متن کامل سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در جلسۀ افتتاحیه شورای عالی جوانان

متن کامل سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در جلسۀ افتتاحیه شورای عالی جوانان

بسم الله الرحمن الرحیم

بانوی اول کشور ، اعضای محترم کابینه ، جناب سهراب احمد، جناب معین صاحب، الکوزی صاحب، اعضای منتخب شورای عالی جوانان، اعضای انتصابی شورای عالی جوانان، نماینده های اقشار مختلف در شورای عالی جوانان و نماینده های شش قاره که امروز همراه ما حضور دارند.

اولتر از همه تحفۀ پیشوای بشریت را خدمت تان تقدیم می کنم.

 السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

به شورای عالی جوانان خوش آمدید و مبارک تان باشد. ښه راغلاست، په لېمو  راغلئ، خدای مو بریالي ساته.

نن ماته ډېر لوی ویاړ دی چې د ځوانانو د عالي شورا په لومړۍ جلسې کې تاسو سره ګډون کوم او هیله ده چې دا د افغانستان په تاریخ کې د یو تاریخي ګام په اساس ثبت شي او پایله یې ټول افغانستان ولس ته او خاصتا ځوانانو ته بختوره اوسي، ټولو ته دي مبارک وي. له ټولو ځوانانو نه چې په انتخاباتو کې یې ګډون وکړ او تاسې ډېر پیاوړي ځوانان یې د خپلو استازو په حیث وټاکل، ټولو نه د زړه له کومې مننه کوم.

در بین شما دو نفر است که مدال طلا را کسب کرده است. بهاوی صاحب که در مسابقات آسیا مدال گرفته و هم مدال جهانی را گرفته است و علاوالدین خان ابراهیمی که مدال طلا ریاضیات را در دهلی گرفته است. هر دو بخش هم بازو و هم مغز در حرکت است، در بین شما و مبارک تان باشد.

اول سر موضوع اساسی می آییم، بین شورای عالی جوانان و معینیت جوانان یک تفکیک واضح لازم است. جناب الکوزی صاحب خود تان ذکر کردید که ۷۴ درصد از هموطنان تان از  ۴۰ پایین است. یک معینیت به هیچ صورت قادر به این شده نمی تواند که این وظیفۀ خطیر را انجام بدهد. نقش شما بیشتر نقش سکرتریت این شورای عالی است تا ابراز مسؤولیت برای تمام امور جوانان نمایید. عین چیز بالای  وزارت محترم زنان صدق می کند و عین چیز سر فقر. بنابراین نقطۀ کلیدی را که من برای تان پیشنهاد می کنم، این است که شورای عالی جوانان یک اجندای منسجم داشته باشد. در بخش های مختلف و پیشنهادی را که داکتر صاحب عزیزی کردند و من همین پیشنهاد را به یک شکل دیگر طرح می کنم و او این  است که در هر جلسۀ شورای عالی مربوطه شورای عالی جوانان نظریه های مشخص خود را  ارایه کند. همچنین برای هر وزارت و برای هر ادارۀ دولتی باید شورای عالی جوانان پیشنهاد های مشخص را ارائه کند. این موضوع از نگاۀ تجارب بین المللی ثابت شده است . موثر ترین حکومت از نگاۀ ارایۀ خدمات حکومت سنگاپور است. اما وقتی که سنگاپور به مسئلۀ سن و مسن شدن جوامع خود مواجه شد، بحیث یکی از بنیادی ترین چالش ها که از ما برعکس است. این ها وزارت افراد مسن را ایجاد نکرده اند. آنان کار تمامی وزارت ها و دوایر خود را تغییر دادند. از این جهت با جوان شدن خود اداره و با جوان شدن بنیادی مملکت ما باید شکل گفتمان را بین جوانان و اداره تغییر بدهیم. برای خود کار  می کنند و یا برای نسل  خود. این سوال بدبختانه مطرح است و من از شما جواب واضح می خواهم.

نقطۀ اول این است که مسؤولیت آنانی که در اداره هستند، چیست؟  حساب دهی ۵۹ فیصد ادارۀ ملکی را که در ظرف شش سال گذشته صورت گرفته است، در مقابل زن افغان، جوان افغان و مخصوصا  طبقۀ فقیر افغان از شما خواهان هستم. اینجا باید یک تعهد اخلاقی و یک قرارداد اجتماعی واضح وجود داشته باشد هر جوانی که در اداره می آید، مسؤولیت سه جانبۀ از این در مقابل سه اکثریت به صورت واضح تشخیص شود. لومړی خبره دا ده چې ستاسو ټولو ځوانانو او ادارې نه یوه اخلاقي ژمنه باید واخلم. هغه ځوان چې فساد کوي، تعصب کوي، ملي وحدت ته صدمه رسوي او یا واقعا د کار کفایت نه لري او پخپل مټ باندې استوار نه وي، د دغه ځوان په مقابل کې باید تاسې ودریږئ. تا این کار صورت نگیرد، کاری انجام نمیشود.

