متن مکمل سخنرانی جلالتمآب محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در ورکشاپ تعقیب و تحقق تعهدات کنفرانس جینوا ۲۰۲۰

متن مکمل سخنرانی جلالتمآب محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در ورکشاپ تعقیب و تحقق تعهدات کنفرانس جینوا ۲۰۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر بسیار گرامی جناب صالح صاحب، برادر عزیز جناب دانش صاحب، اعضای محترم کابینه، تمام خواهران و برادران، نماینده های کشورهای شریک افغانستان، نماینده های نهاد های بین المللی، نهادهای جامعۀ مدنی، سکتور خصوصی، همه هموطنان و همه حاضرین مجلس،

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته !

ماحول ما چیست؟ تجدید هماهنگی و همکاری کامل بین دولت افغانستان و همکاران بین‌المللی، خاصتاً ایالات متحده امریکا. در ماحولی قرار داریم که بالای آیندۀ با اعتماد و با تلاش و به صورت منسجم کار کرده میتوانیم. امروز دولت جمهوری اسلامی افغانستان به حیث نمایندۀ مشروع مردم افغانستان، موقف هماهنگی و همکاری خود را به صورت اساسی تثبیت کرده است، ازین جهت من می خواهم از تمام همکاران بین المللی خاصتاً از ادارۀ جدید امریکا، از سازمان ناتو، از اتحادیۀ اروپا، از تمام کشورهایی که در کنفرانس جینوا همراه ما کمک و همکاری کردند، از صمیم قلب تشکر کنم. لست وسیع است، اما قلب ما همیشه (لبریز) از احترام و از تشکری است. 

از نمایندۀ خاص فنلند و نمایندۀ خاص سرمنشی ملل متحد و همچنین همکاران ما که زحمات زیادی در کنفرانس جینوا کشیدند، از صمیم قلب ابراز امتنان میکنیم. 

در ماحول کنونی درک عمیق و تقدیر از قربانی های قوای قهرمان دفاعی و امنیتی افغانستان به سطح بین المللی وجود دارد. اراده، ظرفیت، پایمردی این قوای ما روزانه تقدیر می شود و به احترام نگاشته می شود. این قوا تنها ضامن آزادی افغانستان عزیز نیست، همه درک می کنند که امروز در مبارزه با تروریزم بین المللی و شبکه های جرمی این قوای امنیتی و دفاعی ما یک نقش کلیدی بازی می کنند. بالای ظرفیتی که ایجاد شده و نحوۀ تعهد آن‌ها، از همه همکاران ابراز تشکر می کنم. جناب صالح صاحب، از شما خاصتاً از زحمات دوامدارتان، همچنان از محب صاحب و همکاران ما و تمام وزرای سکتور مربوطه، اما خاصتاً از تمام قوای امنیتی و دفاعی ما که همه رضاکار هستند و همه فرزندان صدیق این مملکت هستند و از خواهران ما که نقش روزانه شان زیادتر میشود، ابراز تشکر می کنم. 

همچنین دنیا درک کرده که ما بحیث یک جامعه، به حیث یک ملت و به حیث یک دولت مورد موج حملات خشونت‌آمیزهستیم، قربانی علمای ما، جامعۀ مدنی ما، ژورنالیستان ما، شخصیت‌های برازندۀ علمی، سیاسی و اجتماعی ما امروز موجب همدردی تمام دنیا شد. از همه خواهش می کنم که به پاس قربانی های نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان و نهادهای جامعۀ مدنی ما، یک دقیقه سکوت کنیم. 

اجماع ملی ما برای ایجاد صلح پایدار و باعزت، امروز به اجماع بین المللی برای دیپلوماسی فعال برای ایجاد یک صلح پایدار و دوامدار بدل شده است. به همان اندازه که خشونت زیادتر شده، به همان اندازه حقانیت جمهوریت ثابت شده و مورد احترام قرار دارد و ضرورت واضح برای اینکه فشارهای مثبت همه‌جانبه بالای طالبان و حامیان شان ایجاد شود، بحیث یک ضرورت منطقوی و بین المللی احساس شد. 

