متن سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در چهارمین کنفرانس ملی شهری ” پیش به‌سوی شهرهای پایدار”

متن سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در چهارمین کنفرانس ملی شهری ” پیش به‌سوی شهرهای پایدار”

بسم الله الرحمن الرحیم

وطنداران محترم، هم‌شهریان عزیز، اعضای جامعه مدنی، علمای کرام، نمایندگان سکتور‌ خصوصی اعم از اتاق تجارت و صنایع، اعضای محترم کابینه، داکتر صاحب قیومی، جناب کشاف صاحب، جناب انجنیر صاحب محمد خان، جناب وزیر صاحب شهرسازی و مهمان‌های گرامی، اولتر از همه به خانه خود خوش آمدید، خوش ګلدینګ، ښه راغلاست، په لېمو راغلاست!

در قدم اول لازم میدانم که یک سری از نهاد ها را تبریکی بگویم چون روحیه این کنفرانس از کنفرانس های که قبلاً داشتیم یک فرق بنیادی دارد. در کنفرانس های گذشته یکی از نقش های من این بود که من برای شما توصیه کنم، امروز به فضل خداوند خود تان اختیار سکتور شهری را بدست گرفته اید که به همه‌ی شما تبریک میگویم.

اول من میخواهم از جامعه مدنی ابراز امتنان کنم، سیاووش صاحب تحلیل شما بجا است، در هر دو مورد تا وقتیکه ما به شهروند بدل نشویم صاحب شهر نمی شویم و تا وقتیکه نظافت را جزء ایمان خود ندانیم، مثلیکه برای ما امر شده، شهر خود را نظیف نگاه کرده نمی توانیم.

دوم، میخواهم از شورا های مردمی ابراز امتنان کنم، هم از بررسی بسیار مثبت تان و هم از پیشنهاد های بسیار سازندۀ تان، با میثاق شهروندی نقش شورا های مردمی چند برابر می شود. برای بار اول است در تاریخ ما که نه تنها قرای ما از برنامه همبستگی ملی مستفید شدند، این بار تمام شهرهای افغانستان به صورت منسجم از برنامه میثاق شهروندی مستفید خواهند شد. علاوه بر آن اختیار به دست شما است. حالا چلنج من به جامعه مدنی و شوراهای مردمی اینست که شما چی می کنید؟ ما اختیار، صلاحیت و منابع را در اختیار شما میگذاریم. امید است که بار دیگر موفق ترین شوراهای مردمی را در نظافت شهر، شما تقدیر کنید که یک رقابت واضح ایجاد شود، چون در چارچوب برنامه میثاق شهروندی صلاحیت ها به شما انتقال میکند. منابع را حکومت تا حد ممکن در اختیار شما قرار میدهد، اما زیاد‌ترین منبع، خود روحیه شهروندی و ملی ماست.

دوم، زه غواړم چې هم د صنایعو له اتاق نه، له جناب کمین‌زاده صاحب نه او هم له سوداګر نه جناب مومند صاحب نه د زړه له کومې نه مننه کوم.  خبره په دې کې ده لکه هماغسې چې مدنې ټولنه موږ ته لازمې ده، موږ ته خصوصی سکټور حیاتی ده. تاسې زموږ شریکان یاست. هغه تضاد چې د خصوصی سکټور او دولت په مینځ کې ؤ، انشاالله تعالی نشته او زه غواړم چې په اطمینان سره درته ووایم چې بې له تاسو نه، تاسې یا ښی یا چپ لاس د دولت یې. بې له تاسو نه دا دولت ناتکمیله دی او مدنې ټولنه بل لاس دی. نو ځکه له دې نه چې تاسو پانګه اچولې زه مننه کوم او له دې نه چې په خپلو پښو دریدلو خوا ته روان یې د زړه له کومې نه مننه کوم.