نقطۀ دوم این است که سه بعد عمدۀ زنده گی خود را برای یک هدف اساسی باید مورد نظر بگیرند.  هدف اساسی چیست؟ هدف اساسی این است که مساوات ما وحدت ملی ما و تامین ارزش های قانون اساسی ما و مساوات هر هموطن تان، کلمۀ شهروند چون محدود به شهرها است و اما مفهوم آن عمومی تر است. مساوات هر افغان را با هر افغان چگونه تامین می کنید؟ این در دست توانای  شما و به مغز های شما ارتباط دارد . بدبختی های ۴۲ سال گذشته از کجا نشأت کرد، نسل جوان را تقسیم کردند، نسل جوان را متعصب ساختند، نسل جوان را و هویت کوچک شان را در مقابل یک دیگر قرار دادند و به تضاد آوردند. این کشور ۳۲  زبان دارد، هرگویندۀ این خاک باید خود را مسؤول احساس کند، اما هر افغان فضل خداوند دو تا سه زبان را می فهمد.  از این جهت کل هدف اساسی ما یک روند ملت سازی است . ما تاریخ چند هزار ساله داریم و یک نقطۀ واضح است و از نگاۀ تاریخی هیچ زون افغانستان نیست که مرکز یک امپراتوری نبوده باشد. بنابر این هیچ نقطۀ افغانستان بر  نقطۀ دیگر افغانستان برتری ندارد و از نگاۀ گذشته چه بود، تولید کنندۀ عمده ترین تمدن های دنیا بود. دورۀ اوستایی اساس تمدن را گذاشت، دورۀ ایجاد دولت ها در بلخ، کندهار،هرات و  کابل و غیره. دورۀ بودایی ما یکی از درخشان ترین تمدن ها در روی زمین است. دورۀ تمدن هندویی و دورۀ تمدن  باختری ما. مجسمه های دوران تمدن یونانی و باختری ما را دیدید و مخصوصاً فرهنگ اسلامی ما که امروز  ۹۹ درصد مردم ما به فضل خداوند مسلمان هستند. بنابراین هیچ کس ادعای برتری سر کس دیگری ندارد.

اما په عین حال کې که دولت د مساواتو طریقه ونه لري او خدمات ټول افغانستان ته په یو ډول او یوه لیک اجرا نه کړي، منځ کې تفرقه راځي.

ارتباطات جوانان باید امروز بحیث شبکه های وسیع مردمی و بحیث شبکه های وسیع فکری و بحیث شبکه های داخل دولت و خارج دولت ایجاد شود. این شورای عالی جوانان یک محل گفتمان ملی است و حال به شما تعلق دارد که این گفتمان را چگونه جهت می دهید و به کدام جهت این را می فرستید. ا ز نگاۀ مقطع زمانی هم بزرگ ترین فرصت تاریخی معاصر ر ا دارد و هم با زیادترین خطرها مواجه استید. فرصت از چیست؟ فرصت شما این است که از ۴۲سال که حق بنیادی مردم حق یک جامعه و نه حق افراد که حق صلح است، باید دوباره احیا شود. در ۴۲ سال ملت افغانستان بحیث یک کتله که حق جمعی شان است  و آن صلح و ثبات است و از  آن محروم بوده اند. فرصت تان در این است که پایه های یک نظام عادل را مستحکم کنید  و آنرا جهت بدهید. نظامی را که شما نخواهید کسی می تواند آن نظام را بالای شما تحمیل کند. بنا براین باید فکر اساسی تان به این باشد که امروز این رقم نظام می خواهیم. چه رقم صلح می خواهیم ؟ چه رقم تحرک اقتصادی می خواهیم؟ در کدام نوع نظام این گنجانیده است و جواب را  باید شما بدهید. در اینجا و قتی که پس سر ملت سازی می آییم. جغرافیای افغانستان از لحاظ تاریخی هم ممد دولت سازی بوده و هم کلانترین مانع در راۀ دولت سازی بوده است. ممدش این است، تاز مانی که انقلاب ترانسپورت بوجود نیامده بود. کوۀ هندوکش، کوۀ وحدت بود و کوه های دیگر کوه های تفرقه است. هندوکش کوتل هایی دارد که در  سرتاسر آن رفت و آمد صورت گرفته و کلان ترین کار های تجارتی جهان از روی کوۀ هندوکش انجام شده است. باور تان نمی آید، به واخان بروید، نشانه های کاروان سرای هایی است که از چین می آمد، زایرین چینی که کلانترین آثار بودایی ما را در بامیان ثبت کرده است و از همین راه آمده بودند و بودیزم از افغانستان و از تبت  به چین رفت. اما پیش از انقلاب ترانسپورتی در شمال افغانستان ده سیر آرد به یک افغانی بود اما در کابل مردم از قحطی میمردند. ایجاد یک مارکیت واضح که بتواند تمام نقاط افغانستان را وصل کند، یکی از نقاط کلیدی است. فاصلۀ فزیکی باید کم شود اما  این به معنای این است که شما فاصلۀ  روحی را کم کنید. و آن چه است؟ شما باید به هیچ کس اجازه ندهید که یک نقطۀ افغانستان را از شما نداند. چه واخان بدخشان است که بی بی گل و من با پای آنجا رفته و یک هفته را در جوانی در آنجا  گذشتاندیم. هر نقطۀ این کشور از شما است و هیچ کس نمی تواند یک نقطۀ این کشور را از شما بگیرد.  غیر از این که شما آن را از خود بیگانه بسازید. این کشور همیشه متحد بوده و متحد خواهد بوده  و هیچ وقت شعار جدایی را بلند نکرده است. شما این را اجازه ندهید که وحدت تان را کسی در خطر بیندازد.