خشونت راه حل سیاسی نیست، راه حل سیاسی یک موافقۀ همه‌جانبه می خواهد که در آن افغانستان مستقل، مردم‌سالار، آزاد و دارای وحدت ملی که هر زن و مردم افغانستان، هر طفل و جوان افغانستان خود را مالک این خاک بداند باید تثبیت شود و این داعیه به حیث یک هدف مطلوب، روزانه مورد توجه زیادتر قرار می گیرد. 

در عین حال موجب خوشنودی است که پروژه های بزرگ منطقوی نه تنها روزانه تطبیق می شوند، بلکه اجماع برای ایجاد افغانستان به حیث یک چهارراه منطقه روز به روز سرعت می گیرد. شانزده سال قبل اگر راجع به خط آهن گپ می‌زدید، مردم شانه های خود را بالا می انداختند؛افغانستان و خط آهن. می بینیم یکی بعد از دیگر، پروژه های بزرگ منطقوی در حال ایجاد هستند و امسال شاهد پیشرفت بسیار سریع انشاء الله تعالی هم تاپی و تاپ و هم کاسا یکهزار خواهم بود. 

و مهم‌ترین نقطه برای ما بحیث یک کشوری که ۹۹،۹۹فیصد مسلمان هستیم، اجماع علمای دنیای اسلام راجع به عدم مشروعیت جنگ، ترور، خودکشی، انفجار و انتحار هست. جناب استاد از شما و همه علمای کرام که درین بخش سهم داشتند، از جناب حلیمی صاحب و همکارانشان، از حج و اوقاف و تمام علمای کرام ما که حقانیت ادعای ما را ثابت کردند و بزرگترین علمای اسلام را قناعت دادند، ابراز تشکر می‌کنم. 

دې ماحول کې همېشه موږ سره یوه پوښتنه وي، ایا موږپه دنیا کې یوازینی مملکت یوو چې بربادي مو لیدلې، تباهي مو لیدلې، وژنې مو لیدلي یا دا چې نورو ممالکو هم دا تجربې لیدلې دي؟ د دې لپاره زه غواړم ډېر ژر څه ارقام درسره شریک کړم: 

۱ـ جاپان، په ۱۹۴۵ کال کې ۸۰۰ زره تنه ملکي تلفات ورکړل، ۱۰۰ زره د دې په یوه شپه کې وو. 

۲ـ کوریا، ۴ میلیونه مړه ورکړل، ۷۰ سلنه د دوی زېربنا د ۴۵ او ۵۲ مو کلونو ترمنځ له منځه ولاړه، ۱۰ میلیونه نفره بېځایه شول. 

۳ـ چین، شاید د شلمې پېړۍ په اولو شپږو لسیزو کې تر سلو میلیونو نفره له لاسه ورکړي وي، ۴۰ میلیونه نفره یوازې د لوږې له امله د ۱۹۵۸ او ۱۹۷۶ کلونو تر منځ خپل ژوند له لاسه ورکړ او چین کې فقر عام و. 

۴ـ اندونیزیا، سفیر صاحب یې دلته ناست دی. د آزادۍ په جګړه کې اندونیزیا ۲۰۰ زره نفره شهیدان ورکړل او بیا د داخلي تحکیم په پروسه کې یې ۵۰۰ زره نفره نور قربانيان هم ورکړل. 

۵ ـ ویتنام، ۳.۴ میلیونه ویتنامیان مړه شول او له دې جملې دوه میلیونه تنه ملکي وګړي وو. 