نقطه اصلی ما اینست که بیلانس واردات ما! کلانترین خطر بر آینده افغانستان، امروز بیلانس واردات ما است. از دومیلیارد زیادتر مواد غذایی وارد میکنیم و از یک میلیارد دالر زیادتر مواد ساختمانی وارد می کنیم. یکی از این مواد لازم نیست که از خارج کشور برای ما بیاید. ۲۵ درصد ترجیح را برای تان تعهد کرده‌ایم، شما سرمایه گذاری کنید، در هر پروژه ملی و در هر قرارداد ملی حق اولیت برای شما داده می شود.

من بعداً به این مسئله می پردازم، اما نقطه اساسی این است که اگر مسکن با استطاعت بیاید یا ساختمان های دولتی عامه اعمار شوند، کیفیت باید بالا شود و قیمت پایین بیاید. وضعیت فعلی قابل قبول من نیست و قابل قبول مردم نیست!

این چطور است که در ممالک همجوار ما یک کیلومتر سرک درجه اول را به ۲۵۰ هزار میسازند و ما سرک درجه دوم را به ۵۰۰ هزار میسازیم! یاری صاحب انشأالله تغییرات بنیادی دراین عرصه خواهد آورد و نادری صاحب باید بخش ها را تغییر بدهیم. اما این چطور بوجود میاید؟

قیمت ها بخاطر آن بالا بود که فضای اعتماد وجود نداشت، قرارداد ها از همین لحاظ پس گرفته می شد که تکمیل نمی شد، حالا پول مشروع و فایده مشروع سرمایه گذار را باید سر دو چشم قبول کنیم، خداوند تمام شما را میلیاردر بسازد.

این خاک باید ازاین که تجارت یا سرمایه گذاری دزدی است برآید. یک گوگل را ببینید! چند مملکت بودیجه گوگل را دارد؟ از ابتکار مغز یک انسان بوجود آمده، دیگر ذهنیت باید تغییر کند که تولید ثروت وسیله اصلی امحای فقر است و به این فقر زندگی کرده نمیتوانیم و انکشاف مواد داخلی ما نهایت ضروری است. من همچنان میخواهم از پوهنتون ها و از نهاد های مسلکی، داکتر صاحب مجددی هستند، جناب کاکړ صاحب هستند، ابراز امتنان کنم! باید بفهمیم، صدها میلیون دالر را برای مشاوریت‌های بین المللی برای دیزاین داده ایم و بعد از شانزده سال یک شرم ملی است! ظرفیت دیزاین باید به صورت اساسی باید در افغانستان ایجاد شود و این، غیر از اینکه بالای پوهنتون های خود، بالای انستیتیوت های خود، نهاد‌های متخصصین ما سرمایه گذاری کنیم، ایجاد نمی شود.

بناءً تفکیک و فاصله بین دولت و پوهنتون‌ها نه تنها ختم شود، بلکه فضای همکاری و همه جانبه را خواهان هستیم. چون قوه بشری را از کجا تربیه می کنیم، این نوع حمایت های تخنیکی که تمام فشار بالای نهادهای دولتی افتاده، بالای کسانی که از لحاظ ذهنی آمادۀ نبودند، ختم شود و نسل جدید ما را به صورت اساسی تربیه کنیم و ظرفیت را تغییر دهیم، من هم از اشتراک تان ابراز امتنان می کنم.

از وزارت محترم شهر سازی و وزیر صاحب شهر سازی، مدال حق تان بود و امروز روز آن بود که شما باید تقدیر می شدید. جناب وزیر صاحب د ګزارش نه هم ډېره مننه او دفعالیتونو نه هم، او لا شروع د کار دی. اما خاصتاً من وزارت محترم شهرسازی را از ایجاد همچون کنفرانس از خاطر یک بحث آزاد تبریک می گویم.

