار حکومتی بوده و توجه بیش‌تری را به سطح محلی متمرکز ساخته‎ایم. از میثاق شهروندی گرفته تا پالیسی حکومتداری محلی، ما می‌خواهیم مطمئن گردیم که شهروندان در مرکز پروسه‌ی انکشافی قرار دارند و نقش کلیدی را در پاسخگو بودن حکومت ایفا می‌کنند. ما باید به خاطر ارائه خدمات به قریه، ساختار مرکز را تغییر دهیم، نه این که قریه را تحت اثر مرکز بیاوریم.

افغانستان یک کشور دموکراتیک است که به صورت ذاتی، خصوصیت مشارکتی دارد. تفویض حق تصمیم‌گیری به سطح درست آن و داشتن اطمینان به حمایت از ضعیف‌ترین سطح حکومتداری، امری ضروری است؛ چراکه کلید تأمین امنیت اداره در سطح ولسوالی است. ضعف‌های ما و فقدان نهادهای نظم و قانون در سطح ولسوالی‌ها باید در کانون توجه ما قرار گیرد.

بازارسازی

در کنار تقویت اساسات ساختار بهتر حکومتداری، ما نیاز خواهیم داشت که در زمینه بازارسازی و انکشاف نیز اطمینان حاصل کنیم. ما باید از یک مودل توازن‌محور به طرف مودل متمرکز بر رشد حرکت کنیم. از اکلیل حکیمی وزیر مالیه و همکاران‌ ایشان به خاطر جمع‌آوری عواید در وضعیت دشوار، بی‌نهایت سپاس‌گزارم؛ اما اکنون، اولویت ما باید رشد دوامدار باشد. عواید، همه چیز نیست؛ رشد پایدار که تضمین‌کننده عواید دوامدار است، همه چیز است.

اجمل احمدی، همکارم، [مشاور ارشد رئیس‌جمهور در امور مالی] در مورد یک مودل سرمایه‌گذاری به منظور اطمینان از این که ما می‎توانیم رو به جلو حرکت کنیم، با شما صحبت خواهد کرد.

حکومت اقدامات جدی را به خاطر کاهش مصارف و مسؤولیت‌های اداری روی دست خواهد گرفت؛ و در چارچوب قانون اساسی و مقررات ما، سرمایه‌گذاری سکتور خصوصی را رشد خواهد داد. به منظور ارتقای سرمایه‌گذاری خارجی ما یک هیئت عالی‌رتبه را ایجاد خواهیم کرد که صلاحیت کار در بخش حمایت از سرمایه‌گذاران بین‌المللی که به افغانستان می‌آیند؛ کاهش تشریفات اداری و تثبیت حقوق مالکیت داشته باشند. همکارم جواد پیکار [رئیس اداره مستقل اراضی افغانستان] در مورد حقوق مالکیت با شما صحبت خواهد کرد. یک برنامه عالی به خاطر این که برخورداری شهروندان افغان از حقوق مالکیت مستحکم را تضمین کند، در حال اجرا می‌باشد. ما و وزیر معادن پرتلاش و جدیدمان خانم نرگس نهان، پیش‌بینی می‌کنیم که گسترش عمده‌ای در آفرهای [= پیشنهادات] منرالی تحت یک رژیم سرمایه‌گذاری مطلوب و شفاف رونما گردد که از یک سو موجب افزایش عواید دولت به خاطر اهداف عامه می‌شود و از سوی دیگر منجر به تشویق سرمایه‌گذاری در عرصه تکنالوژی استخراجی، اکتشاف قانونی و خاتمه دادن به سوءاستفاده و قاچاق مواد منرالی می‌گردد.

آب، یکی دیگر از منابع عمده افغانستان می‌باشد. حکومت اساسات قانونی را به خاطر بهره‌برداری بهتر از این منبع ایجاد خواهد نمود. ما، پیش از این، روی زیربناهای آبیاری و بندهای آبی به خاطر افزایش بهره‌وری زراعتی سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؛ و با تکمیل دیزاین تخنیکی، ما به سرمایه‌گذاری در این سکتور  که کلید رشد و کاهش فقر است، سرعت خواهیم بخشید. هدف ما تحت کنترول درآوردن ۱۸ میلیارد مترمکعب آب است که این کار را انجام خواهیم داد و انجام می‌شود.

