متن مکمل سخنرانی جلالتمآب محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در پوهنتون ملی تاجیکستان

متن مکمل سخنرانی جلالتمآب محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در پوهنتون ملی تاجیکستان

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب محترم وزیر معارف تاجیکستان محترم امام‌زاده محمد یوسف، سیدعلی  و هم چنین رئیس محترم دانشگاه ملی، محترم خوشبخت‌زاده، قابیجان خوشبخت، استادان نهایت گرامی، محصلین نهایت عزیز، خواهران و برادران تاجیک، همچنین محصلین بسیار گرانمایۀ افغان، اولتر از همه، تحفۀ پیشوای بشریت را خدمتتان تقدیم می­کنم.

 السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

من ۱۷ سال معلم بودم و از اعطای دکترای افتخاری، ارزش بالاتر برای من در روی زمین وجود ندارد، از صمیم قلب تشکر. از این جهت از جناب محترم وزیر معارف تاجیکستان که دوست سابقۀ من است و از جناب ریکتور دانشگاه ملی تاجیکستان، از هیئت رهبری، استادان و محصلین دانشگاه ملی تاجیکستان، از صمیم قلب تشکر می کنم که مرا شایستۀ این افتخار نادر دانستند. امید من اینست، بعد ازین که دورۀ ریاست جمهوری من خلاص شود، اجازه بدهید که همراه شاگردان کار کنم. چون خوبی این است، وقتی که یک معلم را رئیس جمهور انتخاب می کنید، وقتی که دوره اش خلاص شود، پشت این نمیگردد که چه کار کند، پس به معلمی می رود. هم چنین از هیأت افغانستان، سفیر ما در تاجیکستان و خاصتاً از محصلین افغانستان برای دورۀ دکتورا، دورۀ ماستری و دورۀ لیسانس ابراز امتنان می کنم. امید است دوستی هایی را که در زمان تحصیل تان در تاجیکستان ایجاد کردید، دوستی های دوامدار باشد و به نفع دو کشور برادر، هم­جهت، همسو و دارای منافع مشترک از پیش آن استفاده شود. از تمام خواهران و برادران تاجیکی ما ابراز امتنان می کنم که محصلین افغان را به آغوش مهربان تان گرفتید و همراه شان مثل برادر و خواهر رفتار می کنید، تشکر از همۀ تان.

چند سال پیش که خدمت تان بودم، دیدگاه تغییر آسیا را بر یک براعظم، همراه تان مطرح کردم و سابقۀ تاریخی مشترک ما را از شاهراه ابریشم تا نقاط دیگر مشترک، خدمت تان عرض کردم و در آن بیانیه جنگ پنجصد سالۀ آسیا، موقعیت آسیای مرکزی به حیث کوتاه ترین راه ارتباط بین آسیای غربی، شرقی و جنوبی، ضرورت یک انقلاب در ترانسپورت که بتواند دوباره، مثلی که براعظم امریکا را باهم وصل کرد، انتقال انرژی از آسیای مرکزی به آسیای شرقی و جنوبی ضرورت ایجاد قواعد بازی در آسیا برای رسیدن به رفاه مشترک را خدمتتان عرض کردم.

ماحول امروز ما چیست؟ چند نکتۀ بنیادی را خدمتتون عرض می کنم:

نخست، کوید ۱۹ در یک سال جهان را به صورت بنیادی تغییر داد، دنیای بعد از کوید ۱۹ با دنیای قبل از کوید ۱۹ یک دنیای در حالت انقطاع است. در نقاط مثبت آن بعدتر می آییم، مگر نقطۀ کلیدی این است که بدبختانه تمام علما به اجماع هستند که کوید، آخرین پاندامیک نخواهد باشد که ما به آن دچار خواهد شدیم. بنابراین، جهان آینده باید به صورت اساسی آمادگی داشته باشد تا با پاندمیک های مختلف بتواند مقابله کند.