یو ډېر ښه کتاب لیکل شوی، ما تېره هفته ولوسته، له جنوبي افریقا څخه زما یو ملګری دی… ولې شرقي اسیا نن د نړۍ په یو تر ټولو لوی اقتصاد باندې بدله شوې ده؟ که چین، هند، ویتنام، کوریا، سنګاپور، اندونیزیا او جاپان هر یو د دوی وګورئ، پنځه درسونه دي: 

لومړی، مشرتابه او د بنسټونو په جوړولو باندې تمرکز، تا نهادها مورد توجه رهبریت قرار نگیرند، رهبریت فردیبی‌نتیجه است. رهبریت سلیقه‌یی بوده نمی تواند، باید متمرکز باشد، برای ایجاد نهادهایی که پایدار است. 

دوم، قابلیت موفقیت بر گذشته، کشورهایی که در گذشته زندگی می کنند و می خواهند گذشته را به صورت دوامدار بحث کنند، آینده را از خود بیگانه می سازند.باید یک حس واضح انتخاب بین آینده و گذشته وجود داشته باشد. اگر بپیچیم بر گذشته و این‌ها کشورهای تاریخی مثل ما هستند که هزارها سال تاریخ درخشان دارند، اما در عین حال فجایع دارند، بالای وحدت تمرکز کردند نه بالای فجایع خود. 

درس سوم شان، تمرکز بنیادی بالای اصول است، یک اقتصاد متحرک چطور ایجاد می شود؟ یک بازار متحرک چطور؟ یک دولت قوی چطور جهت می گیرد؟ ارادۀسیاسی چگونه انسجام داده می شود؟ به صورت اساسی اصول و بنیادی مورد توجه قرار می گیرد. چیزی که ثابت شده، ارادۀ ملی راه حل مشکلات است. وقتی یک کشور واقعاْ کمر بسته کند که می خواهد زندگی خود را تغییر بدهد طبق آیه قرآنی موفق می شود، اما اصول بنیادی باید مطرح باشد و سلیقه‌ی نباشد و معیار آن چیست؟ وقتی وزیر تبدل می شود، یا رییس جمهور تبدل می شود، تداوم وجود می داشته باشد و برنامه ها تدوام می داشته باشند. مالیزیا دهمین برنامۀ پنج ساله خود را به صورت دوامدار برای اهدافی دارد که پنجاه سال پیش مطرح کرده بود. 

چهارم، ساختن است، زیربنا نقش کلیدی دارد و انسجام استفاده موثر است. این کشورها یاد گرفته اند که از هر دالر از هر قران، از هر افغانی خود چگونه استفاده کنند، ضایعات خود را به حد اقل رسانیدند، از تجمل خودداری کردند، حوصله داشتند و تمرکز داشتند. 

پنجم، پذیرش تغییر و تحول به حیث یک اصل بوده، وقتیکه ماحول اولیۀ خود را تغییر دادند پس دوباره فکر کردند،پیش رفتند به صورت متداوم. بالای دستآوردهای خود مغرور نبودند که حالا رسیدیم بس است. بنابرین ضرورت واضح برای ما این است ما تجربه هیچ کشور را به صورت فردی تکرار کرده نمی توانیم، اما باید ظرفیت آنرا داشته باشیم با شناخت عمیقی که از جامعۀ خود داریم، درس های دیگران را انطباق بدهیم. تجربۀ فعال به کار است، تجربۀ این را تجربه تطبیقی می گویند. دلیل این را برای تان می گویم از خاطر این است که نسل نو افغان که بالای شان افتخار می کنیم، تجارب بسیار متفاوت دارند، در کشورهای مختلف تحصیل کرده اند، فکر میکنند از همان کشوری که آمده اند راه حل مشکل ما است، اینگونه نیست. ضرورت یک بحث ملی عمیق با ریشه های عمیق تاریخی خود ماست که نکاتی را ترجیح می دهیمباید نتیجۀ یک گفتمان ملی یک بحث آزاد باشد. 

تعهدات ما چیست؟ 

از جناب فضلی صاحب و جناب پاینده صاحب تشکر می کنم و مخصوصاً از برادرهای ما دو معاون صاحب که درایجاد کنفرانس جنیوا نقش بسیار کلیدی رهبری را داشتند و از همه همکاران تشکر می کنم.