یکی از دستاوردهایی که از زمان فعالیتم به عنوان وزیر مالیه به آن مفتخرم، گشایش سکتور مخابرات به روی فراهم‌کنندگان خصوصی بود که نتیجه آن روی کار آمدن چشمگیر موبایل‌های هوشمند، اتصال به انترنت، و توانایی مکالمه افغان‌ها در سرتاسر کشور و خارج از آن می‌باشد. حالا ما باید به مرحله بعدی حرکت کنیم. سال گذشته، ما «پالیسی دسترسی باز» را توشیح کردیم. تا ختم این هفته، من حکمی را امضا می‌نمایم که این پالیسی را به مرحله تطبیق می‌گذارد. این [زمان دربرگرفته‌شده] شاید تا حدودی بروکراسی به نظر آید، اما بعضی افراد هوشیار می‌دانند که این حکم ساده، دوصد میلیون دالر و یا بیش از آن، به سرمایه‌گذاری خصوصی می‌افزاید؛ قیمت‌ها را کاهش می‌دهد؛ و کیفیت را برای مصرف‌کنندگان افغان در سه سال اول، بهبود می‌بخشد.

ما به سرمایه‌گذاری خویش در عرصه‌هایی که منجر به همکاری منطقوی همانند دهلیزهای ترانسپورتی، خطوط برق، پایپ‌لاین‌ها، خطوط آهن و سرک‌ها می‌گردند، ادامه خواهیم داد. تاپی و کاسا۱۰۰۰ پروژه‌های بزرگی‌اند که به‌خوبی پیش می‌روند و اساس استراتیژی درازمدت رشد ما را تشکیل خواهند داد. آنها باید موفق گردند. ما از آنها داستان‌هایی خواهیم ساخت که حکایت کنند چگونه یک افغانستان باثبات می‌تواند باعث غنی‌تر شدن آسیای مرکزی گردد، در حالی که این امر در موجودیت یک افغانستان بی‌ثبات، هرگز امکان‏پذیر نخواهد بود.

می‌خواهم به همکارم داکتر قیومی [مشاور ارشد رئیس‌جمهور در امو زیربناها] به خاطر رسیدن به این هدف تنها در دو و نیم سال، تبریک بگویم. افغانستان بعد از یک دوره ۱۳۰ ساله، دوباره، با قدرت به آسیای مرکزی ملحق شد. اکنون اقتصادهای ما – افغانستان و آسیای میانه – با هم مرتبط هستند. آنها در حال مبدل شدن به بزرگ‎ترین شرکای تجاری ما هستند و اعتماد آنها چه در هر زمینه کاسا۱۰۰۰، تاپی یا خطوط آهن باشد، تغییر چشمگیری را در جهت‌دهی به ما ایجاد کرده است.

کلید وصل شدن آسیای میانه به آسیای جنوبی، پیروی تمام منطقه از قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO) است. تجارت بر اساس خاستگاه یا محدودیت‌ها نه، بلکه باید به صورت آزادانه جریان داشته باشد. تمام ما در سیستمی که در آن تجارت و ترانزیت یکجا شده، برنده خواهیم بود. ما روی دیدگاه انتقال پنج هزار الی پنجاه‌ هزار میگاوات انرژی برق از آسیای مرکزی به آسیای جنوبی کار می‌کنیم. عواید برخاسته از انتقال دو هزار میگاوات برق با عواید گمرکات در کشور برابری خواهد کرد.

ما با اتخاذ روش‌های جدید در این باره تأمل می‌کنیم و خود را وقف آن ساخته‎ایم، اما رژیم سرمایه‌گذاری باید در اولویت قرار گیرد. در حال حاضر، صندوق بین‌‌‌‌‌‌‌‌المللی پول (IMF) بر اساس سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی در افغانستان سه درصد رشد را پیش‌بینی نموده است. در قدم بعد، با بهره‌برداری از فرصت‌هایی که در مقابل ما قرار دارد، تسریع روند اصلاحات و بهبود اجرای بودجه، می‌تواند رشد ما را به پیمانه ۳ الی ۶ درصد بیش‌تر افزایش دهد.

آقای اجمل احمدی یک مودل سرمایه‌گذاری را که اختصاص منابع به صورت کارا و تطبیق مؤثر آنها را تضمین می‌کند، انکشاف داده است که آن را با شما شریک خواهد ساخت.

