ترجمۀ متن سخنرانی رئیس‌جمهور محمداشرف غنی در هشتمین کنفرانس قلب آسیا – پروسۀ استانبول

ترجمۀ متن سخنرانی رئیس‌جمهور محمداشرف غنی در هشتمین کنفرانس قلب آسیا – پروسۀ استانبول

استانبول، ترکیه-  ۱۸  قوس ۱۳۹۸

بنام خداوند بخشاینده و مهربان

رئیس‌جمهور اردوغان، جلالتمآبان، وزرای عالیقدر، رؤسای هیأت‌ها، خانم‌ها و آقایان!

برایم جای افتخار و مسرت است که در هشتمین نشست قلب آسیا – پروسۀ استانبول، حضور یافته و یکبار دیگر تعهدمان را نسبت به این روند، تجدید می‌نمائیم.

دهه‌ی که آغازگر این پروسه بود، به عنوان دهه‌ی که بی‌باوری جهانی و تغییر مختل‌کننده بر آن سایه افکنده، تعریف می‌شود. دهه‌ی کنونی با تهدیدهای متعدد از جمله تروریزم، تجارت نامشروع مواد مخدر، جرم و جنایت و مخالفین سیاسی مسلح که دارای ابعاد ملی و فراملی هستند روبه‌رو بوده است. در حقیقت موارد مذکور، امنیت جمعی ما را در سطح منطقه‌یی و جهانی، تهدید می‌کند.

از سوی دیگر، این تهدیدها و چالش‌ها، فرصت‌هایی برای تغییر مثبت را نیز به میان آورده است.

باوجود جنگ چهل‌‎ساله که هنوز ادامه دارد، براساس سروی اخیر بنیاد آسیا، روحیۀ مردم افغانستان افزایش خوشبینی‌ها به خاطر آینده را نشان می‌دهد.

کلید تداوم این خوشبینی، مهار تهدیدها و مدیریت خطرات در تطبیق اجندای ملی اصلاحات ما، مبارزه با فساد، اتصال منطقه‌یی و همکاری بین‌المللی است. این در حقیقت، روندی است که باید به صورت عاجل و با تکاپوی بیشتر به خاطر دستیابی به منافع مشترک‌مان، ادامه یابد.

به نمایندگی از حکومت و مردم افغانستان، تمایل دارم که از شما به خاطر ایجاد این فرصت برای تداوم روند کنونی، ابراز سپاس نمایم.

کنفرانس قلب آسیا – پروسۀ استانبول که به ابتکار رئیس‌جمهور اردوغان برگزار گردید، اهمیت خود را با گذشت زمان ثابت کرده است. من از ترکیه، قزاقستان، چین، پاکستان، هند و آذربایجان به خاطر میزبانی نشست‌های قبلی پروسه استانبول و از تاجیکستان به خاطر پذیرفتن میزبانی نشست سال آینده‌، ابراز امتنان می‌کنم.

از حکومت و شهروندان ترکیه به خاطر میزبانی فوق‌العاده‌ی هشتمین نشست پروسۀ استانبول سپاسگزارم.

با ابراز امتنان از رئیس‌جمهور اردوغان، ترکیه علاوه بر ایفای نقش کلیدی در بخش امنیتی از سال ۲۰۰۱ بدینسو، در بخش اقتصادی نیز با افغانستان همکاری دارد. دوستی بین افغانستان و ترکیه ژرف، گسترده، دوامدار و بدون حد و مرز است.

از دولت‌‎های آذربایجان، چین، هند، ایران، قزاقستان، قرغیزستان، پاکستان، روسیه، عربستان سعودی، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، اوزبیکستان و امارات متحدۀ عربی، به خاطر استحکام و اهمیت بخشیدن به این پروسه، قدردانی می‌کنم.

تحقق دیدگاه «افغانستان، چهارراه آسیا» که منافع همۀ ما در آن نهفته است، به میزان قابل‌‎ملاحظه‌ی، وابسته به اولویت‌های انکشافی؛ چگونگی استفاده از سرمایه‌ها؛ ظرفیت‌ها و تجاربِ کشورهای‌تان می‌باشد.

تلاش‌های جمعی‌ ما طی پنج‌سال گذشته، نشان داده است که «اتصال منطقه‌یی» آزمون مطلوبیت، امکان‌سنجی و باورپذیری را سپری نموده و بیانگر آن است که نفع همۀ ما، در آن نهفته است.

از کشورهای آذربایجان، چین، قزاقستان، قرغیزستان، روسیه، تاجیکستان، هند، ترکیه و ترکمنستان به خاطر گشایش دهلیزهای ترانزیتی و تجاریِ حیاتی، از جمله دهلیز لاجورد و جادۀ ابریشم به چین، تشکر می‌کنم. با گشایش این دهلیزها، میزان صادرات افغانستان در سال ۲۰۱۹، برای نخستین بار به یک میلیارد دالر رسید.

از دولت‌های هندوستان و ایران بخاطر مبدل‌کردن بندر چابهار از طرح به واقعیت و از ایالات متحدۀ امریکا در خصوص معاف‌نمودن این دهلیز مهم از تحریم‌ها، ابراز سپاس می‌کنم.

تولیدات افغانستان به بازارهای جدید راه یافته‌اند؛ جلغوزۀ افغانستان به چین، میوه و سبزی‌جات تازه به هند و میوۀ خشک به کانادا، فنلند، جرمنی، بریتانیا و دیگر کشورها صادر شد.

از هندوستان یکی از شرکای بنیادی افغانستان در انکشاف و تجارت، به خاطر پیشگام‌شدن در اجرای طرح دهلیزهای هوایی، کمک‌های اقتصادی سخاوتمندانه این کشور و همکاری گسترده در عرصه تجارت با افغانستان، ابراز امتنان می‌کنم.

این‌ها تنها چند مثال از آنچه باهم انجام داده‌ایم بودند. همچنین، تمایل دارم به نمایندگی از زارعین، متشبثین و تولیدکنندگان افغان از شما تشکر کنم، زیرا وصل‌شدن کشورهای ما با یکدیگر منتج به افزایش عواید آنان و بهبود وضعیت‌ معیشتی‌شان گردیده است.