نکتۀ دوم این بود، برخلاف توقعی که یک دنیای مرتبط با هم داریم، عکس العمل ملی بود، نه بین المللی.

کوید درزهای عمدۀ هماهنگی بین المللی را آشکار ساخت و بدبختانه ناسیونالیزم صحی را ثابت کرد. امروز دنیا هم در داخل کشورها و هم در بین کشورها، عدم مساوات به دسترسی به واکسین و خدمات صحی به یک معضلۀ دنیایی بدل شده است. تمام سیستم های صحی دنیا اعم از پیشرفته یا در حال پیشرفت، به یک بحران اساسی دچار شده اند که نوع آمادگی سیستم صحی را در مقابله، ضعیف ثابت کردند.

عامل دوم تغییر که در این چند سال شدت زیاد پیدا کرده است، انقلاب چهارم صنعتی است، دنیا در حال دیجیتال شدن است.

تعریف ثروت، تعریف مولدیت و تعریف تحرک به صورت بنیادی بدل شده است و مخصوصاً دانشگاه ها، شکل تعلیم و تربیۀ قرن ۲۰، جوابگوی ضروریات قرن ۲۱ نیست.

یکی از عواقب مثبت کوید این بود که یک پروسۀ دیجیتال سازی در یک سال در حدود ده سال پیشرفت کرد. مخصوصاٌ در قسمت ارائه خدمات صحی از راه دیجیتالی وهم خدمات علمی، اما انقلاب چهارم صنعتی، تعریف کار و بیکاری را به صورت بنیادی تغییر می دهد. اگر دسترسی به ارتباط ماشین و انسان و سرعت تفکر به ‌وجود نیاید، نوع علم به صورت بنیادی تغییر کرده است. علمی که استوار به حافظه باشد، در حال محو شدن است، در حالی علمی که تحلیل باشد و جمع آوری نوع ارتباطات باشد، ضرورت است.

درین حالت، نکتۀ سوم تغییر منفی، یک موج بی اعتمادی جهانی است، این به نام موج سوم بی اعتمادی جهانی نامگذاری شده است. برخلاف ۱۰ سال یا ۲۰ سال قبل که اعتماد بالای جهانی‌شدن به یک فرضیۀ سرتاسری بدل شده بود، امروز اعتماد در داخل کشورها و بین کشورها ضعیف شده است. یک فضای بی اعتمادی عمومی به ‌وجود آمده که نوع همکاری را در مقابله با مسائل بین المللی و نوع هماهنگی را به مراتب مشکلتر ساخته است. یک نمونه این بازهم در قسمت کوید، ما دیدیم که عکس العمل ملی بود، نه بین المللی. در حالیکه یک پاندمیک بر اساس تعریف آن سرحد را نمی شناسد، فرد را نمی شناسد. اگر یک فرد مصاب باشد یا کشور مصاب باشد، اعم از اینکه چقدر کوچک است یا بزرگ، تمام دنیا در خطر است.

نکتۀ دیگر منفی که به اوج خود رسیده، موج پنجم دهشتگری است، جنگ غیر محدود شده است، سرحد بین جنگ و غیر از جنگ از بین رفته است. بدبختانه کشور همسایۀ تان، برادران و خواهران تان این را به صورت روزانه می بینند، چون جامعۀ مدنی ما، دانشگاه های ما، مساجد ما، تمام نهادهایی که ما در حال ساختن اش هستیم، بدبختانه تحت حمله هستند. متاسفانه  این موج را در سال ۱۹۹۹، دو نظامی چینی پیش بینی کردند، درآن وقت کسی جدی نگرفت، اما شیوۀ جنگ به صورت بنیادی تغییر کرد. به همان اندازه که تکنولوژی پیش رفته است، نوع جنگ مستقیم نیست، بصورت غیر مستقیم است و از این جهت، نکتۀ بنیادی این است که استعمال سلاح راه حل نیست، حدود استعمال سلاح از حدود انسانی گذشته است.