از نگاه زنده گی می آییم سر نقطۀ اصلی تان که نقطۀ کاریابی است. مسئلۀ اساسی در چند بعد است.

نقطۀ اول این که منابع دولتی در افغانستان بصورت درست استفاده نشده است. ادارۀ افغانستان به شمول ریاست جمهوری و کمیسیون اصلاحات اداری افغانستان در این بخش ناکام است. ما موفق نیستیم و باید این را اعتراف کنیم. معاش های بیجای دادیم و نتیجه نداشت. مثال بسیار زندۀ شما ان تی ای است. صدها سوء استفاده از آن صورت گرفته است، چه در  وزارت مالیه و چه در  اداره های دیگر. این استفادۀ معقول منابع نیست. من از جوانان خواهش می کنم که شکل ناظر را به خود بگیرند. وقتی که منابع دولتی را می بینید، حیف و میل می شود و  چون منابع دولتی از شما است، نه من و نه کس دیگر این منابع را از خانۀخود آورده است. این منابع به ملت افغانستان تعلق دارد و از این جهت وقتی که مصرف غلط منابع را می بینیم و باید مانع آن شویم و تغییر بدیل بیاوریم. در این بخش واقعا من به شما  ضرورت دارم.

تاسې لاس راکړئ، په عین پیسو باندې موږ پنځه چنده او لس چنده کار کولای شو. اوس د دارالامان ماڼۍ مثال درکوم. سل نفره په (ان ټي ای) په دې باندې استخدام شول، ټولو ماسټري  او ځینو یې دوکتوار درلودله. پس له دوه کاله ما ته راغلل، ما ورته وویل دا د افغانستان د خپلواکۍ سلمه کلیزه ده او باید  دا قصر تکمیل شي. راغلل  وې ویل ته لیونې یې دا کار کم له کمه ۵ کاله وخت غواړي . ما ورته و ویل  ډېر ښه مننه، بیا مې و ویل مصرف یې څو کېږي؟ ویل یې  کم له کمه سل میلیونه ډالره! بیا موږ په  ۱۸ میاشتو کې  دا قصر په ۹ میلیونه ډالر جوړ  کړ. او پوهېږئ لوی ترین متخصصین یې، هغه نجاران او ګلکاران وو چې نیکونو یې دا قصر جوړ کړې وو. دلته باید یو واضح تشخیص د ظرفیت وشي، مشکل ما جناب پاینده صاحب، وزرای محترم، جناب نادری صاحب این است که ما تشخیص کار و تحصیل را به صورت واضح نکردیم. موږ باید ظرفیت تشخیص کړو و ظرفیت افغان باید از نگاه ابتکارش، این حس خلاقیت را که گفتید باید به صورت اساسی به وجود بیاید و در این بخش خاصتا از ادارۀ تحصیلات مسلکی، از تحصیلات عالی، وزارت محترم معارف من ایجاد فضای خلاقیت را میخواهم. به این معنی که آیا واقعاً ایجاد فضای خلاقیت را در این جاها که ما تربیه می­شویم، فراهم کردیم؟ طور مثال از وزارت محترم معارف و وزارت تحصیلات عالی چی کم می شود که با همکاری شورای عالی جوانان پنج موضوع بحث را در یک گفتمان ملی ترتیب کنند که در هر مکتب، در هر پوهنځی و در تمام جلسات اینها مورد بحث قرار بگیرد. پنج سوال عمده را برای شان مطرح کنید، بیایید که اینها بین خود مباحثه کنند برای بهترین های شان پاینده صاحب جوایز بدهید. برای بهترین های شان وسیله این را بدهید که استخدام شوند تا نظریات خود را عملی کنند. راه های ابتکاری بسیار واضح وجود دارد. 

در اوایل طور مثال اگر میخواهید پاینده صاحب را پرسان کنید، حد اقل ۵۰ فیصد عواید تان دزدی می­شد. همراه پاینده صاحب در همین موضوع جوانان یک گفتمان ملی را ایجاد کنند نظارت را خود شان بر عهده بگیرند و در چهارچوب این کسی که با بهترین طرح بیاید که عواید چطور زیادتر و شفافتر می شود، طبق قانون گمرکات برای شان جایزه بدهید، سهم واضح بدهید.