موفقیت‌هایی که امسال در زمینۀ انتقال انرژی کسب کردیم، اثبات دیگری بر اهمیت بلند پروسۀ استانبول می‌باشد. به عبارت دیگر، ما به تحقق انتقال انرژی از آسیای میانه به آسیای جنوبی یک قدم دیگر نزدیک‌تر شدیم. کار ساخت پایپ‌لاین گاز تاپی، به سرحد افغانستان در هرات رسیده و ادامۀ کار آن در خاک افغانستان، سال آینده آغاز خواهد شد. از ترکمنستان به خاطر تأکید بر تحقق این پروژه، سپاسگزاری خاص می‌نمایم. همچنین، لین انتقال برق از ترکمنستان به پاکستان، از طریق افغانستان، یک پروژۀ مهم سکتور خصوصی است که کار تطبیق آن به محض موافقت پاکستان، آغاز می‌گردد.

از عربستان سعودی و امارات متحدۀ عربی به خاطر گسترش حمایت‌شان از سکتور امنیتی و همکاری با ما در گفتمان تجارت و سرمایه‌گذاری، ابراز سپاس می‌کنم.

در سفر اخیر خویش به پاکستان، دیدگاه همکاری‎های اقتصادی و آرزومندی حکومت و مردم افغانستان را بخاطر ضمانت برنامه‌های بزرگ اقتصادی منطقوی و پروژه‌های تجارتی و ترانزیتی، بیان کردم.

هدف مشترک پاکستان و افغانستان به عنوان اعضای سازمان تجارت جهانی، عمل‌نمودن بر اساس قوانین و مقررات این سازمان می‌باشد که مزایای آن برای کشورهای عضو سازمان متذکره ثابت شده است. امیدوارم در این زمینه، شاهد همکاری‌های مطلوب در آینده باشیم.

همچنین، تمایل دارم از ملت‌های آسترالیا، کانادا، دنمارک، مصر، فرانسه، فنلند، جرمنی، عراق، ایتالیا، جاپان، هالند، ناروی، پولند، هسپانیه، سویدن، بریتانیا و ایالات متحده که حمایت خود را از پروسۀ استانبول اعلام کردند، تشکر کنم.

کشورهای همکار ما بعد از حادثۀ یازدهم سپتامبر، به حمایت دوامدار مالی و جانی‌شان برای سال‌ها ادامه دادند. به نمایندگی از قوای امنیتی و دفاعی افغانستان، به زنان و مردان این کشورها که از سال ۲۰۰۱ الی ۲۰۱۴ در نقش‌های نظامی و غیرنظامی با ما یکجا خدمت کرده‌اند، ادای احترام می‌کنم. علاوه بر آن، از آنانی که از سال ۲۰۱۵ بدینسو در چارچوب مأموریت حمایت قاطع، مصروف آموزش، مشوره‌دهی و کمک به قوای افغان که در خطوط مقدم نبرد مبارزه جهانی علیه تروریزم می‌جنگند نیز سپاسگزارم.

سپاسگزاری قلبی‌ام را به خانواده‌های نظامیانی که به خاطر امنیت شما و آزادی ما قربانی فراوان دادند، ابراز می‌نمایم.

از زمان تدویر کنفرانس توکیو در سال ۲۰۰۲ تا کنفرانس ژنیو در سال ۲۰۱۸، حمایت‌های دولت‌های شما، تأثیرات شگرفی بر زندگی افغان‌ها گذاشته است. به نمایندگی از هموطنانم، خصوصاً اطفال، جوانان، زنان و قشر فقیر کشور، از شهروندان، پارلمان‌ها و دولت‌ها و به طور اخص مالیه‌دهندگان شما به خاطر کمک‌های گسترده‌شان، ابراز امتنان می‌نمایم.

با تشکر خاص از رئیس‌جمهور ترامپ به خاطر دیدار اخیرش از افغانستان، تدوین پالیسی آسیای جنوبی ایالات متحده و حمایتش از روند صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها؛ ایالات متحده همکار بنیادی و قابل‌ اعتماد مردم و حکومت افغانستان بوده است. همکاری بین افغانستان و ایالات متحدۀ بر اساس منافع مشترک و احترام متقابل، به کشور ما امکان بخشید که با اعتماد به نفس و تعهد در راستای حل مشکلات، مقابله با تهدیدها و ایجاد فرصت‌ها و استفاده از آن، به راه خود ادامه بدهیم.

سازمان‌های منطقه‌یی و بین‌المللی که همکاران و حامیان ما هستند: از شما به خاطر نقش حیاتی‌تان در تسهیل همکاری‌های منطقه‌یی از طریق فراهم‌نمودن زمینه‌های توافق روی قوانین، پالیسی‌ها و پروسه‌ها و همچنین ارائه بهترین مودل‌های سرمایه‌گذاری روی زیربنا، سرمایۀ بشری، حکومتداری و حاکمیت قانون، سپاسگزاری می‌کنم. از برکت موافقت‌نامه‌هایی که با همکاری شما با درنظرداشت وضعیت ایجاد گردید، ما در حال تغییر فرهنگ حکومتداری در کشورمان هستیم؛ تکمیل موفقانه‌ی موافقت‌نامۀ ما با صندوق بین‌المللی پول، تأییدی بر این موضوع است. از اتحادیۀ اروپا به خاطر قرارداد دولت‎سازی، یک رویکرد نتیجه‌‌محور که به ما امکان طرح اصلاحات بر اساس شاخصه‌های قابل‌بررسی را می‌دهد، تشکر می‌کنم.

در اخیر سپاسگزاری‌هایم از شما کشورهای دوست و همکار، از شخصیت باحس انسان‌دوستی و دوست عزیز افغانستان، داکتر تتسو ناکامورا یادآوری و قدردانی می‌کنم، کسی که سوگمندانه یک‌هفته قبل از سوی تروریستان به قتل رسید. وی محبت خود نسبت به افغانستان را ثابت کرد. داکتر ناکامورا الگوی انسان‌دوستی بود و ثابت کرد که یک فردِ دارای دیدگاه و تعهد بر اینکه چه کارهایی را می‌تواند انجام دهد.