نکتۀ پنجم، تغییر محیط زیست است.

در ابتدا من ابراز تشکر می کنم که فعالیت های دانشگاه ملی تاجیکستان را در قسمت گیاه ها، معادن و انواع مختلف امکانات کشور دوست ما دیدیم، اما تغییر محیط زیست، امروز به یک فاجعه بدل شده است. در آسیای جنوبی تنها، اگر هوا دو نیم درجه گرم­تر شود، صد میلیون نفر مهاجر می شوند، صد شهر در آسیای جنوبی بدون آب خواهند بود و از این جهت ضروریست که محیط زیست جدی گرفته شود.

محیط زیست، ما و شما شاهد زلزله ها و سیلاب ها بودیم، خشکسالی ها را شاهد بودیم، سرحد را نمی شناسد. محیط زیست، آیندۀ انسان را به صورت اساسی مطرح می کند و اگر خدای ناکرده به چهار درجه برسیم، زندگی تقریباٌ غیر ممکن می شود.

یک کتاب بسیار خوب نوشته شده به نام “شش درجه” که تاثیرات هر درجۀ گرم‌شدن هوا را نشان میدهد. امسال در افغانستان در ماه حوت، ما دوازده درجه از حد اوسط هوا گرمتر بودیم و تاثیر آن در یک مثال بسیار ساده که به هر دوی ما تطبیق میشود، کوه های ما و شما کلانترین بند های ما بود، چون برف می آمد به یخچال ها بدل میشد، به صورت بسیار آرام به آب بدل می شد و سیستم های بزرگ آبیاری ما را ممکن می ساخت. حالا بالعکس به سرعت بسیار زیاد می آید، بندهای کانکریتی در مقابل این سرعت، مثل پخته است که ذوب می شود.

در افغانستان یک شهروند جاپانی بسیار متعهد، بیست سال زندگی خود را وقف سیستم های کرد که در قرن هفده  در جاپان استعمال شده بود، برای مهار کردن آبهای سریع، بوجود آورد.

عمده ترین بخش بحث این است که دنیا در حالت ابهام زندگی می کند. دنیایی که بعد از سال ۱۹۴۵ختم جنگ جهانی بوجود آمد تا سال۱۹۷۰ یک دنیایی بود که مطلق اعتبار بالای آینده داشت. یک کسی اگر در سال ۱۹۴۵ شهادتنامۀ انجنیری را میگرفت، چهل سال به صورت منظم انجنیری او ثابت می بود، امروز انجنیری در شش ما تغییر می کند. تکنولوژی وضعیت زندگی را به صورت اساسی تغییر داده است.

اما نکات مثبت هم در این محور وجود دارد که من می خواهم چند دقیقه بالای آن تمرکز کنم.

اولین نکته این است که دیجیتال‌سازی به سرعت در حال تغییر است، نوع ارتباطات ما به مراتب آسانتر شده میتواند. نوع دانش ما  به مراتب سریع‌تر شده می تواند و نوع استفاده تکنولوژی ما به مراتب به نفع مردم تمام شده می تواند. طور مثال: تراکتورها را شما می شناختید که مثل بیل و کلنگ از آنها استفاده می شد، حالا تراکتورهای هوشمند اختراع شده که هم نوع نبات را می شناسد و هم نوع زمین را تشخیص می کند و هم وقتی که یک پرزۀ آن خراب شود، اتومات احوال می دهد.

یک قسمت زیاد معاملات بین المللی درین حالت، شخص به شخص و رو به رو نیست.

چند کمپنی بزرگ دنیا مثل “تاتا کنسرتنگ گروپ” هفتاد فیصد عواید خود را بدون اینکه کسی با کسی دیگری روبرو شود، ایجاد می کند. شش تا ده میلیارد دالر در سال عاید شان از این نگاه است، یا کمپنی زیمنس که از کمپنی های پیشرفته است.