محیط زیست، ما در یک منطقه­ای قرار داریم که اگر هندوستان، پاکستان، بنگله دیش و اینها، براعظم آسیای جنوبی دونیم درجه گرم شود الی صد میلیون مهاجر محیط زیستی خدای ناکرده تا ۲۰۵۰ ایجاد میشود. صد شهر هندوستان شاید بدون آب شود. اما ما بحیث جوان در محیط زیست چی می­کنیم؟ در همین شش سال قلب من اینقدر نشکسته بود که دیروز از طرف اداره محیط زیست شکست. تعهد کرده بودند که ۲۵ میلیون نهال را ترتیب میکنند، وقتی که آمدند شاید چهارنیم میلیون باشد اما تمامش بر اساس عدم یک برنامه وجود دارد. گفتم در قسمت پسته، چی اقدام کردید؟ خاموشی، در قسمت جلغوزه چی اقدام کردید؟ خاموشی، در قسمت ارچه چی اقدام کردید؟ گفتم داکتر ناکامورا که خود را قربانی افغانستان کرد، همین درس­های ناکامورا برای تان چیست؟ کی کتابش را خوانده و کی پروژه اش را دیده؟ یک نفر پروژه را دیده بود آن هم بخاطری که از دشت گمبیری آمده بود.

عرض من این است اگر میخواهید که مالکیت این وطن را به دست بگیرید، مالکیت طرح­ها را به دست بگیرید. حال خود تان در شورای عالی جوانان بحث کنید، بیایید سر پنج موضوع عمدۀ امسال برای هر سال پنج موضوع را تعیین کنید. زمینه را برای یک گفتمان سرتاسری ایجاد کنید تا ما بتوانیم به صورت اساسی، دولت از شماست. شش سال پیش خو په یاد مو دي، پوهنتونونو کې آیا کرسۍ د پوهاندانو د لمسیو لپاره نه و ریزرف شوې؟ خو زه مجبور شوم تقاعد ورکړم. ډېر بدنام هم شوم،  زرها ښکنځلې یې هم راته وکړې مګر نن مو پوهنتونونه ټول د ځوانانو لخوا ډک شوي دي.  اردو او پولیس کې ۲۰۰۰ ډګروالانو او جنرال صاحبانو ته مې ډېر ابرومنده تقاعد ورکړ، نن اداره ځوانه ده. خبره دا ده چې د ځوان په حیث باندې ستاسې برخه څه ده؟ څه کوئ؟ 

بعد دیگر از داخل دولت طرح­های تان برای اصلاح دولت چیست؟ و دولت را که من میگویم، در این بخش نادری صاحب پیشنهاد الکوزی صاحب بسیار معقول است که از تشکیل ولایت باید کم کنیم و در ولسوالی­ها باید نماینده­های خاص اینها بخاطر تحصیل این بحث­ها وجود داشته باشد و هم از نگاه امکانات، این بار شد و این پیشنهاد هم که مرکز فعلی شان، از تعمیر فعلی بروند هدایت من به اداره محترم امور این است، ژوند صاحب تاسو، طوطاخېلصاحب او پوپل صاحب کیناستلې یي، اتحادیه د ځوانانو غېر قانوني وه ټول املاک یې، دولت دي ژر تر ژره هغه قراردادونه فسخ کړئ او دوی ته ځای ورکړئ او که دوی په خاصو طریقو راځي چې دې نه موږ څنګه عواید پیدا کوو راشئ وړاندې یې کړئ. هغه د یو محدود قشر په لاس کې و او مطلق قانوني جنبه یې واضح ده که دا قراردادونه  یې ورکړي یا کوم وکیل صاحب اخیستي یا وزیر صاحب یا دا، ورنه یې واخلئ او تشریح یې کړئ. که ځای یې خالي نه کړ نومونه یې دوی ته ورکړئ چې دوی لاړ شي په زوره یې وباسي. هغه برخه هم د الکوزی صاحب مطلق په ځای ده.  مګر اوس د دولت د فعالولو لپاره ستاسو طرحې څه دي ؟ څه مشکلات وینئ؟ څه فرصتونه وینئ؟ څه غواړئ او څه ډول ځان منسجم کوئ؟ 

از شما کرده بهتر مشکلات تان را کسی می­فهمد؟ چرا این را به برنامه­های منسجم بدل نمی کنید. طول مثال در وزارت محترم شهدا و معلولین، من معلولین را همیشه دارای توانایی های مختلف میدانم. قسمت زیاد جوان است یا نه؟ زیادترین شهادت را جوانان میدهند یا نه؟ برای خانواده­های اینها چی پیشنهادهای مشخص دارید؟ طور مثال چند تن از خواهران و برادران ما حاضر استند که از این خانواده ها به صورت منظم دیدن کنند؟ آیا حاضر استند که هفته دو ساعت یا سه ساعت همراه اولادهای اینها بخاطر بهبود مکاتب شان کار کنند؟ آیا حاضر استند که فورم­های اینها را از ادارات مختلف خلاص کنند؟ دردهای اینها کوچک است اما بزرگ می شود. هفته­یی نیست که من یک گزارش دیگر سرش نخواهم و هنوز هم وزارت داخله و وزارت دفاع به قدر کافی حرکت نمی کند اما شما اگر کمک کنید به صورت اساسی می شود. 