تعهدات ما بسیار ساده است خواهران و برادران! عمده ترین تعهدات ما تطبیق ارزش های قانون اساسی افغانستان است. تمام اصولی را که همراه دنیا قبول کرده ایم بالایش غور کنیم. کدام چیزی بیرونی بالای ما تحمیل نشده و خواستۀ دنیا از ما این است که ارزش هایی را که در قانون اساسی ما گنجانیده شده است تطبیق کنیم.آیا توجه به نقش زنان افغانستان فرمایش قانون اساسی است یا فرمایش بین المللی‎؟ آیا مبارزه با فساد فرمایش مشخص قانون اساسی افغانستان است یا کدام تحمیل بین المللی؟ ازین جهت بحث باید به این نرود که این شرایط بالای ما تحمیل شده است. در حقیقت این سند یکی از بهترین سندهای نوع همکاری برای تحکیم حاکمیت ملی در کشور است. خود ما تعهد می کنیم که قانون اساسی خود را تطبیق می کنیم و چیزی که همۀ ما و شما را گردهم جمع می کند، وثیقه ملی ما قانون اساسی ماست. 

مالکیت، طرح، تطبیق و نظارت مطلق به دولت افغانستان گذاشته شده است. به وضاحت این جمله را باز تکرار کنم: مالکیت، طرح، تطبیق و نظارت، وظیفۀ دولت افغانستان است، بنابرین نقش رهبری و نقش کلیدی را از نزدتان کسی نگرفته است. 

سوم، استفاده از تجارب و معیارهایی که تعیین شده، به اساس بررسی از تجارب مثبت و منفی بین المللی ایجاد شده. 

عرضم خدمت همه هموطنان چیست؟ 

اداره عامه به یک علم بدل شده در بیست سال، اداره عامه دیگر سلیقه نیست. اداره عامه تعلق به ماستری و داکتری ندارد، یک علم واضح تطبیق است. علم طرح است،علم تطبیق است اما از همه بیشتر علم تعهد است. 

یک مقوله عام شده است، چیزی که قابل پیمایش نباشدقابل تطبیق نیست. اگر قابل پیمایش نیست، حرف است و در حرف از ما کرده کسی معلومدار در دنیا لایقتر نیست.اگر در حرف می بود، حال پنجاه بار نه، پنجاه میلیون بار به آسمان می رسیدیم. نکته دراین است که قابل پیمایش باید باشد، معیارها باید مشخص باشد. ازین جهت ما و همکاران بین المللی ما بالای معیارهای بسیار مشخص آمدیم که نه تنها هدف چیست، شاخص های تطبیق چیست، این قابل پیمایش است. بنابرین وظیفه وزیر صاحبان، همکاران شان معین صاحبان تمام رییس صاحبان و هر فرد ما این است که شیوه را به صورت اساسی درک کنیم و قابل تطبیق بسازیم. 

نکتۀ دیگر ما این است که ما واقعاً باید از جامعۀ بین المللی ممنون باشیم. در شرایط کوید،   قربانی همکاران امریکایی ما به پنجصدهزار نزدیک شده بود و هنوز ختم نیست، باوجودیکه واکسین آمده است. درین شرایطی که اقتصاد دنیا سخت صدمه دیده و حد اقل ۱۲۰ کشور دیگر با ما رقابت می کردند، تعهد آنها نشانه علاقۀعمیق به افغانستان و درک قربانی های مردم افغانستان و آرزوی مثبت برای آینده مردم افغانستان است. 

اما کار ما چیست؟ 

درک و تجهیز تمام منابع ملی، کلانترین چیزی که ما به دنیا نشان داده میتوانیم، اراده درک منابع خود و انسجام این منابع  و استفاده مشروع و معقول ازین منابع است. 