نقطۀ دیگر این است که یک بحث جهانی راجع به مسئولیت اجتماعی به وجود آمده است. نوع اقتصادی که در آن، محور و هدف کمپنی ها تنها و تنها مفاد بود، مورد سوال قرار دارد. امروز وسیع نقش دولت ها روز بروز زیادتر میشود.

 وظایفی را که امروز شهروندان و مردم یک دولت از دولت خود تقاضا دارند، از ده سال گذشته و مخصوصاً از دوسال گذشته، نهایت فرق دارد. دولت مجبور است حفظ ثبات اجتماعی، حفظ رفاه اجتماعی و ایجاد فرصت ها را برای شهروندان خود ایجاد کند. در این بخش دانشگاه های ما باید یک نقش  بسیار کلیدی داشته باشند تا منابع در خدمت مردم بیاید.

دوم، در پنج سال آینده احتمال نهایت زیاد دارد که چین به کلان ترین اقتصاد دنیا مبدل شود و هند جایگاه سوم کلانترین سهم اقتصاد دنیا را بگیرد. معنی این چیست؟ آینده تحرک اقتصادی در براعظم آسیا است. بدون سهم هند و چین، اقتصاد بین المللی به رکود مواجه بود و نوع حرکت این دو کشور بزرگ، آسیای مرکزی، روسیه، ترکیه و خلیج، یک تغییر بزرگ است. معنی این چیست؟  بعد از دوصدسال، آسیا دوباره محور اقتصاد جهان می شود. ۳۰ فیصد تحرک اقتصاد جهان را در سال ۲۰۱۹، تنها چین ایجاد کرده است، در حالیکه ۵۰ سال پیش یک فیصد سهم آن بود.

موضوع تحرک اقتصادی چرا مهم است؟ فقر، زیادترین امحای فقر در روی زمین در تاریخ، در چهل سال گذشته در آسیای شرقی صورت گرفت. چین، کوریا، جاپان، ویتنام، سنگاپور، تایوان، مالیزیا، همه اینها درس های بسیار واضح دارند که نوع همکاری دولت و سکتور اقتصادی، مارکیت به چه رقم عیار شود و مسئولیت اجتماعی به چه رقم.

مشروعیت دولت ها بعد از این، تعلق به ایجاد فرصت برای شهروندان شان دارد. در این زمان، تجارت بین الآسیایی بار اول از تجارت آسیا با باقی دنیا زیاد تر است. در گذشته وقتیکه سنگاپور در ابتدا شروع کرد و جاپان بدون تجارت خارجی و بازارهای اروپا و امریکا پیشرفت آسیای شرقی غیر ممکن جلوه می کرد، امروز یک قسمت زیاد این بازار در داخل آسیا وجود دارد. مهمترین بخش این مخصوصاٌ برای ما و شما که در قلب آسیا قرار داریم، تغییر آسیا از یک مفکوره، از یک هویت به یک براعظم اقتصادی است. تنها چهارده کشور آسیایی در  بیست سال آینده، تخمیناً ۳۰ تریلیون دالر در زیربنا سرمایه گذاری می‌کند. روزانه ما و شما شاهد یک تحول بنیادی آسیا و ارتباط آن هستیم.

از این نظر، پس که در ارتباط گفتمان خدمت تان بیایم، آسیای مرکزی یک نقطۀ مهم ترانزیت و وصل آسیا است. آسیای جنوبی، کمترین نقطۀ دنیاست از نگاه ارتباط منطقوی،  آسیای شرقی زیادترین نوع این ارتباط آینده را تعیین می­کند.

اهمیت این برای شما استادان و محصلین در چیست؟ بدون فهم آسیا، شما زندگی تان را ترتیب کرده نمی توانید، بسیار ساده و هر حرکتی که در آسیا صورت می گیرد، زندگی همۀ ما را به صورت مثبت یا منفی تحت تاثیر قرار میدهد. معنی آن این نیست که باقی دنیا را ما فراموش کنیم، اما یکی از نتایج کوید بدبختانه، ضعف دنیایی‌شدن و تحرک زیادتر منطقوی‌شدن است، در این اجماع وجود دارد.