از قهرمان­های تان یاد می­کنیم، چند نفر تان در یک قول اردو رفتند؟ چند نفر تان در یک سنگر در خط اول رفتند؟ این ضرور نیست که به صورت فزیکی بروید، احوال گرفتید؟ تیلفون می­کنید؟ از نان و آب شان خبر دارید؟ در همین قسمت نان و آب شان همراه ما نظارت کرده می­توانید؟ یعنی عرض من این است که ما و شما باید دست اتحاد به هم بدهیم.

قسمت دیگر خواهران و برادران محترم، نقطۀ اول این است که از هر جوان خواهش من این است باید تصمیم بگیرد که کدام مشکل افغانستان را حل میکند. تمام زنده­گی من نتیجۀ این است که سه و نیم سال که در پوهنتون کابل درست دادم مشکلات اساسی افغانستان را از دیدگاه شاگردانم دیدم و با پای، با اسپ، با شتر، با موتر، با لاری نقاط مختلف افغانستان را من و بی بی گل دیدیم. همان مسایل ۲۴ سال مکمل در بیرون در فکر ما بود و هر نقطۀ دنیا را که من میدیدم در فکر این بودم که این مشکل را چطور حل کنم. شما باید تشخیص کنید چون نیم راه حل در تعریف مشکل است. از کمال خان یادآوری کردید برای تان تبریک می­گویم، مگر کمال خان یک قطره است. باز هم تکرار می­کنم کمال خان یک قطره است در منابع آبی تان. یک قطرۀ بزرگ است و نوش جان ما که حال آب پاکی که از دایکندی، بامیان و هلمند میاید به حیث افغان­ها بدون اتکا استفاده کرده می­توانیم، اما طریق استفاده آب کمال خان را کی می­کنید؟ سلما را ساختم ۷۶۰ میلیون متر مکعب آب، شش سال است که از آن استفاده نمی شود. نگذارید که این سرنوشت بالای بندهای دیگر ما بیاید. آب یکی از مهمترین سرمایه­های تان است، چند نفر تان به آب اختصاص پیدا می کنید؟ دیروز در تمام جلسه­ای که سر نهال شانی بود ۴ نفر را پیدا کرده نمی توانستم که متخصص جنگلات باشد. بهترین جلغوزه دنیا، بهترین پستۀ دنیا، بهترین بادام دنیا، زردآلو غیره و غیره، اما تخصص نداریم. عرض من برای تان این است اگر میخواهید نان پیدا کنیم و نان با عزت پیدا کنیم باید سرمایه­های طبیعی ما با ثروت بشری ما یک ارتباط واضح پیدا کند. 

څه ته ضرورت لرو د دې لپاره چې ابرومند کار پیدا کړو؟ خبره دا ده چې هره برخه د دولت کلیدي ده. در دوایر دولت دوایر غیر کلیدی وجود ندارد این یک تعریف بسیار بیجا است. 

یک مثال آن وزارت انکشاف دهات، استاد ربانی شهید کسی را وزیر انکشاف دهات تعیین کرده بود آن آدم یک هفته گریه میکرد من که اتمر صاحب را در وزارت انکشاف دهات آوردم، دیدم که به پروگرام همبستگی ملی وزارت انکشاف دهات یکی از کلیدی ترین وزارت های این کشور شد. هر اداره کلیدی است، حال شما در تعریف وظایف و شیوه اجرای اینها باید کمک کنید. یک بحران در ادارات محلی ما آمد، تعدادی مامورین دولتی در یک ولایت مثل هرات یا کندهار از تمام تشکیل دولت از دوران صدارت داوودخان کرده زیاد تر است، ما باید بالای این یک بحث داشته باشیم. اگر موضوع کاریابی برای یک سلسله معدود است، یک گپ است، اما اگر موضوع کاریابی برای یک نسل است، باید شیوه اداره محلی ما به صورت اساسی تغییر کند.