ملت‌سازی

در کنار بازارسازی، ما باید یک ملت متحد نیز بسازیم. ملت، عبارت از یک جامعه اخلاقی می‌باشد. ملت‌سازی نیازمند پرورش احساس عمیق تحمل به خاطر گفت‌وگو و بحث‌های آزاد می‌باشد. جامعه‌ای همانند جامعه ما که تقریباً چهل سال جنگ مداوم را تجربه کرده است، نیاز دارد که ظرفیت شنیدن و درک رنج‌ها و زخم‌های گذشته را که آینده‌ی ما را تعقیب می‌کند، در خود پرورش دهد. در صورتی که ما بر گذشته غالب نشویم، از آینده نیز محروم خواهیم شد.

من، داکتر عبدالله و همه ما، مصمم هستیم که اطمینان یابیم آینده از آن ماست و ما قربانیان گذشته نیستیم. افغانستان یک جامعه‌ی ذی‌نفع است. مشوره در این کشور یک امر حتمی و ضروری است. به عنوان رئیس‌جمهور و به عنوان یک شهروند، پی برده‌ام که خِرد جمعی یک امر عالی و بسیار سازنده است؛ بنابراین، من خودم را به ایجاد یک استراتیژی رجوع سرتاسری مردمی به خصوص با شامل ساختن علما، بزرگان، جوانان، زنان، فقرا و جامعه تجاری‌مان، متعهد می‌دانم.

احساس نارضایتی، شکل لسانی، سمتی و هویتی به خود می‌گیرد. ما نمی‌توانیم نابودی مخفی برخاسته از قطب‌بندی هویتی را دست‌کم بگیریم. مثل همیشه، رهبران بی‌پروا و متشبثینی که منافع ملی را قربانی منفعت شخصی‌شان می‌کنند، می‌توانند یک جامعه پولاریزه را دستکاری کنند. ما نمی‌توانیم اجازه چنین کاری را بدهیم. اما ما همچنین باید تصدیق کنیم که نارضایتی‌های هویتی، پیچیده و به صورت عمیقی محسوس است که بیش‌تر استوار بر بی‌توجهی و تبعیضی است که از گذشته بر جا مانده است. حکومت وحدت ملی نمی‌تواند اجازه دهد که این زهر گسترش یابد.

به عنوان بخشی از مشوره‌ها و رجوع به مردم، من یک گفتمان ملی را که نگرانی‌های مردم را مشخص خواهد ساخت، رهبری خواهم کرد تا بتوانیم با آنان به صورت آزادانه بحث کنیم و به صورت جمعی از قطب‌بندی‌ ‌شدن کشورمان جلوگیری کنیم.

در بخش‌هایی همانند پالیسی‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و کارمندان حکومت که تحت کنترول ماست، ما به دقت اوضاع را بررسی می‌کنیم تا اطمینان یابیم با تمامی اقشار به صورت عادلانه رفتار می‌شود و به عنوان یک شهروند برابر (با شهروند دیگر) – که حق هر افغان بوده و قانون اساسی آن را تضمین کرده – از وی نمایندگی شده است.

در یک حکومت مبتنی بر دموکراسی، انتخابات آزاد و عادلانه، میکانیزم کلیدی به خاطر پاسخگو ساختن حکومت است. کمیسیون مستقل انتخابات تصمیم خود مبنی بر برگزاری انتخابات پارلمانی در جولای ۲۰۱۸ [سرطان ۱۳۹۷] را اعلام کرده است. من و حکومت وحدت ملی به صورت همه‌جانبه از کمیسیون انتخابات حمایت همه‌جانبه می‌نماییم تا انتخابات را با استقلالیت و بی‌طرفی و به صورت عادلانه و فراگیر برگزار کند. به خاطر تحقق این هدف، باید مشوره‌های فشرده بین کمیسیون مستقل انتخابات، نهادهای جامعه مدنی، نهادهای زنان و جوانان، احزاب سیاسی، علما و دیگر اقشار جامعه ما و جامعه بین‌المللی وجود داشته باشد. من به رسانه‌ها و احزاب سیاسی‌مان تأکید دارم که از انتخابات پارلمانی آینده به خاطر راه‌اندازی گفت‌وگوهای ملی همه‌جانبه درباره مشکلات ما و راه‌حل‌های بالقوه استفاده کنند.

آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۹ نیز باید به‌زودی آغاز گردد. ما اطمینان می‌دهیم که جدول زمانی و معیاراتی که کمیسیون اتخاذ کرده، تطبیق می‌گردند. یک پلان عمل طی سه هفته آینده با مردم و جامعه بین‌المللی شریک خواهد شد. این پلان عمل شامل قوانینی به منظور دسترسی عادلانه به رسانه‌ها خواهد بود. این انتخابات فرصت را برای نسلی که به خاطر ورود به عرصه سیاسی به بلوغ رسیده فراهم می‌کند. ایجاد یک گفتمان عامه به خاطر رسیدن به اطمینان نسبت به وجود یک عرصه برابر و مساوی برای همه نیز باید یک اولویت باشد.

نظارت یک مسأله حیاتی به خاطر اعتبار انتخابات است. ما از تمامی گروه‌های جامعه، به ویژه نهادهای جامعه مدنی، می‌خواهیم که در یک گفت‌وگو روی نظارت از انتخابات سهم بگیرند و در این راستا سیستم‌ها و پروسه‌های عادلانه ایجاد کنند. ما به همین ترتیب از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که به منظور ایجاد یک میکانیزم قوی و معتبر نظارت بر انتخابات، به ما ملحق شده و به ما کمک کنند.

صلح‌سازی

حکومت وحدت ملی از زمان ایجاد به یک دیدگاه صلح متعهد بوده است. ما سرمایه سیاسی و زندگی‌مان را به خاطر تأمین صلح تقدیم کرده‌ایم؛ اما دستی که ما برای صلح دراز کردیم، هنوز گرفته نشده است. همچنین، درخواست ما به خاطر تضمین بی‌طرفی روابط دولت با دولت همراه پاکستان هنوز تحقق نیافته است. ما مصمم به تأمین صلح هستیم، اما جامعه بین‌المللی باید درک کند که تحمل مردم ما به خاطر این ویرانی‌ها به سر خواهد رسید.

گروه‌های طالبان، باید بدانند که زمان به نفع‌شان نیست. آنان می‌توانند صلح و آشتی واقعی را بپذیرند، و یا آماده باشند که از طرف جامعه جهانی به عنوان یک سازمان تروریستی در دسته‌بندی قرار گیرند.

جامعه بین‌المللی باید واضح بسازد که وقتی تمامی نورم‌های پذیرفته‌شده نقض می‌شوند، و سفارت‌خانه‌ها و دیپلوماتان به صورت عمدی مورد حمله قرار می‌گیرند، سکوت نمی‌تواند پاسخی برای آن باشد.

ما در خط مقدم نبرد برای دفاع از استقلال کشورمان و امنیت جهانی قرار داریم. چالش‎ها واضح است و در صورتی که ما با قاطعیت، انسجام و در جهت مشخص عمل نکنیم، بدتر از این خواهند شد.

ملت اراده‌اش را به ما تثبیت کرده است. اکنون این به ما، یعنی خدمت‌گزاران مردم، تعلق می‌گیرد تا دولت را به عنوان ابزاری برای تحول کشور – آنچه مردم و هموطنان‌مان آرزو دارند – مبدل سازیم.

ما باید به فساد پایان دهیم.

ما باید عدالت را تأمین کنیم.

ما باید اطفال‌مان را آموزش دهیم.

و ما باید صلح را تأمین کنیم.

آنچه جامعه بین‌المللی از ما می‌خواهد، همان است که مردم ما می‌خواهند. جامعه بین‌المللی هیچ‌گونه اجندای بیرونی ندارد. شرایطی که ما پیشنهاد می‌دهیم، شرایط خودمان است؛ بنابراین اراده ما است که شرایطی که خودمان پیشنهاد کرده‌ایم را برآورده سازیم.

بیایید متحد شویم تا آینده را برای نسل بعدی مصون بسازیم. یک افغانستان باثبات به نفع همه است و این کشور تکیه‌گاهی برای امنیت جهانی بوده و مکانی خواهد بود که در آن شرق و غرب، شمال و جنوب، با هم یکجا می‌شوند؛ همان طور که برای هزاران سال اینگونه بوده است.

تشکر از شما.

شریک سازی
Share on Facebook0Share on Google+0Email this to someoneTweet about this on TwitterShare on LinkedIn0