کنفرانس های ما تشریفاتی نباشد، من را دیده اید که شخص تشریفاتی نیستم و هنوز هم کورتی کهنه خود را می‌پوشم. اما حرف من اینست که ما بصورت افراد ذیدخل و ذینفع و بحیث یک ملت واحد و یک دولت منسجم باید صحبت های سازنده داشته باشیم. در این صحبت‌ها خواهش من اینست که هم دستاوردها، هم کوتاهی ها و هم فرصت ها مورد نظر گرفته شوند. چون تنها راه پیشرفت اینست که ما یک دست و با قوت پیش برویم و مشکلات سکتور خصوصی، مشکلات جامعه مدنی، مشکلات شورا ها، از دیدگاه این ها، آیینه به دست شما است.

هینداره موږ ته بیرته واخلئ هر وارې چې مو هینداره ولیده د زړې ښځې کیسه مو اورېدلې، ستونزه په هیندار کې نه ده که موږ زاړه شوې یو تا ستونزه به زموږ په چهرې کې وی اما تاسو حق لری چې ما ته هینداره ونیسئ او هینداره مو چې راته ونیوله موږ به په ډیر صبر او غور باندې به خپل مشکلات لرې کوو، ځکه دا زموږ مشترک مشکلات دی.

ارگان های محل را من تبریکی میگویم. جناب پوپل صاحب رښتیا هم  او له وخته نه چې بیک صاحب راغلی، بیک صاحب ته هم تبریکی وایم، مخصوصاً چې پښتو یې ډیره ښه شوې ده ځکه چې لور یې ورسره پښتو وایی، چاره نه لری بیچاره!

شاروال‌های موفق، همه شاروال‌ها موفقیت به دست داشتند و یک حرکت بسیار خوب به وجود آمده، مگر مخصوصاً قلعه نو، میمنه، لشکرگاه، قندهار، چاریکار، گردیز، خوست و مهترلام را که شما تقدیر کردید همه شان واقعاً قابل تقدیر است، مننه!

من می خواهم در عین حال از یلانی صاحب و همکاران شان در اداره آب رسانی تشکر کنم، واقعاً از روزیکه یلانی صاحب مسوولیت اداره آب‌رسانی را گرفتند، تجربه بسیار موفقی را که در هرات داشتند سرتاسری ساخت.

یلانی صاحب اول کاندید یک کار دیگر بود، بعد از این که من مجبورش ساختم در شهرسازی آمد، در آبرسانی؛ پسان شنیدم که گفته بود رئیس جمهور کمی قضاوت دارد، تشکر از اینکه قبول کردید! و از اداره اراضی، جناب پیکار صاحب، از زحمات همه جانبه تان، انشاالله و تعالی پروگرامی که  اراضی روی دست گرفته در ظرف چهار سال، تمام ملکیت های افغانستان را از ملکیت عامه، ملکیت دولتی، ملکیت خصوصی، همه از اینها در یک چهارچوب واضح خواهد آمد و این زمینه واضح را برای شما فراهم می کند، آخرین ابتکار اداره اراضی در اینست که قیمت ها سنجیده می شوند و حداقل قیمت‌ها در هر جای تعیین خواهد شد. و حداکثر در دست سکتور خصوصی در عرضه و تقاضا است تا ما یک ترتیب واضح داشته باشیم و بتوانیم به پیش برویم. همچنین بخش های دیگر اداره زون پایتخت و شاروالی کابل از پیش شان تشکر می کنیم!

هدف ما چیست؟ هدف ما شهروند، در شهر قابل زندگی و پایدار است! بدون ایجاد فرهنگ شهروندی ما خود را شهری گفته نمی توانیم. من چند سال پیش، حدود پنج سال پیش در یک پوهنتون شش ساعت را سپری کردم، حدود چهارصد نفر از شاگردان، خواهران و برادران. و از پیش شان من تعریف ملکیت شان را خواستم، اکثریت اینها ملکیت خود را در داخل چهاردیواری خود تعریف کردند. این شهروندی نیست، کسانی که خانه خود را پاک نگه می کنند، اما کثافات خود را در سرک می اندازند، اینها شهروند نیست. اینها بیگانه هستند با همدیگر، اینها روحیه همبستگی ندارند. و وقتی که پرسان می کنیم که سرک از کی است، می گویند سرک از دولت، مسئولیت پاکی سرک از کی است؟ از دولت، اما بالعکس؛ در خیرخانه یکهزار و چندصد نفر باهم یکجای شده بودند، به ترتیب اساسی تعریف در آنجا از تمام گذر است. هر خانه نمره دارد، هر خانه چراغ برق دارد، هر سرک فرعی کانکریت شده، خانم ها، اولادها، در دوران اول بهار تا خزان، از صبح تا ده بجه شب بصورت مصئون هستند، اما مهمترین کارهایشان این است که در غم و شادی شریک شدند. زیادترین دعاوی را بین زن و شوهر، خود محل حل می کنند. و کثافت را تجزیه می کردند.