آب را گفتیم، بزرگترین سرمایه تان خواهران و برادران موقعیت افغانستان است، از معادن تان کرده  و اگر موقعیت تان را به صورت اساسی مدیریت کنید، به مراتب زیادتر سرمایه پیدا میکنید. چرا؟ چون خداوند(ج) در قلب آسیا قرار تان داده است. هره لاره له تاسو نه تېریږي پایپلاین، خط انتقال برق، خط آهن فایبر آپتیک و این شروع کار است و از این موقعیت باید شما استفاده اعظمی کنید، حال من را بگوید که چند نفرتان مخصص تاجیکستان استید، چند نفرتان متخصص اوزبیکستان استید، چندنفرتان متخصص ترکمنستان استید، چند نفرتان متخصص ایران استید، همینطور از پاکستان، هند و چین، آینده تان به این تخصص ارتباط دارد، آیا خطوط خط آهن سرکهای افغانستان را بنادر ارتباطی افغانستان را شما مدیریت می­کنید یا نمی کنید؟ من وقتی که رئیس جمهور شدم خوب به یادتان است. هر روز که سپین‌بولدک و تورخم بسته میشد کابل میلرزید. حال تجارت پاکستان بدبختانه از خاطر تصامیم غلط شان از سه میلیارد به یک میلیارد در سال کمتر شده است. اما تجارت ما همراه آسیای مرکزی چهار تا پنج برابر زیادتر شده است. نقطه در این است که ثروت نتیجه فکر است، ثروت ابتکار و خلاقیت میخواهد و کلانترین ثروت امروز سرمایه بشری است، موقعیت تان یک سرمایه بسیار بزرگ است، اما نوعی ارتباطات است، آیا کدام کشور دیگر را دارید که از نگاه زبانها اینقدر دسترسی دارد. زبان ترکمنی، زبان اوزبیکی یک ساحه‌ی بسیار وسیع فرهنگی را به روی تان باز میکند یانه؟ زبان دری و پشتوی تان زبانهای نورستانی و پشه‌یی و دیگر زبان­های تان، بلوچی‌تان این یک سرمایه طبیعی است که به عوض این که از دست بدهید باید، تقویه شود و کل اینها وسیله ارتباط است. اما ارتباط از خاطر چی؟ حال باید نمایندگی­های خارجی تان از شما بتوانند نمایندگی کنند. نه این که وسیله این شود و شما باید تعیین کنید. نمایندگی های سفارت های تان، من چند روز پیش در وزارت امورخارجه گفتم، حتا من را وادار ساختند که باید دریشی بپوشم که این ها را بگویم از خاطر شما اصلاحات را بیاورد، حتا درشی پوشیدم. عرض من چیست؟ جوانان ما باید در سیاست خارجی ما سهمگیر شوند، باید درک داشته باشید که دو بدیل دارد؛ بدیل اول تان این است که ساحه جنگ کشورهای دیگر باشید. ساحه رقابت های شان باشید. بدیل اصلی تان این است که محور یک چهاراه آسیا، یک نقطه‌ی اتصال و همکاری دنیا با تعادل و محل بحث تمدنها باشید. این به شما تعلق دارد. اگر این انتخاب را کردید کشور را به رفاه و ثبات میرسانید، اما این بدون این خواهران و برادران نمیشود که سیاست خارجی تان عاقلانه باشد. باید درک کنید که امروز یک نقطه تنش دنیا استید و این را چطور به یک نقطه همکاری مبدل سازید و تمام این از فهم کشورهای دیگر ایجاد میشود. 

زه یو دوه مثالونه درکوم، ترکمنستان. د ۲۰۱۴ په انتخاباتو کې ما نه یې پوښتنه وکړه چې خارجي سیاست دې له کوم ځای نه شروع کوې، ما ویل ترکمنستان نه، خلکو راباندې وخندل، دا ټولو مبصرینو راباندې خندل چې دې ته ګوره په خارجي سیاست کې د ترکمنستان نه شروع کوي. مخکې له دې نه چې زه محترم بردي محمدوف ګران ورور سره وګورم ما ټول افغانان چې ترکمنستان ته تللې وو، ټول کړل یو په یو. ما ویل ماته مشوره راکړئ چې دا څه رقم شخصیت دی؟ یو چا هم مشوره رانه کړله، خو یو چا راته و ویل چې اس یې خوښېږي. ما یې ټولې بیانیې ولوستې، لس کاله پلانونه د ترکمنستان ما ټول ولوستل سر تر پایه. یو په یو ناسته کې مو بحث پر دې شروع کړ چې دا دې وکړل، دا دې وکړل، دا دې وکړل. ما ته یې وکتل وې ویل، دباندې سفیران ناست دي تر اوسه پورې ما ته داسې خارجي نه وو راغلی چې زما دومره احترام وکړي، ولاړ شه د همدغو مخکې دا خبره وکړه، ما ویل په سترګو نتیجه آن چی شد؟ همین رئیس جمهور محترم ترکمنستان فیصله کرد که تاپی آباد میشود و خط آهن به آقینه میرسد، خط آهن به تورغندی میرسد و در بیست دقیقه بحث پروژه تاپی را  به یک “کوریدور” انکشافی که انتقال برق و همچنین خط آهن در آینده و شبکه فایبر نوری را قبول کردیم. من رفتم اوزبکستان، برادر عزیزم میرضیایف رئیس جمهور محترم اوزبیکستان، عادت این است در عرف که کشور میزبان اول صحبت میکند و باز مهمان صحبت میکند. وقتی که نوبت صحبت من رسید ده دقیقه به اوزبیکی صحبت کردم. آقای میرضیایف از جای خود بلند شد، من را در بغل گرفت و گفت، حال برادرم استی و کشور افغانستان برادران و خواهران دایمی ماست. در احترام کردن مردم از شما چه کم میشود؟ در احترام زبان خودتان از شما چه کم میشود؟ سمبولهای مشترک ما. افغانستان افتخار این را دارد که هم مهد زبان دری و هم گهواره زبان پشتو است و هم مهد زبان اوزبیکی است.