افغانستان فضل خداوند دارایی ها و سرمایه های بسیار بزرگ طبیعی، مالی، اجتماعی و بشری دارد. شیوۀ استفاده ازین نقطۀ کلیدی است.  ازآن جهت رهبری و مدیریت قابل پیمایش می باشد. هرنهادی از ولسوالی و قریه ها گرفته تا ریاست جمهوری، باید کارش قابل پیمایش باشد، قابل بررسی باشد. همۀ ما و شما باید یک تعهد واضح داشته باشیم که در داخل یک گفتمان ملی میآییم که موثریت، شفافیت و استعمال موثر منابع را بالایش فکر کنیم. بدون این تعهد، ما برامده نمی توانیم. ازین جهت جناب پاینده صاحب، شما حضورتان نمایندگی ازین است که رهبری دولت افغانستان، ارادۀ واضح و مشخص دارد که وزارت مالیۀ ما مطلق یک وزارت تخنیکی، مسلکی و عاری از سیاست های کوچک باشد. بنابراین، انسجام کمک های بین المللی وظیفۀ کلیدی وزارت مالیه است و همچنین ترتیب بودجه که بالای آن بحث می کنیم. 

کیفیت، قیمت، موثریت، و نتیجه

خواهران و برادارن! 

فهرستی را که هیأت مذاکره کنندۀ ما که جناب نادری صاحب اینجا حضور دارند و دیگر همکاران، تهیه کردند، یکی از عمده ترین نقاط ضعف جمهوریت را فساد دانسته اند. من از از شان تشکر می کنم که به همین وضاحت، نقاط ضعف را تشریح کرده اند. مسئله فساد، مسئلۀسلیقه نیست. من دیگر کاندید بوده نمی توانم، ملت افغانستان فاسد نیست، برای یک اقلیتی که به فساد گرفتار است، باید اجازۀ این داده نشود که آینده یک ملت را تباه کنند. فساد، دزدی دارایی عامه نیست، فساد دزدی آینده نسل های افغانستان است. بنابرین فساد قابل تحمل نیست. هم از نگاه سیستم‌سازی و هم از نگاه تعقیب عدلی و قضایی، ما به قوت رفتار می کنیم. جرایم سنگین مجهز شده و مرکز عدلی و قضایی و څارنوالی به صورت بنیادی اصلاح می شوند. این انتخاب نیست، این وجیبۀ دینی ماست. کسی که رشوت می دهد و کسی که رشوت می گیرد، از نگاه آیات قرآنی محکوم هست. دینی داریم که  فساد را تحمل نمی کند، بنابرین ارزش های مادر این باید بسیار واضح باشد. 

نکتۀ کلیدی کنفرانس امروز و من تشکر میکنم، یک چیز است: تطبیق، تطبیق، تطبیق. حرف زیاد زدیم، طرح زیاد دادیم، میدان میدان عمل است. دا گز او دا میدان، هم گزشته هم میدان. هر یو مو ډېر لوی میدان لرئ او ګزونه د ولس په لاس کې دي. خپله یې یوازې نه سنجوئ، ولس یې هم سنجوي. زموږ د ولس ښه والی دا دی چې ډېرعادلانه قضاوت کوي او د افغانستان ولس مؤثریت غواړي،د افغانستان ولس کار غواړي او د افغانستان ولس نتایج غواړي. وایي، اوبو مو مدیریت کړه، وایي مالچر (ورشو)مې راته مدیریت کړه، وایي مکتب راکړه، روغتیا مې جوړه کړه. د افغانستان د ولس تقاضاګانې ټولې مشروع دي. اوس باید موږ ملا وتړو چې څنګه یې تطبیق کوو؟!

در اینجا نکتۀ اول بودجه است. هجده سال پیش بودجه یک دسپلین نبود، یک رهنمود و اصول کاری بودجه در روی زمین وجود نداشت، وقتی که من وزیر مالیه افغانستان بودم. اما در شانزده سال گذشته، بودجه به یک دسپلین واضح تبدیل شده و اینBudget Transparency نام دارد و واضح یک بودجه شفاف در اینجا گنجانیده شده است. 