وی به تنهایی با مدیریت آب‌های خروشان ما، به دشت‌های کشور طراوت و سرسبزی بخشید و زندگی نزدیک به یک میلیون افغان را متحول ساخت. من به مهارت رهبری، انسان‌دوستی و ازخودگذشتگی وی، ادای احترام می‌کنم. ما در این غم بزرگ با خانوادۀ داکتر ناکامورا، مردم و حکومت جاپان و مردم ننگرهار که وی را جزء از خودشان می‌دانستند، شریک هستیم.

منافع جامعۀ بین‌المللی را دو بُعد کلیدی تشکیل می‌دهد؛ نخست، مهار تهدیدها و دوم، ایجاد و گسترش فرصت‌ها.

تهدیدهایی که با آن روبه‌رو هستیم، عبارت از تروریزم فرامرزی، سازمان‌‎های جنایتکار فرامرزی، خصوصاً در زمینه مواد مخدر؛ اقسام بنیادگرایی که ترویج کنندۀ خشونت و آسیب رساندن به ثبات کشورها هستند، همکاری منطقه‌‎یی و نظم جهانی و بی‌باوری که از ذهنیت‌ها و تعبیرهای تضاد منافع ناشی می‌شود و برداشت‌های کوته‌بینانه و مجموع صفر منافع ملی، به طور اخص، مدارانمودن آشکار و پنهان با سازمان‌های جرمی و تروریستی، می‌باشد.

تهدیدهای مزبور خطرناک هستند، زیرا در شبکه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ظاهر می‌شوند. شبکه‌های مجازی بخش دیگر این تهدیدها است که تغییرپذیر بوده و می‌تواند تأثیرات مهلک و مرگ‌بار را در پی داشته باشد.

این شبکه‌های مُخرب توجه خود را بر افغانستان متمرکز کرده‌اند، زیرا حقیقت امر این است که کشور ما افغانستان در قلب آسیا قرار دارد. شبکه‌های تروریستی، افغانستان را به عنوان مکان تطبیق افکار خودسرانه و ناشی از فرضیات گمراه‌کننده‌شان در نظر گرفته‎اند. به عبارت دیگر، این گروه‌ها باور دارند که افغانستان از لحاظ جغرافیایی، بهترین موقعیت برای تهدید کشورهای دیگر می‌باشد.

علاوه برآن، ما شاهد بوده‌‎ایم که روابط بنیادی/اورگانیک بین شبکه‌های تروریستی و سازمان‌های جرمی ایجاده شده است. در اینجا می‌توان از تجارت نامشروع مواد مخدر نام برد که در ابتدا از قاچاق کوکنار شروع شد و با تأسف، اکنون شامل مادۀ روان‌گردان مت‌آمفتامین (شیشه) نیز می‌باشد. طی یک عملیات نظامی در ولایت فراه، قوای امنیتی و دفاعی کشور، به ارزش تخمینی یک میلیار دالر مواد مخدر و فابریکه‌های آن را نابود کردند. باید بگویم که شبکه‌های مذکور، آیندۀ نسل جوان ما را تهدید می‌‎کند.

این مسأله را در نشست‌های گوناگون و در مقابل شما خاطرنشان کرده‌ام و امروز یکبار دیگر تأکید می‌کنم که این موضوع هنوز به قوت خود باقی است و حتی استعجالیت بیشتر دارد. این‌ها تهدیدات درازمدت هستند که نیازمند پاسخ منسجم و احساس مسئولیت جمعی ما می‌باشد. به باور من، به استثنای بعضی موارد، پاسخ ما به عنوان دولت‌‎ها کُند، پراکنده و کوتاه‌مدت بوده است.

همۀ ما برای دستیابی به راه‌حل‌های خلاق و منسجم، باید یکجا کار کنیم و از تمامی ابزار همکاری بین‌المللی و اتصال منطقه‌یی برای مبارزه با این تهدید مشترک استفاده کنیم.

اقداماتی که حکومت افغانستان و خاصتاً قوای امنیتی و دفاعی افغانستان در راستای مبارزه با تروریزم انجام داده‌‎اند را با شما شریک خواهم ساخت. همچنین، از شما دعوت می‌کنم تا روی یک روایت جمعی برای پایان‌دادن به خشونت از طریق پروسۀ صلح، تمرکز کنیم.

نخست اجازه دهید به فرصت‌های بپردازم که در اتصال منطقه‌یی و همکاری‌های بین‌المللی نهفته است و می‌تواند راه حل برای مقابله با تهدیدها باشد.

افغانستانِ قرن نوزدهم و بیستم، یک جزء گمشده در تلاش‌های زیربنایی به منظور اتصال آسیای میانه با آسیای جنوبی و آسیای شرقی با آسیای غربی محسوب می‌شد. در حال حاضر افغانستان در حال وصل‌شدن به روند تحول اوراسیا به یک براعظم اقتصادی، می‌باشد؛ این اتصال از طریق لین‌های انتقال برق، پایپ‎لاین‌های نفت و گاز، خطوط آهن و شاهراه‌ها و شبکه‌های فایبر نوری تحقق می‌یابد که برای همه کشورهای منطقه، سودمند واقع خواهد شد.

در مورد تاپی و دیگر پروژه‌های منطقه‌یی که در مرحلۀ ساخت و اعمار قرار دارند صحبت کردم، اما شایان توجه است کارهای زیادی وجود دارد که می‌توانیم یکجا انجام بدهیم.

افغانستان به عنوان کشوری که دسترسی به آب دارد، می‌تواند نقش عمده را در اتخاذ یک رویکرد منطقه‎یی مشترک در راستای محافظت از محیط زیست و استفاده از انرژی قابل‌تجدید ایفا کند. ظرفیت تولید انرژی در افغانستان از منابع آبی ۲۳۰۰۰ میگاوات، از انرژی آفتابی ۲۲۰۰۰۰ و از انرژی باد ۸۰۰۰۰ میگاوات می‌باشد. بکارگیری نرم‌افزارهای مدرن، زمینۀ تثبیت موقعیت‌های مشخص برای استفادۀ اعظمی از این ظرفیت‌ها را که منجر به تحول کشورهای ما و منطقه خواهد شد، را میسر می‌سازد.