در یک دنیایی که در تلاطم دوامدار باشد، پالیسی‌سازی را چطور انجام می دهید؟ آمادگی بحث را به چی شکل می‌گیرید؟ و به چه شکل بالای عوامل منفی به صورت اساسی فکر جدی می کنید و این را به فکر مثبت تغییر می دهید؟

نکتۀ اول این است که رهبری و مدیریت باید آماده باشد که تلاطم را مدیریت کند، من برایتان یک مثال می دهم:

در هالند که یکی از بهترین نقاط دنیا از نگاه مدیریت آب است، تا پیش از تغییر اقلیم، اینها صد سال را مدنظر می گرفتند.  فعلاً تمام پروژه های بزرگ آبیاری هالند، پنجصد سال را مدنظر می گیرد. چون اگر اقیانوس دو متر بالاتر شود، شاید نیم هالند را زیر آب بسازد. درین حالت، ارتباط علم و پالیسی بصورت بنیادی تغییر می کند.

نکتۀ دوم، درین حالت باید راجع به سناریوها فکر کنید تا پلانگذاری. پلانگذاری از زمان ثبات بود، می فهمیدید که چهل سال آینده سالهای ثبات است و به این ترتیب، نوع پلانگذاری را که مخصوصاٌ مالیزیا کرد، نمونۀ بسیار واضح آن است.

سناریو چیست؟ سناریو این است که باید تصویر آیندۀ احتمالی را داشته باشیم و عموماً تعداد سناریوها از چهار تجاوز نمی کنند. اما هیچ سناریو پیش‌بین کامل آینده نیست، اما جهت را برای ما نشان می دهد که جهت آینده چیست، تا وقتی که به آن مواجه می شویم، اینها را بتوانیم انجام دهیم.

بزرگترین سرمایه درین بخش چیست؟ سرمایه انسانی که روابط و جهت را تشخیص داده بتواند. اگر جهت مناسبات و حرکت را تشخیص داده نتوانیم، تابع امواج می شویم.

بحث دیگر در چیست؟ و خوشبختانه ما در جای قرار داریم، موج سوم بی اعتمادی را چگونه از بین می بریم؟ با ایجاد اجماع، اعتمادسازی میان مردم در داخل یک کشور، بین کشورها و مخصوصاً اعتمادسازی در راه همکاری منطقوی و در راه مقابله با تغییر اقلیم نقطۀ کلیدی است. یک قصه است از زمان حضرت موسی”ع” که دونفر در یک کشتی نشسته بودند، یک آدم شروع کرد که یک قسمت کشتی را سوراخ کند، کسی به او گفت که ما را غرق می کنی، آن مرد گفت که نه، من بخش خود را سوراخ می کنم.

 ما و شما در یک کشتی جهانی قرار داریم و در یک کشتی منطقوی قرار داریم و در این حالت، اگر اساس منافع مشترک را مورد نظر نگیریم، همۀ ما تاوان می کنیم و ضرورت است که ما بهترین طرح ها را برای همکاری منطقوی که در آن نفع همه ما باشد، ایجاد کنیم. 

همکاری منطقوی و همکاری جهانی در قسمت دوم، مسائل بُرد بُرد است. اما اگر به صورت محدود فکر کنیم و تنها در داخل یک لایحه فکر کنیم، مشکلات ایجاد میکند.