ما امروز در یک بخش حکومتداری، ضرورت به اختراع موتر نداریم. انجن هم وجود دارد، طریقه هم وجود دارد، تطبیق به کار است. بنابرین جناب پاینده صاحب،بودجه‌سازی آیندۀ سال آینده افغانستان، به صورت مشورتی و به صورت شفاف به این اصول صورت می گیرد. بودجۀ تان در گذشته بدبختانه از نظر نهادهای بین المللی، به درجۀ نزدیک به مشروطی بوده، امسال باید یک تغییر فاحش در بودجه‌سازی ببینیم و من از همین‌جا اعلام می کنم که حمایت کامل من را برای این دارید. 

از رئیس صاحب بانک مرکزی تشکر می کنم، خوبی دریناست که سیستم پرداخت ما الکترونیکی شده، در ظرف چهارماه آینده انشاءالله تعالی حتا معاشات الکترونیکیخواهد شد، یک تغییر عظیم می آید. بنابرین، جناب نادری صاحب خاصتاً شکل تشکیلات مالی و اداری ما به صورت اساسی باید تغییر کند. بعد ازین کاغذ را نمی خواهیم رویش را در معاملات ببینیم. سیستم در حال ایجاد است و تقویه آن، جناب پاینده صاحب (AFMS) را با سیستم بانک مرکزی وصل می کنند، حالا هر کسی که همراهدولت سر و کار دارد، می تواند از هربانک تادیات خود را اجرا کند. از هر شعبۀ بانک و انشاءالله تعالی بزودی ممکنه در مدت دو ربع، از هر دوکان خواهیم توانست که از این سیستم استفاده کنیم. همچنین توزیع تذکرۀ برقی به شدت جریان دارد، روزانه ۲۵۰۰۰ تذکره توزیع می شود. اساس یک طرح دیجیتال‌سازی افغانستان درحال ایجاد است، هدف ما این است که یک دولت دیجیتالی، یک اقتصاد دیجیتالی و یک جامعۀ دیجیتالی داشته باشیم. این یکی از کلانترین نوع شیوۀ مبارزه با فساد است، بخاطریکه انسان با انسان طرف نباشد، انشالله تعالی تغییرات بنیادی می آید. 

موضوع دوم برنامه های ملی ماست، برنامه های ملی، معیارش همین است که باید ملی باشد. عنوان ملی را یک برنامه نمی داشته باشد تا افغانستان‌شمول نباشد و دو نکته کلیدی است: یکی توزیع عادلانه از منابع. دوم، انکشاف متوازن. همه مردم افغانستان مساوی هستند. انکشاف متوازن معنی اش این است که فقیرترین ولایات افغانستان باید در محراق توجه ما قرار بگیرد. خوشبختی درین است که فقیرترین ولایات افغانستان، خوشبختانهزیادترین ثروت های طبیعی افغانستان را دارد. کلید وحدت ملی ما در انکشاف متوازن و انکشاف عادلانه است. بودجه باید وسیله این شود و باید بودجه مطلق شفاف باشد و برنامه های ملی را من شخصاٌ همراه هر ارگان کار می کنم، برنامه های ملی بین الوزارتی است. 

ما سی و چهار برنامۀ ملی داشته نمی توانیم، اگر هشت برنامه ملی را بصورت اساسی امسال ما انسجام بدهیم، یک دستاورد بسیار بزرگ خواهد بود و می توانیم بگونۀمثال، پروگرا م دو میثاق: میثاق شهروندی و میثاق امنیتی، در تمام جای وجود دارد و بستر دوم، سوم و چهارم برای آنها پیدا کرده نمی توانیم و همین بسترها زمینۀ کار همه را به وجود می آورند. چون اگر هرکس شورای موازی بسازد، مردم وقت ندارند، فکر می کنند که یک دهقان یا یک باغبان، وقت این را دارد که در ده شورا اشتراک نماید، باید نتیجۀ آن به صورت واضح باشد. 