افغانستان برخوردار از غنی‌ترین ذخایر معدنی در جهان است. زمین‌شناسان روسی بعد از تحقیقات و مستندسازی یافته‌های خود طی دهه‌های ۱۹۷۰و۱۹۸۰میلادی در افغانستان را «جدول تناوبی مندلیف» توصیف کردند.

طی پنج‌سال گذشته، ما زیربنای لازم از لحاظ حکومتداری و حقوقی را برای انکشاف سرمایۀ‌ طبیعی کشور به منظور رفاه مردم ایجاد کرده‌ایم. استراتیژی مبارزه با فساد افغانستان که شامل اصلاح نهادها و تنفیذ قانون می‌باشد، دارای نتایج ملموس است. افغانستان در رده‌بندی بانک جهانی، در صدر کشورها بخاطر اصلاحات در شاخص‌های کسب و کار بانک جهانی قرار گرفت.

پرسش دیگر این است که چگونه می‎توانیم در راستای مقابله با تهدیدها و استفاده و توسعه فرصت‎ها با یکدیگر همکاری کنیم؟

نخست، با شریک‌ساختن درس‌هایی که از همکاری منطقه‌یی و روند ملت‌/دولت‌سازی آموختیم، همۀ ما بر خطرات جنگ و از هم‌پاشیدگی در مقاطعی از تاریخ خود غالب شده‌ایم؛ همکاری منطقه‌یی را گسترش داده‌ایم و روی زیربناها و سرمایه بشری سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، اما هیچ مرجعی که بتوانیم مروری بر درس‎های آموخته‎شده داشته باشیم در دسترس نداریم. نشست قلب ‌آسیا – پروسۀ استانبول می‌تواند  یک مرکز را به خاطر این چنین درس‌های آموخته‌شده ایجاد کند.

حادثۀ یازدهم سپتامبر منجر به ظهور یک اجماع بی‎سابقه مبنی بر ضرورت به یک افغانستان باثبات، مردم‎سالار و مرفه گردید. امروز منافع مشترک ما ایجاب می‎کند که این اجماع تجدید شود. مردم افغانستان می‎خواهند کشورشان به عنوان محور همکاری‎های منطقه‎یی و بین‎المللی دیده شود، نه به مثابۀ میدان تقابل منافع کوتاه‎مدت و جنگ‌های نیابتی خرابکارانه.

سوم، سطح همکاری ما در عرصۀ مبارزه با تروریزم، باید توسعه یابد. اجازه دهید مثالی را با شما شریک سازم: یک‌سال قبل داعش در ۱۰ ولسوالی ننگرهار به عنوان یک تهدید عمده و بزرگ محسوب می‌شد. هدف این گروه، تصرف مغاره های توره بوره بود. ظلم‌ و قساوتی که این گروه مرتکب شد، خارج از قوۀ بیان است. آنان اطفال، کهن‌سالان و علمای دینی را منفجر کردند؛ قریه‌ها، مساجد و مکاتب را ویران کردند و رنج غیرقابل‌وصف را بر مردم تحمیل کردند. حملات هوایی دوامدار توانست تا حدی آنان را مهار کند، اما به صورت اساسی معادله را تغییر نداد. ما یک رویکرد با مؤلفه‎های خیزش‌های مردمی، تحلیل دقیق استخباراتی، استقرار قوای خاص و کوماندو و حمایت هوایی را اتخاذ کردیم. هدف ما مشخص بود، یعنی پاک‌سازی تمام ۱۰ ولسوالی از تهدید داعش و تصرف و حفظ آن‌ها، ما به هدف خود رسیدیم.

یک ماه قبل، به ولایت ننگرهار سفر کردم. به صورت مجموعی تعداد داعشیان تسلیم‌شده۱۴۴۲ تن است که از این میان۴۰۱ تن مرد، ۳۸۱ تن زن و متأسفانه۶۶۰ کودک می‎باشند. از میان ۴۰۱ مرد داعشی که تسلیم شده‌اند ۱۹۶ تن پاکستانی، ۳ اردنی، ۴ تُرک و یک ایرانی شامل هستند. از میان ۳۸۱زن داعشی تسلیم‌شده، ۳۱۳ تن اتباع خارجی دیگر، ۱۰ هندی، ۶ اوزبیکستانی، یک تُرک، ۳ اردنی، ۳ تاجیکستانی و ۲ قرغیزستانی می‎باشند.

در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۹، در نتیجۀ یک عملیات در ولایت هلمند، عاصم عمر، رهبر و قوماندان گروه القاعده در شبه قارۀ هند کشته شد. جنگجویان القاعده که دستگیر و کشته شدند، اتباع خارجی بوده و بیشترشان اتباع پاکستان بودند.

این دو مثال، تأییدی بر آن است که همۀ ما با یک تهدید مشترک روبه‌رو هستیم. ما باید چارچوب‌های همکاری منطقه‎یی را طرح نماییم تا زمینۀ تشریک معلومات استخباراتی، تحقیقات از مجرمین و محاکمۀ آنان، ترتیب موافقت‎نامه‎ها به منظور تبادلۀ جنگجویان، تعریف مسؤولیت‎های‎ ما در راستای احیای جوامع‌مان و خشکانیدن ریشه‌های بنیادگرایی در کشورهایی که تروریستان در آن رشد می‌کنند، را فراهم کند.

تا جایی که وظیفۀ ما بوده، حکومت افغانستان متعهد به شفافیت کامل این روند و تشریک معلومات می‎باشد، امیدوارم که ما بتوانیم به پیشرفت‌های عمده در این راستا دست یابیم.

چهارم، باوجود تلاش‌های مشترک ما، کشورهای منطقه و جهان در زمینۀ مبارزه با مواد مخدر پیشرفت چندانی نداشته‎اند. این مشکل را از دو جنبه می‌توان مورد بررسی قرار داد: نخست، کارتل‌های مواد مخدر و سازمان‌های جرمی که از این تجارت ویرانگر منفعت بدست می‌آورند، قوی‌تر شده و از نقاط ضعف و آسیب‌پذیری جهانی‌‌شدن برای دستیابی به منفعت نامشروع خود، سوء استفاده می‌کنند. دوم، ما روی چارچوبی که به صورت واضح زنجیرۀ تولید، پروسس، ترانزیت، قاچاق و مصرف مواد مخدر را با جزئیات بیان کند، توافق نظر نداریم.