نقطه عمده خواهران و برادران این است که این بدست شما است، کلانترین سرمایه، سرمایه اجتماعی است و مثلیکه در قرا همبستگی ملی را ایجاد کرد و یک قسمت از برنامه های اولیه کرب بود در پایتخت،  امید است. در هرات دیدید، مردم خودشان عقب نشینی کردند چون فایده عقب نشینی را دیدند، ما باید یکدیگر خود را قناعت بدهیم که نفع مشترک، هدف مشترک است. اما قسمت دیگر این که شهرهای قابل زندگی است، این وظیفه وزارت شهرسازی است، این وظیفه شاروالی ها است و تا به حال ما ناکام هستیم. یک شهر افغانستان ترانسپورت ندارد، یک شهر افغانستان کثافات را تا حالی مدیریت نکرده اند، یک شهر افغانستان به صورت اساسی به شمول کابل عواید خود را نمی‌فهمد، شش اداره مختلف در شاروالی کابل وجود داشت که عواید را جمع آوری کنند، این موجب فضای همکاری نیست و زمینه اصلاحات سرتاسری را کار داریم. اقدام های موفق گذاشته شده اما باید میراث گذاشته شود، از این جهت، برای اینکه، پایدار از خاطر اینست که مسئولیت ما و شما مقابل حال نیست.

هر شهری را که ما و شما پلان گذاری می کنیم، هر شهری را که شما منظم می سازید، برای دوصد تا ششصد سال آینده است. آیا لندن را فکر می کنید که هر روز سرش پلان گذاری می شود، آیا پاریس یا ویانا، یا سنگاپور، یا کولالمپور، یک دوره می آید که در آن کارهای بنیادی و جهت دهی انجام می شود که بعد از آن بهبود است. ما و شما خوشبختانه و هم بدبختانه، در آن مرحله‌ی هستیم که یکی مشکلات میراثی داریم که خانم سیاووش در آن اشاره کردند و یکی فرصت هایی برای ایجاد شهرهای پایدار. از خاطر حل مشکلات نقطه اول، قدمی که گذاشته شد، معلوم دار ایجاد نهادهای شهری بود؛ وزارت شهر سازی، شاروالی ها، مخصوصا شورای عالی شهری. شورای عالی شهری وسیله این شده که ما با همدیگر به صورت اساسی صحبت کنیم و به نتیجه برسیم.

و پیشنهاد من به جناب وزیر صاحب شهرسازی و وزارت مالیه، اکبر صاحب که دارالانشاء را اداره می کند، بعد از این باید شاروال صاحب ها از راه ویدیو اشتراک داشته باشند، نه تنها در کابل بیایند بلکه کل اینها باید از راه ویدیو اشتراک داشته باشند که تا بتوانیم که نظریات، تنها به این نشود که شاروال” الف” یا “ب” می آید در بخش شاروالی خود، باید در بخش پالیسی ها، نظریات اینها را بگیریم و امیدوار هستیم که جلسه ای که بین شاروال صاحب ها در قندهار صورت گرفته نتایجی داشته باشد. پوپل صاحب دا د ترتیب وکړی.