نظارت مردمی کلیدی است، مشروعیت از نظارت مردمی می آید که مردم حس کند که چیزی را که این ها میخواهند. ما همه خواست های مردم افغانستان را عملی کرده نمی توانیم. اما در اولویت بندی باید همراه مردم کار اساسی صورت بگیرد و یک بحث جامع صورت بگیرد که کدام عوامل، طور مثال، مصئونیت آب. دو سال کامل داد زدم که خشکسالی آمدنی است، از یک گوش وارد شد و از گوش دیگر همکاران گذشت، خشکسالی آمد. جناب صالح صاحب مجبور است که به حیث مسئول تمام تدابیرخشکسالی را امسال از ابتدا شروع کند. شفافیت و حساب‌دهی کلیدی است، تمام همین معیارها از خاطر همین مطرح شده که به صورت شفاف ما حساب بدهیم. چون مسئولیت و صلاحیت  در همین است که حساب‌دهی شفاف ایجاد شود و مبارزه با فساد همه جانبه است، مسئولیت یک فرد نیست، مسئولیت همه ما به حیث یک دولت است.

چون واقعاً مشروعیت کلیدی تیم مذاکره ما، مشروعیت ما از نگاه بین المللی و مشروعیت ما در مقابل مردم ما، در همین جهت است.

امروز من در مورد جامعۀ مدنی بحث نمی کنم، اما میخواهم اعلان کنم که ما دعوت می کنیم جامعۀ مدنی را به یک بحث سازنده، برای تصمیم بالای پالیسی ها، قوانین و مقررات. 

به صورت خلص، جامعۀ بین المللی در امریکا بیست و شش ساحه فعالیت دارد و شانزده وظیفۀ مشخص را انجام می دهد،  اما شش چالش بنیادی دارد، چالش های شان چیست؟ تمویل، رقابت، موثریت، تکنالوژی ومشروعیت.

و چهار نقش کلیدی دارد که در بین آن باید تصمیم بگیرد، نهادهای رضاکارانه، نهادهای مسلکی، فعالیت های مدنی یا خدمات تجارتی.

تفکیک به کار است، ضرورت واضح است، یک بخش سازنده است، ضرورت این است که ما باید به یک بحث برویم. در آخر چند کلمه خدمت تان دارم. 

تر ټولو لومړی مننه!

فضلي صاحب له تاسې او ټولو همکارانو، جناب پایندهصاحب، له تاسو او ټولو همکارانو څخه مو او له ټولواداراو او ټولو خویندو او وروڼو چې واقعاً نن مو په واضح توګه توجه کړې، چې دا معیارونه په یوې نقشې باندې بدل شي. 

اصول تطبیق کېدای نشي، زموږ ژمنې تطبیق کېدای نشي، تر هغو چی موږ ادارو کې تغییر را نه وړو. اوسنياداري فرهنګ سره، زه مخکې له مخکې تاسې ته وایم، دا ژمنې نه عملي کېږي. باید اصل ومنو. بېځایه مصروفونه باید ودرول شي، زموږ ټولې دستګاوې باید مؤثرې شي. غریب مملکت یوو، داسې ژوند کوو چې فکر کوو د یوه منځني اقتصاد خاوندان یوو او عادتونه مو پهصدقې باندې عادت شوي او فکر کوو دا مو حق دی. 

نن سل زره افغانۍ چاته هېڅ شی نه ښکاري، په پاکستان کې څو زره نفره سل زره روپۍ معاش لري؟ په پېښور او کوټه کې زموږ په قونسلګریو کې خلک په لس زره کالداروسر ماتوي. 

د پیسو ارزښت باید واضح شي، هر چاته چې موږ له عادي څخه څو چنده معاش ورکوو، له هغه نه موږ څو چنده کار غواړو. باید د معاشونو او لاسته راوړنو ترمنځ یو واضح ارتباط موجود وي. بین معاش و دستاورد ها، باید یک ارتباط واضح وجود داشته باشد. 