روابطی که بین زنجیرۀ خبیثۀ مواد مخدر وجود دارد، باید در همکاری نزدیک با کشورها، نهادهای جامعه مدنی، جوامع تجارتی و سازمان‌های منطقه‌یی و بین‌‎المللی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. از سوی دیگر، روابط اورگانیک بین سازمان‌های تروریستی فرامرزی و تولیدکنندگان و پروسس‌کنندگان مواد مخدر و طالبان، تلاش‌های ما در عرصۀ مبارزه با مواد مخدر را دشوار و پیچیده ساخته است. سوالی که وجود دارد این است که روابط اورگانیک بین این گروه‌ها در چه سطحی قرار دارد و آیا آنان قادر به قطع روابط خود با یکدیگر هستند؟

معلومات حاکی از آن است که تولیدکنندگان مواد مخدر در این زنجیره، منفعت ناچیز بدست می‎آورند. بنابراین مدرن‎سازی سیستم زراعتی ما، با درنظرداشت دسترسی و تقاضای بازارهای شما، می‎تواند تولیدکنندگان مواد مخدر را از شر این تجارت نامشروع و کمرشکن نجات دهد.

شاید تغییر مکان تولید مواد مخدر به جای دیگر در منطقه، برای ما موفقیت محسوب شود، اما ما باید بر اساس درس‌هایی که در گذشته آموختیم در راستای حمایت از حاکمیت قانون، برقراری نظم (شهری) و تحول زراعت، عمل کنیم.

ایران و روسیه از تأثیرات مخرب مصرف و قاچاق مواد مخدر رنج برده‎اند. اما باید بگویم، با تغییر چرخۀ تولید از هیروئین به شیشه (ماده روان‌گردان مت‌آمفتامین) تمام کشورهایی که در این نشست حضور دارند به شمول آسترالیا، امریکای شمالی نیز مورد تهدید قرار دارند. از این رو باید با همکاری یکدیگر، روی طرح و تطبیق یک استراتیژی جامع و منسجم در راستای مبارزه با مواد مخدر کار کنیم.

پنجم، زمانی که ۴۰ درصد از نفوس کشور زیر خط فقر زندگی می‌‎کنند، رفتن به سوی این تجارت نامشروع (اما پرمنفعت) وسوسه‌انگیز بوده و مقاومت در برابر آن دشوار است. تجارب ارزندۀ شما در زمینۀ تحول اقتصاد کشورهای‌تان نقش ترانزیت، تجارت و سرمایه‎گذاری را در نجات صدها میلیون تن از فقر، بیشتر برجسته می‎سازد. ابزاری که این امر را ممکن می‎سازد، همانا زیربنا به عنوان سخت افزار و قوانین، سیستم‎ها، پروسه‎ها به عنوان نرم‎افزار محسوب می‌شوند. وقتی در کشوری زندگی می‎کنید که در میان یک مارکیت سه میلیارد نفری موقعیت دارد، کلید انکشاف و توسعه در ایجاد، گسترش و تداوم زنجیره‌های عرضه و ارزش نهفته است.

ما از اقدامات کشورهای آسیای میانه برای اطمینان از اینکه چنین ظرفیتی (در افغانستان و منطقه) وجود دارد، قدردانی می‎کنیم. تقاضای ما این است که باید سطح همکاری و سرمایه‎گذاری خود را افزایش بدهیم. شایان توجه است که یک سیستم منظم مدیریت و ارزیابی خطرات، مکانیزم‌های تضمین خطرات و بیمه از جمله ابزارهایی هستند که نبود آنان احساس می‌شود.

سازمان‌های منطقه‎یی و بین‎المللی می‎توانند در زمینۀ فراهم‎‏آوری چنین ابزارهایی نقش عمده را ایفا کنند، بنابراین سرمایه‎گذاری‎های بزرگ‎تر در پروژه‎های اتصال منطقه‎یی میان‎مدت و کوتاه‎مدت، می‎تواند صورت گیرد.

ششم، باوجود اینکه ما نسلی از مدیران و متخصصین تخنیکی خود را در دهه‎ی هشتاد میلادی از دست دادیم، فرصتی برای جبران این کمبود در دهه‌ی ۹۰ نیز نداشتیم. باوجود پیشرفت‎های چشمگیر که در این بخش داریم، فراهم‎آوری تحصیلات باکیفیت برای دختران، پسران و جوانان، از جملۀ اولویت‎های عمدۀ ماست.

تکنالوژی و ارتباطات، امکان دسترسی و استفاده از آموزش از راه دور را به خاطر متحول‌ساختن بخش تعلیمی که ۲۰ سال پیش حتی نمی‎توانستیم تصور کنیم را فراهم می‎سازد. ما از شما درخواست می‎کنیم که زمینۀ دسترسی به نهادهای آموزشی و تکنالوجیکی‎تان را برای کشور ما فراهم سازید تا ما بتوانیم سرمایۀ بشری ایجاد کنیم. این امر نه تنها به ما امکان می‎دهد که سرمایه‎های طبیعی و جغرافیایی خود را مدیریت کنیم، بلکه به بوجودآمدن فرهنگ بردباری و تعادل/میانه‎روی، همان‌طور که برازندۀ عصر طلایی تمدن اسلامی ماست، منجر می‎گردد.

در اول جنوری سال۲۰۱۵ قوای امنیتی و دفاعی افغانستان مسئولیت تأمین امنیت کشور را بعهده گرفتند، وظیفه‎ی که پیش از آن توسط۱۴۰۰۰۰ سرباز در چارچوب ناتو و خارج از آن که اکثریت آن را نیروهای امریکایی تشکیل می‎داد، انجام می‎شد. همانطور که می‎دانید، مأموریت حمایت قاطع که بعد از آیساف به میان آمد، وظیفه کمک، مشوره‎دهی و آموزش نیروهای کشور ما را برعهده دارد.

اگر از نقطه نظر اهداف قضاوت کنیم، ظرفیت قوای کشور بالا رفته و این کاملاً مشهود است. طی هشت ماه گذشته، قوای دفاعی و امنیتی رضاکار ما در سراسر کشور، از حالت دفاعی به حالت تهاجمی تغییر وضعیت داده‎اند که نه تنها طالبان را سرکوب کرده‎اند، بلکه هشت ولسوالی که برای یک دهه در کنترول طالبان بود را نیز به تصرف خود درآوردند.