 امیرعلیشرنوایی، کلانترین شخصیت دنیاست.  خواهران و برادران پشت وصل بگیردید نه پشت فصل. عزت افغان به این نیست که غرور داشته باشد که شمشیر من، آن در کل معلوم است، اما عزت افغان در این است که وسیله ارتباط را فراهم کند. با جوان قزاق، با جوان اوزبیک، با جوان ایرانی، پاکستان و هندی نقاط مشترک تان چه را ایجاد میکند، بنأ شرط تان مهم است باید شیوه تان را تعیین کنید. کلانترین معادن دنیا را دارید مطلق بی خبر استید. چند نفر متخصص تالک دارید، میتوانیم یکی از ده تولید کننده تالک در روی زمین باشیم. آهن، مس، لیتم و غیره. از هژده عنصر نادر چهارده آن در افغانستان موجود است. باید بفهمیم که ارتباط این ها باهم چیست. مگر مخصوصأ نقطه را که میخواهم بگویم زیاد وقت تان را نمیگیرد. خود را بشناسید، هویت افغان تان، یک هویت جمعی است که قانون اساسی آن را تعریف کرده است، تعریف قومی ندارد، تعریف زبانی ندارد، یک تعریف ملی دارد که وثیقه ملی ما آن را تعریف کرده است.

در اینجا نقطه‌ی دیگری که خاصتاً از پیش تان خواهش دارم، ملت افغانستان امروز محدود به کسانی نیست که در خاک افغانستان زندگی میکنند. در سال ۱۹۷۷ که من و بی بی گل رفتیم بر تحصیل، ما باید بر دوسال میرفتیم ۲۴سال در تبعید ماندیم. در آن وقت حدود ۹۹ فیصد افغانها در داخل خاک افغانستان زندگی میکردند. امروزخواهران و برادران چند میلیون مهاجر در ایران و پاکستان داریم. علاوه بر آن در شش قاره که خواهران و برادران مان امروز همراه تان سهیم استند.  دایسپورا استند، اهمیت دایسپورا چیست؟ مخصوصأ بخشی که انصاری صاحب کار کرد، ایرلند را ببینید از فقیرترین ممالک اروپا بود، وقتی که کمپیوتر آمد و انقلاب دیجیتلی اول آمد ایرلند دایسپورایش آمد و ایرلند را به پای خود ایستاد کرد. هند فکر می­کنید که بدون هندی های که از کلیفورنیا آمدند، هند به پای ایستاد شد. چین به همین عظمتش، بعضی نقاطی از شهرهاست در امریکا مخصوصأ در کلیفورنیا و واشنگتن و اینها؛ تمام گپ شان در چین است. مردم دایسپورای خود را  ارزش میدهند. لبنان یک کشور مطلق دایسپورا است، تعدادی لبنانی در برازیل از تعدادی لبنانی در لبنان کرده زیاتر است. حال باید شیوه ارتباط را پیدا کنید. در اینجا دایسپورا جای شما را نمیگیرد. ذهنیت باید وسیع شود. هرچه آغوش ملت افغانستان وسیعتر شود به همان اندازه امکان تولید ثروت فراهم میشود. و نقطه‌ی آخرم اقدامات رضاکارانه شماست، اگر شما میخواهید واقعأ کل ملت افغانستان را قانع کنید که جوان افغانستان متحد است باید نهادهای رضا کار را جوانان به وجود بیاورند. مقداری کاری که در این ملک است.

من یک مثال از یک کشور دیگر برای تان بدهم؛ یوگاندا، یوگاندا یک طرح داشت که تعلیمات ابتدایی و سواد آموزی را چطور به همه برساند. بانک جهانی مشاورشان بود، گفتند به بیست فیصد رسیدگی میتوانیم. یک حشر عمومی رضاکاران صورت گرفت هفتاد فیصد کار را مردم رایگان انجام دادند. حال اگر هرجوان که فارغ تحصیل صنف ۱۲است یا فارغ تحصیل پوهنتون است، هفته چند ساعت رضاکارانه کار کند در نقاط مختلف تاثیر آن را به مراتب زیادتر دیده میتوانیم و نتیجه آن چه میشود؟ شفاخانه تان بهبود پیدا میکند مکاتب و پوهنتون های تان بهبود پیدا میکند.