از جناب پاینده صاحب، از زحمات تان برای ایجاد پول برای ازدیاد معاش معلمین تشکر می کنم. ضرورت ایناست که صرفه جویی سرتاسری را ما عملی بسازیم. بودجه عادی ما باید کمتر شود، بودیجه انکشافی ما باید زیادتر شود و ضرورت واضح است که در اینجا ما باید تعهد واضح داشته باشیم که زیادترین استفاده از منابع موجوده داشته باشیم.

له بین المللي ټولنې هم زه مننه کوم، چې واقعاً په همکارۍ راغلي یوو. بخش داخلی را ادارۀ امور تنظیم می کند، از خاطر اینکه بتواند یک جهت واضح وجود داشته باشد و حساب دهی به کابینه باشد، اما انسجام کمک های خارجی، وظیفه وزارت محترم مالیه است که بتواند به صورت دوامدار، موثریت پروگرام ها را مدیریت کند. 

در اینجا موضوع کلیدی که جناب صالح صاحب یک تحلیل بسیار جامع ایجاد کردند، از شان تشکر می کنم.شصت فیصد کمک ها رفته خارج دولت، اما چالش از جامع بین المللی نیست، از ما است. بودیجه را شفاف بسازید، موثر بسازید، پروگرام های ملی را حساب ده کنید، پول پس می آید. عوض اینکه انتقاد کنید. 

انتقادها وجود دارد، مثبت و منفی، اما نقطۀ کلیدی این است که ما باید بالای چیزی تمرکز کنیم که مسولیت ما است، وقتی که بودیجه ما، سیستم های پرداخت ما، تمام معیارهای که در این کتاب کنجانیده شده، به صورت اساسی عملی شود، ما باز با سربلند همرای جامعۀ بین المللی می نشینیم می گوییم که قدم دیگرتانچیست؟

ازی جهت در شش وزارتی که زیادترین مصرف را دارد و شش وزارت که زیادترین عاید دارد، به تغیر بنیادی در قدم اول شاهد باشد. استعمال پول مشکل بوده، من چند سال در بودیجه مداخله نه کردم، اما وقتی که ترتیب استعمال پول را دیدیم، معیارهای ما باید کشورهای آسیای شرقی باشد که به چه اساس موثرترین شیوۀ استفاده از پول را ایجاد کردند و حساب‌دهی اش انشاالله می شود. 

نقطه آخر من، غواړو څه ډول مېراث پرېږدو؟ مرګ خو حق دی، ټول تلوونکي یوو. اوسنیو او راتلونکو نسلونو ته یو قوي دولت، یو متحرک مارکېټ، یوه پایداره او عادلانه سوله او یو واحد ملت باید په میراث پرېږدو او دا هماغسې چې مخکې مې وویل، د بنسټونو له ایجاد پرته نشيکېدای. موږ فردي شهرت نه غواړو، د افغانستان شهرت غواړو. که افغانستان آباد وي، که آزاد وي، که خپلواکوي، که پخپله لاره باندې واقعاً په تحرک کې واوسي او د آسیا څلور لارې شي، موږ ټول به پکې ځای ولرو. له هغه نه به لوی افتخار هم نه وي. زما عرض درته دا دی چې بیا هم افغانستان ته څلورم چانس لاسته راغلی. دغه خاص شرایط چې منځته راغلي، چې د افغانستان دولت ته بین الملي ټولنه په احترام او د یو شریک په حیث ګوري، دا مه هېروئ چې زموږ د سرتېرو د قربانیو محصول دی. 

هغه شی چې دوی پخپلو وینو ګټلی دی، موږ یې باید وپالو، وینې ته د ختم ټکی کېږدو او انشالله و تعالی نويونسلونو ته او خویندو او وروڼو ته د دې زمینه برابره کړو چې په یوه هوسا افغانستان کې ژوند وکړي. 

مننه!

تل دې وي افغانستان

زنده باد افغانستان

یشه سن افغانستان