چهار عامل عمده که منتج به این تحول شده‎اند عبارتند از:

نخست، ما شمار قوای کوماندو و قوای خاص را دوبرابر ساختیم و کمیت قوای هوایی را سه برابر ساختیم. در نتیجه، امسال قوای افغان،۹۶ درصد عملیات‌ها را به صورت مستقلانه انجام داده‎اند. هیچ نقطه‌‎ی در کشور وجود ندارد که دولت نتواند قدرت خود را به نمایش بگذارد یا نتواند از تحقق اهداف کلیدی طالبان که همانا سقوط حکومت مرکزی یا تقسیم افغانستان به دو جغرافیای سیاسی از طریق تصرف مراکز شهرها می‎باشد، جلوگیری کند. در جریان سه ماه آینده، ما شماری از عملیات‌ها را برای تصرف تمام ساحات کشور راه‎اندازی خواهیم کرد.

دوم، ما قانون ذاتی افسران را تعدیل کردیم و سن تقاعد بریدجنرال را به ۵۸ و جنرالان را به ۶۲کاهش دادیم و تقاعد حدود ۲۰۰۰ تن از افسران را با بسته‎های امتیازی/تقاعدی تکمیل کردیم. تغییر نسلی در مدیریت و رهبری سکتور امنیتی، در تمامی سطوح آن، از مراکز سوق و اداره تا رده‎های پائین، نتایج مشهود و ملموس را درپی داشته است.

سوم، هماهنگی و انسجام بی‌پیشینه در رهبری بخش امنیتی رونما گردیده که در آن مشاور امنیت ملی نقش کلیدی را ایفا نموده است. ما به صورت دوامدار روی ایجاد پروسه‎ها و سیستم‌هایی که از یکسو منتج به صرفه‎جویی در مصارف گردد و از سوی دیگر مؤثریت، بازدهی و شفافیت را تأمین کند، کار می‎کنیم.

تنها امسال،۵۰ میلیارد افغانی در مصارف وزارت امور داخله صرفه‎جویی صورت گرفته است. ما باور داریم که می‎توانیم سهم‌گیری حکومت در مصارف بخش امنیتی را با گذشت هر‌سال افزایش دهیم. به همین منظور، برخی از بخش‌ها را شامل بودجۀ ملی خود می‌سازیم.

هدف اصلی ما پایان‌بخشیدن به خشونت چهل ساله در کشور است، اما می‌خواهیم مطمئن شویم که نه تنها جنگ در کشور پایان یابد، بلکه تضمین برای عدم تکرار آن نیز وجود داشته باشد. دستیابی به یک توافق سیاسی از طریق پروسۀ صلح پایدار یک امر ضروری است، اما باید روی مکانیزم‌های مقابله با خطرات تروریزم، جرم و جنایت و مواد مخدر نیز به توافق برسیم.

اگرچه، کاملاً باوردارم که بامهارت رهبری و سازماندهی، تجهیزات بهتر، روحیۀ وطن‌دوستی و تعهد که در نیروهای دفاعی و امنیتی کشور وجو دارد ما را قادر خواهد ساخت که دستآوردهای‌مان را حفظ کنیم. سکتور نظامی ما در حال حاضر استوار و پابرجا بوده و از جمله‌ نهادهایی است که از احترام بالا در کشور برخوردار می‌باشد.

نیروهای افغان با تأمین امنیت انتخابات پارلمانی۱۳۹۷ و ریاست جمهوری۱۳۹۸، برگزاری این دو پروسه را ممکن ساختند و همه روی این موضوع توافق نظر دارند. مهارت‌های مسلکی، بی‌طرفی و قربانی‌های این نیروها، عنوان «محافظین قانون اساسی و حقوق شهروندان» را برای‌شان به ارمغان آورد.

انتخابات یک آزمون کلیدی ما برای تثبیت وفاداری ما به قانون اساسی کشور بود. حوصلۀ استراتیژیک ما در مقابل روند بررسی دقیق انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم میزان، از سوی کمیسیون مستقل انتخابات با حضور ناظرین بین‌المللی، سازمان ملل متحد، نمایندگان رسانه‌های آزاد و نهادهای جامعه مدنی، نشانگر احترام ما به قانون اساسی کشور است. امیدواریم که شفافیت پروسه، علاوه بر تضمین اعتبار آن، پیروی اعضای تکت‌های انتخاباتی از قوانین و مقررات کمیسیون مستقل انتخابات را نیز در پی داشته باشد.

برای اطمینان از اینکه روحیۀ قانون اساسی در تمامی ابعاد زندگی ما نفوذ کرده، ما حدود۴۰۰ قانون و مقرره را در جریان پنج‌سال گذشته به منظور ایجاد اساس حقوقی برای اقتصاد، سیاست و جامعه، تأیید و نشر کردیم. استقلال نهادهای عدلی و قضایی، سنگ تهداب پالیسی‌های ما بوده و در حال حاضر، ستره محکمه و ادارۀ لوی‌څارنوالی به خاطر عملکرد مسلکی و خدمات‌شان در راستای مبارزه با فساد، از اعتبار بالایی برخوردار هستند.

افزایش ۹۰ درصدی عواید داخلی کشور طی پنج‌سال گذشته، گواه بر تلاش ما برای رسیدن به خودکفایی می‌باشد. با بررسی مصارف بودجۀ کنونی و تمرکز روی سیستم تخصیص بودجه مطابق به عملکرد نهادها، اصلاحات بیشتر در بودجۀ سال آینده مدنظر گرفته شده است. همچنین، ما درصدد متحول‌ساختن اقتصاد کشور با تمرکز بر سکتورهای زراعت، معدن، انکشاف شهری، خدمات و اتصال منطقه‌‎یی هستیم.

برجسته‌ترین مشخصه‌ی که طی پنج‌سال گذشته رونما گردیده، تغییر نگرش‌ و اولویت‌های نسل جدید رهبران و شهروندان افغانستان است. شهروندی و اجماع روی مرکزیت جمهوری اسلامی به عنوان مبنا و اصول‌محوری هویت افغانی و سیستم سیاسی ما ظهور کرده است. عوامل تحول تغییر نسلی؛ نخست، در انتقال رهبری و مدیریت به جوانان و زنان و دوم راه‌اندازی گفتمان ملی دربارۀ ضرورت به صلح در کشور است.