بحث اساسی که در دنیا امروز مورد بحث است، این است که سیستم اقتصادی که ما بنام کاپیتالیزم میشناسیم و خود را موفق ثابت کرد، مخصوصاً  بعد از جنگ دوم جهانی و بعد از سقوط اتحاد شوروی، ضرورت به تجدید نظر دارد و در این بخش، نکتۀ کلیدی اینست که کمپنی ها مسئولیت دارند که تاثیرات اجتماعی، تاثیرات محیط زیست و تاثیرات ثبات را باید به صورت اساسی مد نظر بگیرند و خوشبختانه یک  بحث اساسی در بین بهترین دانشگاه های جهان و در بین بهترین کمپنی های جهان رخ داده، زیادترین سرمایه گذاری سر پیش بینی آینده، امروز از طرف کمپنی های بزرگ صورت می­گیرد. شِل، طور مثال که یک کمپنی تیل است زیادترین پیش بینی را در بخش انرژی بدیل دارد.

نکتۀ دیگری که امروز شما به من افتخار دادید، می­خواهم سر بُعد فرهنگی به اجازه تان چند دقیقه صحبت کنم. امروز من افتخار این را داشتم که پیش مجسمۀ اسماعیل سامانی گل بگذارم و واقعاً قابل گل گذاشتن است.

چرا؟ چهار دربار، دربار طاهریان هرات، سفاریان نیمروز و سیستان، سامانیان و غزنویان، اساس طرز دید جوامع ما را و طرز تفکر ما را در زبان دری، زبان مشترک ما ایجاد کرده اند. هزار سال پیش این­ها جهت امروز را تعیین کردند، چند زبان دیگر را شما سراغ دارید که بعد از هزار سال هنوز هم خوانده می ­توانید و از آن لذت می­برید. افتخارات مشترک ما، رودکی ،هنوزهم نبض احساسات ما را در تمام دنیایی که دری را خوانده می­توانند تعین میکند.

هم­چنین افتخارات مشترک ما، فردوسی، حافظ، سعدی، امیر خسرو، بیدل، همۀ این­ها ستاره های بزرگی هستند که یک فرهنگ مشترک ما را ایجاد کرده اند. این را از این خاطر خدمتتان عرض میکنم، آن ابعاد که جهانی‌شدن است و تغییرات است، در عین حال با تداوم فرهنگی ما ارتباط واضح داشته باشد. معنای همکاری منطقوی و جهانی، فراموش کردن هویت های ملی ما نیست و هم­چنین ارتباطات فرامنطقوی ما نیست.  زبان دری یک وقت تا بنگال و استانبول، زبان حاکم بود و مثل انگلیسی امروز، زبان تحلیل، گفتار و نوشتار بود.

یک محقق ایرانی بنام سید مهدی زرقانی یکی از بهترین تحلیل های قرن ۳ تا ۱۰ را ایجاد کرده و ما می­ بینیم که فرهنگ مشترک حماسی ما رشته های بسیار عمیق دارد. فردوسی را همه می­شناسند مگر دقیقی را فراموش کردند و ده ها شهنامه­ی را که قبل از فردوسی ایجاد شده بود، ما دوباره باید از خود کنیم و این ها در کشورهای ما و شما صورت گرفته است.

در بخش ادبیات معاصر هم من می­خواهم به حیث کسی که در دوران طفلی صدرالدین عینی را خوانده بود و تورسن زاده را خوانده بود و لاهوتی را خوانده بود و تاریخ غفوروف را دیده بود، از نهضت فکری جدید در تاجیکستان و تداوم آن در دانشگاه ملی تاجکستان، ابراز قدردانی کنم. غفوروف تاریخی را ایجاد کرد که هویت ملی تاجیکستان را عمق و بُعد بسیار وسیع داد.

در این بخش می خواهم از یک افغان یادآوری کنم که به سرمایه مشترک ما در افغانستان، تاجیکستان، ایران و ازبکستان و سایر کشورهای منطقه مشهوراست، مرحوم احمد ظاهر است. احمدظاهر در مکتب از من  سه سال پیش بود، اما در جوانی از پیش ما رفت. همیشه یادش تازه باد و نقطۀ وصل ماست. آهنگ های احمد ظاهر و سرودهایش در همه جا نشسته و مخصوصاٌ  من جای افتخار دارم که در هر کشور آسیای مرکزی که میروم، اولین سوال های که میکنند احمدظاهر است، احمدظاهر های نو ایجاد می­شود و وسیله ارتباط ما خواهند بود.