در این بخش نقطه‌ی را که الکوزی صاحب گفتند منمیگویم، امسال انشاالله نه تنها شاهد یک جهش بزرگ در قسمت آبیاری و مدیریت منابع استید بلکه امسال سال دیجیتل سازی افغانستان است. کوید ۱۹ تاثیرات بسیار منفی در مناطق مختلف داشته، اما یک تاثیر نهایت مثبت داشته و این است که پروسه دیجیتل سازی در حدود سال سرعت پیدا کرد. مخصوصأ در بخش تعلیم و بخش صحت. از این جهت ما باید شیوه استعمال منابع را به طریق دیگر یاد بگیریم. سر پیشنهاد پاینده صاحب میایم و پیشنهاداتم را خدمت تان تمام میکنم. ما میخواهیم هشت برنامه بزرگ ملی را در شش ماه آینده عیار کنیم و این برنامه محور بودجوی ما شود، خواهش من از شما این است که یک عده تان به صورت اساسی در هر یک از این برنامه ها تخصص پیدا کنید و یک قسمت تمرکز بالایبودجه کنید.

تمام مراحل بودجه سازی را خوشبختانه یک وزیر مالیه داریم که مطلق به این قانع است و حاضر است که شفافیت بودجه را به وجود بیاورد. شما باید تصویب بودجه را به یک عده‌ی محدود نگذارید، به یک گفتمان واضح بیایید که بودجه را درک کنید. نقلی که من برای تان میدهم. من تمام بودجه های بانک جهانی را برای کشورها بررسی میکنم و همی قسم یک کاغذ پنجاه صفحه‌یی می بود و در ختم کاغذ یک جدول سه صفحه‌یی میبود که آن جدول بودجه بود. کسی که مسایل امری را نمی فهمید کاغذ را میخواند و سر کاغذ تبصره میکرد. آن مردمی که مسوول آن بودند کاغذ را تغییر میدادند، اما جدول را تغییر نمیدادند. من اول جدول را میخواندم و بعد کاغذ را. مقصدم این است که بودجه نقطه‌ی است که اولویت ها به صورت واقعی انعکاس پیدا میکند. این انعکاس را امسال در یکی از بحث های گفتمان های ملی تان بگیرید که بودجه سازی در افغانستان چه رقم شفاف، موثر و کار آمد شود و ارتباطش چیست و چطور موجب رشد شود؟

با رشد سه و چهار فیصد مشکل افغانستان حل نمیشود، شما باید درسهای آسیای شرقی را از نگاه رشد به صورت اساسی جذب کنید که بتواند بین ۹ و ۱۲ فیصد برسانید . اگر ۸ تا ۱۲ فیصد رشد در این کشور آمد یک قسمت تضادهای بنیادی تان حل میشود. جدی تر  این است که رشد فقر را پایان میاورد و فضا را مساعد میسازد و ارتباط رشد با صلح مستقیم است. در کشوری که ۹۰فیصد مردم زیر ۲ دالر روزی زندگی کند، همیشه یک اردوی جنگ را ایجاد کرده و در این بخش خاضتأ از جوانان در بخش کنترول نفوس کمک میکند. بهترین تجربه روی زمین در دو کشور مسلمان است؛ کاری را که امریکا در صد سال کرد، هندوستان در چهل سال، ایران در ده سال انجام داد و تمامش از طرف نهادهای جامعه مدنی بود و حال میخواهند دوباره نفوس شان زیاد شود. دوم کشور بنگلدیش بود، دو طفل. 

در این بخش هم کمک تان به کار است. بیا هم په اخر کې له محترم سهراب نه، الکوزی صاحب نه، ژمن صاحب نه، ټولو نه چې ګډون یې وکړ د زړه له کومې مننه کوم. له هر ځوان نه چې ځان یې کاندید کړ مننه کوم، له ټولو ځوانانو نه چې ګډون یې وکړ او تاسو ته یې رایه درکړله له هغوی نه مننه کوم او خاصتا د عالي شورا له ایجاد نه مننه کوم. له دې شورا نه زموږ تقاضاګانې دا دي چې اوس تاسې په بنیادي توګه هغه مواد چې درته مهم دي، هغه مواد چې مملکت ته مهم دي په غور او دقت وګورئ، نورو شوراګانو سره کار وکړئ، کابینې سره کار وکړئ، یو ولسمشر لرئ چې همېشه ستاسې غږ او ستاسو نظریاتو ته اماده دی، په هره سطحه که غواړئ چې بحث کې داخل شئ په سترګو. اما شرط یې دا دی چې ستاسې نظریات باید منسجم وي. ستاسې نظریات باید ملي لید او عملي جنبې ولري. دا معیارونه هم ساده دي هم سخت، ځکه شی چې ساده وي بیا کار غواړي، تاسې که دې کار ته اماده یئ زما لاس تاسې ته وړاندې دی، زما ماغزه ستاسې په خدمت کې دي او بیا هم درته هرکلی وایم.

 زنده باد افغانستان،

 یشه سن افغانستان،

 تل دې وي افغانستان،

 پاینده باد نسل جوان ما

 مؤفق باشید.