حضور جوانان و زنان در سطوح مختلف رهبری، یک تغییر برگشت‌ناپذیر در جامعه ماست؛ از این جهت، طرز دید باید نسبت به این موضوع تغییر کند و به آنان اعتماد کنیم.

می‌خواهم از زنان، جوانان و علمای افغان در سراسر کشور که مشعل‌داران مهم‌ترین گفتمان ملی ما – گفتمان ملی روی صلح – طی دو سال گذشته بودند، قدردانی کنم.

دو سال از زمانی می‌گذرد که پیشنهاد بدون قید و شرط گفتگوهای صلح با طالبان را ارائه کردم. تصمیم مذکور بعد از سال‌ها مشوره و آمادگی و بعد از اعلام استعجالیت از سوی علمای افغانستان، اتخاذ گردید؛۲۹۰۶ تن از علمای کشور در ماه جون سال۲۰۱۸ ، با صدور فتوا از تفسیر دستورات قرآنی، خواستار عمل به فرمان الهی که همانا ختم خشونت و تلاش برای برقراری صلح می‎باشد، گردیدند.

از آن زمان به بعد، صلح از یک مفهوم مبهم به یک هدف ممکن مبدل شد. البته ما به عنوان یک ملت، حدود، مبادلات و ابعاد این صلح را تعریف می‌‎کنیم. آتش‌بس موفقانه در جریان عید سعید فطر سال۱۳۹۷، نخستین قدمی بود که به منظور اعتمادسازی و اذعان این موضوع به مردم که پایان خشونت امکان‌پذیر است، برداشته شد.

از زمانی که نقشۀ راه صلح را در ماه نومبر سال۲۰۱۸ اعلام کردم، بحث و گفتگوی مردم افغانستان به صورت فعال ادامه یافته تا حکومت را از قدم‌های بعدی در روند صلح آگاه بسازند.

در فبروی سال ۲۰۱۹، زنان افغانستان برای نخستین‌بار در تاریخ کشور،بعد از شش ماه تلاش خستگی‌ناپذیر و بعد از دیدار از۳۴ ولایت کشور، جرگۀ مشورتی صلح زنان را دایر کردند. باتوجه به سابقۀ طالبان در زمینۀ اِعمال تبعیض جنسیتی در جامعه، زنان موضوع صلح را با جدیت دنبال کردند و رهبری برنامه‌های مردمی را بر عهده گرفته‌اند تا مسئولیت خود را به عنوان شهروندان در برابر کشور برآورده سازند.

در ماه اپریل، ۳۰۰۰ تن از زنان و مردان سراسر کشور در لویه جرگۀ مشورتی صلح که از سوی حکومت دایر شده بود، اشتراک کردند. ۳۰ درصد اشتراک ‌کنندگان را زنان تشکیل می‌داد که ۴۰ درصد از آنان به عنوان رؤسای کمیته‌ها و دارالانشاء‌ها، همچنین یک سخنگوی زن و ۱۲ معاون در کمیته‌های پلان‌گذاری انتخاب شدند.

قطعنامۀ ۲۳ ماده‌یی این جرگه بر ضرورت گفتگو با طالبان، اما با وضع حدود مشخص تأکید کردند. احترام به قانون اساسی، قربانی نکردن دستاوردها در زمینۀ حقوق زنان و حقوق بشر، از جمله حدودی بود که جرگه مشخص ساخت. حمایت مردم از این اصول و حدود در سروی اخیر بنیاد آسیا نیز انعکاس یافته که در آن ۶۵ درصد پاسخ‌دهندگان سروی، از مردم‌سالاری در چارچوب قانون اساسی افغانستان حمایت کرده بودند. همچنین، ۵۵ درصد از پاسخ‌دهندگان، اولویت‌شان را رسیدن به توافق صلح که بتواند از قانون اساسی کنونی محافظت نموده و موجودیت یک دولت مرکزی مردم سالار را تضمین کند، بیان کردند.

به منظور تحقق پیشنهادات و مواد این قطعنامه، ما مُلزم به فراگیری درس‌هایی از دیگر موافقت‌نامه‌های صلح، تأمل و تفکر دربارۀ عنعنات ملی و اسلامی و درک تفاوت‌ها و شباهت‌های کشور با دیگر کشورهایی که از جنگ به صلح رسیدند، بودیم.

در ماه اکتوبر ۲۰۱۹، حکومت افغانستان پلان هفت‌ماده‌‎یی صلح را که در برگیرنده‌ی پیشنهادات مردم، آمادگی جامعأ جهانی به منظور کمک به برقراری صلح، و درس‌های آموخته‌شده حیاتی از پروسه‌های صلح در گذشته بود، اعلام کرد.

درس‌هایی از تجارب جهانی (در زمینۀ صلح) حاکی از آن است که قبل از حاضرشدن جوانب بر میز مذاکره، باید آمادگی‌های لازم خارج از میز مذاکره، مانند آمادگی‌ها در عرصۀ ملی و اطمینان از انسجام و همکاری بین‎المللی و منطقه‎یی مدنظر گرفته شود، در غیر این صورت، مذاکرات به درازا کشیده می‌شود ویا هم نتیجه‌ی را درپی نخواهد داشت. به همین منظور، ما باید با همکاری یکدیگر از اتخاذ آمادگی‌های لازم به خاطر فراهم‌نمودن زمینۀ مذاکرات رسمی، اطمینان حاصل کنیم.

در این مقطع از تاریخ کشور، هدف اصلی ملت افغانستان تعقیب اجندای پایان دادن به خشونت و اطمینان از عدم تکرار آن است. تمایل دارم، برخی پیشنهادات را به خاطر غور و بررسی در کنفرانس کنونی، ارائه کنم.

نخست، اجماع روی عوامل جنگ با تفکیک عناصر ملی و فراملی آن، جزئیات همکاری‌ها و میکانیزم‌ها در این مورد، حایز اهمیت است.