جمع‌بندی ما:

 افغانستان، تاجیکستان، هیچ نوع اختلاف منافع ندارند، دوست هستیم، بهترین دوست­ها هستیم و بهترین دوست ها خواهیم ماند. این باعث افتخار است و از این جهت، ما و شما در حال یک تجربه بسیار مهم برای منطقه هستیم و آن این است که سرحدات ما که سرحدات طویل است، از پامیر و دریای پنج و آمو گرفته درحال مبدل شدن به سرحدات باز است.

 سرحد باید وسیله جدایی نباشد، سرحدات باید وسیلۀ وصل باشند و در این جهان که دنیا با هم مرتبط می شود و منطقه تغییر میکند، ایجاد یک سرحد باز بحیث سرحد همکاری، سرحد خواهری و سرحد برادری، یک نکته بسیار مهم است.

در عین حال منافع ما تنها در قسمت تصور نیست، ما یک فرصت عظیم داریم که در تولید انرژی، مدیریت آب‌ها و مدیریت محیط زیست با هم همکار باشیم. ما  از راغون استقبال می‌کنیم، به شما تبریک می‌گوییم و امید داریم که برق راغون، پاکستان را و هندوستان را گرم بسازد و برای­شان روشنی بدهد.

یک افغانستان با ثبات و یک تاجیکستان با ثبات، بهترین فرصت را برای توریزم بین المللی دارد، نوع منابع طبیعی را که ما و شما در اختیار داریم، در طول بدخشان های ما و دریای پنج در روی دنیا بی نظیر است. استفاده مشترک این و همچنین میراث بسیار بزرگ تمدن های ما از عصر اوستایی، عصر یونانی، عصر ساسانی، عصر سامانی و غزنوی و عصرهای دیگر ما، مخصوصاً بودیزم و دورۀ اسلامی ما یک مرکز بزرگ را ایجاد می کرد. چین حالا ۲۰۰ میلیون توریست دارد، سالانه به ویتنام تنها ۱۸ میلیون توریست میرود. کمبودی ها به این اساس است.

زمینه عظیم همکاری وجود دارد تا ما انواع عظیم ثروت خود را بدون اینکه محیط زیست را خراب کنیم، به امکانات بدل کنیم. آینده ما، آیندۀ همکاری است. افغانستان افتخار دارد و خاصتاً از جلالتمآب رئیس جمهور تاجیکستان ابراز امتنان می کنم، همچنین از رؤسای جمهور ازبیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرغیزستان و آذربایجان که افغانستان را حالا همیشه به حیث ششمین کشور آسیای مرکزی می شناسند.

تاریخ ما و شما در گذشته مشترک بود. صد سال جدایی موجب از بین‌رفتن علایق چند هزار ساله شد، بنا برین ضرورت واضح است که در این شرایط خاص ما بتوانیم با هم طرح هایی را تعقیب کنیم، طرح و عملی کنیم که آسیای مرکزی به حیث قلب متحرک آسیا دوباره موقف خود را، هم در وصل شدن آسیا، تحول آسیا به کلانترین براعظم اقتصادی دنیا و نقاط یک تمدن تاریخی که همیشه به وسطیت و اعتدال، به عدل و مناسبات تجارتی وسیع و همکاری بین المللی مرتبط بوده، دوباره احیا شود.   

در این بخش نقش دانشگاه ها در ایجاد سرمایۀ انسانی و بهره برداری از این فرصت ها نهایت مهم است. من بازهم تشکر می کنم که با این لباس و با این سند(دکترای افتخاری) به من افتخار بخشیدید که در خدمت تان باشم، امید است که روز به روز همکاری دانشگاه های ما و نسل جوان ما، زنان و مردان، خواهران و برادران تاجیک و افغان با هم زیادتر شود.