و مسئله دیگر آب است، بدترین میراثی که به ما رسیده عدم مدیریت فکری سر آب شهر های ما است. تنها قلعه نو نیست که بحران آب دارد، کابل بحران بنیادی آب دارد، از این جهت در این سه سال مطالعات قابل ملاحظه انجام شده که آب را ما مدیریت کنیم و به زودی انشاالله و تعالی شروع بندی را در کابل خواهد دیدید که مشکل آب کابل را حل کند و دریای کابل دوباره به صورت عادی همه ساله جریان داشته باشد. اما مسئله تنها و نقطه شهری در اینست که کابل با تمام اهمیت‌اش که به حیث پایتخت افغانستان دارد، یگانه شهر افغانستان نیست که تنها مورد توجه ما قرار داشته باشد، توازن شهری باید متوازن باشد و توازن شهری معنایش اینست که نه تنها شهرهای بزرگ، شهرهای متوسط و کوچک همه مورد توجه صورت بگیرد. طرز پالیسی ما باید ایجاد شبکه های شهری باشد، نه اینکه تنها شهرها.

خواهران و برادران! تراژیدی ما امروز در چیست؟ همه شهر های ما از نگاه نان، از نگاه کالا، از نگاه پوشاک به واردات خارجی متکی است، په لحاظ د خدای (ج) ولې؟

هزارها سال این مملکت فرهنگ شهری داشت، شهر و ده با هم بسته بود، امروز تخم مرغ پوسیده را که ۶۰ روز از عمرش تیر شده شما وارد می کنید. اینقدر همت ندارید که تخمی مرغ تولید کنید!

من حاضر هستم تمام خریداری دولت را متمرکز کنم، اما پیکار صاحب زمینه واضح است که امروز کمین‌زاده صاحب بسیار خوش خوی بودند، شکایت نکردند. اما مشکل پارک‌های صنعتی ما باید به صورت اساسی حل شود و پیشنهاد من این است به وزارت محترم تجارت و اداره اراضی، بانک های زمین را ایجاد کنید، مدیریت پارک‌های صنعتی را، ساختن آنرا به خود سکتور خصوصی وادار کنید.

۵۰ دانه میخواهید، ۵۰ دانه. صد دانه میخواهید، من میخواهم ۳۰۰ دانه بسازید، بعد از این بیروکراسی مزاحم شما نمی‌شود، توضیح عادلانه قوانین را بگذارید، ظرفیت تخنیکی واضح شود، بانک زمینی وجود داشته باشد، بعد از آن توزیع شود. در قسمت ابتکارات، اول میثاق شهروندی یکی از ابتکارات عمده ما است. ۷۵۰ میلیون دالر در سه سال آینده برای میثاق شهری مصرف می شود.

او دا په دی نه ده چی تکرار د ملی پیوستون وی، وزیر صاحب شته، این برنامه بین السکتوری است، بین الوزارتی است، سکرتریت آن در وزارت محترم انکشاف دهات است، اما برنامه به صورت اساسی برنامه ملی است، افغانستان شمول است و من می خواهم که شهر و ده خود را مرتبط ببینند. هر شورای شهری که ایجاد می شود، تولیدات ده را، خریداری اش را، سیستم اش را ایجاد کنید و هر شورای قریه که ایجاد میشود، همرای اتاق صنایع یک جای شود. تولیدات صنایع خود را بخریم، په دی کی ټول جیبونه  ډکیږی.ِ

موضوع دوم، برای مردم کابل و به همه مردم افغانستان، امان الله خان عکس اش است! در ابتدای بهار انشالله شاهد تهداب گذاری تعمیر کمپلکسی خواهید بود که تمام قسمت عمده ادارات دولتی از مرکز شهر به دارالامان انتقال پیدا خواهد کرد. وزیر صاحب شهر سازی را تبریک می گویم!

 دو سال کامل سر دیزاین و طرح آن مصرف شده و پیکار صاحب و همکاران دیگر کمک کردند، این یک تغییر بنیادی است که در کابل میاید و پروژه‌ی را که غازی امیر امان الله خان شروع کرد، ما ختم می کنیم و به انجام می رسانیم.