موضوع دوم، توافق روی یک روند منسجم حمایت منطقه‌یی و بین‌المللی از روند صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها می‌باشد. بادرنظرداشت کشورهای عضو و حمایت‌کننده و سازمان‌های بین‌المللی، به عنوان جوانب ذیدخل در روند صلح، درس‌های آموخته‌شده از تلاش‌هایی که قبلا در این راستا صورت گرفته، برای تقویت قدم‌های بعدی در هماهنگی با حکومت افغانستان شریک شود.

سوم، ما باید مجموعه‌ی از گفتمان‌ها را بین حکومت افغانستان، مردم، جامعۀ بین‌المللی و منطقه‌یی با طالبان، طرح و تطبیق کنیم. تنظیم گفتمان‌ها روی موضوعاتی که باعث اختلاف شده و توافق روی یک مکان که در آن درس‌های آموخته شده به منظور ایجاد درک متقابل از موضوعات مورد بحث قرار گیرد، مورد بحث قرار گرفته و  درک متقابل ایجاد کند.

درخواست ما از شما این است که در راستای ایجاد یک چارچوب برای ختم خشونت و تضمین از عدم تکرار آن از طریق تمرکز روی مکانیزم‌ها برای قطع روابط طالبان با حامیان دولتی و غیردولتی این گروه، از جمله کشورهایی که برای این گروه پناه‌گاه فراهم می‌کنند، شبکه‌ها و سازمان‌های تروریستی و جرمی ملی و فراملی، با ما همکاری کنید. مذاکرات مستقیم بین حکومت افغانستان و طالبان به عنوان طرف‌های اصلی جنگ، برای رسیدن به یک راه‌حل سیاسی حایز اهمیت و کلیدی است. توافق روی یک آتش‌بس همه‌جانبه و بااعتبار، می‌تواند ارادۀ سیاسی، ظرفیت سازمانی و توانایی سوق و اداره‌ی طالبان را بیازماید و مورد سنجش قرار دهد.

چهارم، عامل اصلی ختم خشونت و تضمین از عدم تکرار آن در یک سیستم تأیید (system of verification) نهفته است. از این‌رو، از شما به خاطر طرح چنین سیستمی تقاضای کمک و همکاری می‌کنیم. موضوع دیگری که به همین اندازه حایز اهمیت است؛ ما باید روی یک رویکرد منظم به خاطر مقابله با تهدید شبکه‌های تروریستی فراملی، سازمان‌های جرمی که از سوی بازیگران دولتی و غیردولتی حمایت می‌شوند، یک‌جا کار کنیم.

پنجم، از آنجایی که ختم خشونت، بازگشت چهار میلیون مهاجر افغان را از کشورهای ایران و پاکستان که از آن‌ها به خاطر میزبانی‌شان تشکر می‌کنم، در پی خواهد داشت. حمایت از تحکیم صلح در کشور یک موضوع حیاتی است. ما از اتحادیۀ اروپا به خاطر اجندای حمایوی پنج‌ماده‌یی این نهاد در کنفرانس ژنیو ابراز سپاس می‌کنیم و روی این اتحادیه به خاطر سهم‌گیری فعال در پروسۀ صلح افغانستان، حساب می‌کنیم.

به عنوان بخشی از این آمادگی‌های ضروری، حکومت با تدویر یک جرگه، روی تعیین اولویت‌ها و توافق روی مکانیزم‌های ختم خشونت با طالبان، بحث خواهد کرد.

به منظور دریافت نظریات و پیشنهادات شما روی اجندای مذکور، از نمایندگان کشورهای شما – نماینده‌های خاص یا مشاورین امنیت ملی – همچنین نمایندگان سازمان‌های منطقه‌یی و بین‎المللی، دعوت می‌کنیم به منظور تشکیل یک گروه مشورتی متحدین (به افغانستان) بیایند. ما از این گروه دعوت می‌کنیم که در یک کنفرانس در کابل به خاطر مرور درس‌ها و تلاش‌های مجموعی گذشته اشتراک کنند تا روی اقدامات آینده به توافق نظر برسیم.

به عنوان بخشی از گروه مشورتی متحدین، از شما درخواست می‌کنیم که با روی تنظیم و میزبانی از دیالوگ‌های بین‌الافغانی برای اطمینان از اینکه جریان پروسه حفظ شود و مجراهای ارتباطی بین طرف‌های منازعه باز بماند، با ما همکاری کنید. غیر از مذاکرات رسمی، دیالوگ‌های بین‌الافغانی نیاز به پیش‌شرط ندارند.

من از آمادگی شما به خاطر کمک و سهم‌گیری در این پروسه، مطلع شده‌ام. باید بگویم که همۀ شما جوانب ذیدخل در این پروسه هستید و از حمایت شما استقبال می‌‎کنیم. از طرف دیگر، به باور ما چنین حمایتی، زمانی می‌تواند مؤثر واقع شود که ما یک‌جا شویم، منسجم شویم و اهداف خود را تعریف کنیم. تمایل دارم از اوزبیکستان، چین، روسیه و عربستان سعودی که دیالوگ‌های مفید را در گذشته دایر کردند، قدردانی کنم.

این‌ها همه، گام‌هایی هستند که ما در این روند به خاطر دستیابی به یک صلح پایدار و باعزت، برمی‌داریم. ما امیدواریم و هدف ما این است که گام‌های مزبور منتج به آتش‌بس و مذاکرات رسمی مستقیم با طالبان گردد.

خانم‌ها و آقایان!

صحبت‌هایم را با یک دعوت، به پایان می‌رسانم. دعوتی که طی آن یک آینده صلح‌آمیز که در آن منافع مشترک ما تضمین شود؛ همانطور با خطراتی که ما را تهدید می‌کند، به صورت مشترک مقابله می‌شود. ما منتظر هستیم که با شما کار کنیم تا قدم‌های بعدی را برای دستیابی به صلح برداریم.

اجازه بدهید، یکبار دیگر از کشورهای عضو و حمایت‌کننده پروسۀ استانبول، سازمان‌های منطقه‌یی و بین‎المللی، به خاطر همکاری سازنده در جریان ۱۸ سال گذشته، ابراز امتنان کنم. از رئیس‌جمهور اردوغان و مردم و حکومت ترکیه به خاطر میزبانی عالی‌شان سپاسگزاری می‌کنم.