یک قسمت ابتکارات، مسئله اول جناب کمین زاده صاحب تاسې ذکر وکړه، دبرق نه. قیومی صاحب نه زه مننه کوم! د دوی آخری سفر ازبکستان ته په دی نتیجی ورسید چی ۵۰۰میگاواټه راشی، ۱۰۰۰ میگاواټه به یوازی له ازبکستان نه راشی. قیمت را اعلام کرده می توانم یا منتظر سفرم است؟

  په هغه برخه کې به هم ښه خبر ولرم، کمتر له ۱۵ ورځو بعد زه ځم، ۱۴ موافقتنامې ازبکستان سره آماده دی. او کابل ښار باندې مو فیصله ورکړه په پخوانی مجلس د کابینېکې، تره خیل او د بادام باغ دواړه شیونه به فعال شی. دا انشالله و تعالی ۱۷۰ میګاواټه برق به د دوو کلونو لپاره په دې اقدام باندې تاسو ته فراهم شی، نو تاسی پانګه اچوی، انشالله و تعالی به راشی، خو بله برخه داده چې برق کې پانګه واچوو، برق هم  داسې دی. نو زما وړاندیز خصوصی سکتور ته دادی چې برق منځ کې راشی پانګه واچوئ.

 مسئله سوم بانک زمین است، این دو مرحله دارد، یکی تمام املاک دولتی جمع شده در کابل در تمام افغانستان میایند در یک بانک معلومات و دیگر هم بانک زمین سرتاسری عامه و دولتی است. ما باید آجندای شهری خود را خواهران و برادران به این رقم تمویل کرده نمیتوانیم، اما خوشبختانه کلید در املاک دولتی است. ما تمام پروژه دارالامان را انشالله و تعالی از مدیریت زمین وزارت ها و ادارات فعلی در مرکز شهرکابل تمویل کرده می توانیم، هر شهر ما این ظرفیت واضح را دارد.

بنابر این از تمام شاروال ها درخواست من این است که سر مدیریت زمین یک فکر دوباره کنند. اگر یکجای عالیترین امکانات را برای توسعه تجارتی دارد، چرا در آنجا دفتر دولتی باشد. ما باید بدیل ایجاد کنیم که از هردو طرف یک راه اساسی پیدا شود و شیوه دیگرش مشارکت عامه و خصوصی است، کار دولت فروش زمین نیست.

 ایجاد مشارکت سکتور خصوصی و دولتی است تا زیاد ترین کار و فعالیت ایجاد شود و این نکته اساسی خواهد باشد. و در قسمت غصب، قاضی القضات صاحب به ایجاد یک محکمه خاص تصمیم گرفته، شورای عالی حاکمیت قانون، غصب را به صورت جدی تعقیب می کیند.

اگر در اداره حقوق و قضایای دولت تعلل ببینم، هر دو اش از وزارت عدلیه به څارنوالی انتقال می شود، وزیر صاحب را هم واضح گفتیم تا به حال جواب مرا نداده است، از کار قضایای دولت در قسمت غصب زمین نهایت ناراضی هستم و برای شان واضح است. من چیزی را که خصوصی گفته ام، عام هم برایتان می گویم، این شکل مدافعه از منافع دولت از طرف نهادها مورد قبول من نیست!

 تمام قضایای غصب به یکباره گی به ستره محکمه پیش می شود، از شهر کابل یک قسمت زیاد آن جمع شده اما جلوگیری از غصب بعد از این یکی از معیارهای هر قوماندان، هر والی، هر شاروال، جلوگیری از غصب است و اعاده زمین غصبی! در شریعت غرای محمدی غصب ملکیت عامه مدت ندارد، این را واضح بفهمید، غصب دولتی تابع مدت نیست و همه از اینها ملکیت عامه است و به نسل های آینده تعلق دارد انشالله و تعالی این پس گرفته می شود. و این هم جز از فرهنگی بود که باید رفع شود.

در قدم آخر خواهش ما است. زما غوښتنه له تاسو ټولو هموطنانو نه دا ده چې په یوه ملی بحث کې شامل شو. ښار د ښاریانو دی، ښار د وطنوالو دی، هیله ده دا روحیه چې نن سهار موجوده وه، ټول افغانستان کې خپره شی. په دا مانا چې دا نه ده چې ښاریان دلته دی او دولت دلته دی. په هغه رقم موږ خپل مشکلات نه شو حل کولی. خبره په دې کې ده چې موږ یو هدف لپاره په ګډه په مشترکه توګه شو او دا مانا دا ده چې باید ټول مسوولیت ومنو. مسوولیت یواځې د ښاری سکتور د مسوولینو نه دی، مسوولیت یوازې د وطنوالو نه دی. موږ باید ټول لاس سره ورکړو چې اصلاحات راشی او د دې لپاره چې ښاروالی ګانې انتخابی شی باید اول اصلاح شی. که نن ښاروالی ګانې لکه چې نور بنسټونه شوی دی، انتخابی شی سبا په ښار کې ځمکه پاتې نه شی. نو زه غواړم خاصتاً بیک صیب او نورو اراکینو ته چې موږ باید زمینه ددې برابره کړو چې ټینګ بنسټونه وی چې انتخابی بنسټونه وکړای شی له ولس نه استازیتوب وکړی.

بناً ما یک پروگرام عاجل اصلاحات شاروالی ها را کار داریم. به طور مثال سیستم مالی شاروالی فعلاً پاسخگو نیست و این ضرورت اساسی بازدید سر نهادها دارد، مثال های بسیار موفقی داشتید از عواید. به صورت واضح باید مدیریت این ها، استخدام در شاروالی ها و مخصوصاً قانون شاروالی زیر کار است، یک قانون جوابده با تمام تجربه های بین المللی  زیر کار است تا بتوانیم این را. و رشد متوازن در داخل شهر ها. این تنها نیست که بین شهر ها رشد متوازن داشته باشد، در داخل هر شهر ما می خواهیم که معیار های بسیار واضح رشد متوازن داشته باشیم و مخصوصاً هدف ما باید این باشد تا ساحه غیر پلانی باید به ساحه پلانی بدل شود. این عدالت نیست که در دو طرف یک سرک قیمت زمین چهار چند فرق داشته باشد. مالکیت از ملکیت ایجاد می شود. هر کسیکه ملکیت اش قابل تداوم باشد، با ثبات باشد باید بفهمد چهاردیواری اش قلعه اش است. در این مداخله بیرونی صورت گرفته نمی تواند. اما در عین حال از خاطر اینکه که ملکیت اش باشد، باید مالکیت شهر خود را به دست بگیرد.

این یک فرصت بزرگ است امید است که یک گفتمان ملی صورت بگیرد. و من به حیث خادم اول تان منتظر این هستم که پشنهادات تان، نظریات تان، نظریات اصلاحی تان، نظریات سازنده تان و در عین حال منابع نو تمویل را باید مورد نظر بگیریم ما باید مشکلات را حل کنیم. راه هایی را بتوانیم حل کنیم که سکتور خصوصی را ما چطور می توانیم در عرضه خدمات داخل کرده می توانیم که در عین حال پول ایجاد کنند و بتوانند خدمات ایجاد کنند.

بیا هم زه له ټولو نه مننه کوم. یو نوی فصل د کنفرانسو په پرانیستلو کې او دایرولو کې شروع شوی. هیله ده چې نور ټول سکټورونه دا لاره چې تاسو شروع کړې، همدا لاره تعقیب کړی او ټول ولس دې په یوه غږ او یو تغر لاندې راولی او انشالله تعالی نتایج به هغه وی چې ټول ولس یې غواړی.

تل دې وی افغانستان، زنده باد افغانستان، یشه سن افغانستان! به خیر باشید!

شریک سازی
Share on Facebook0Share on Google+0Email this to someoneTweet about this on TwitterShare on LinkedIn0