د کار ملي کنفرانس په پای کې د افغانستان د اسلامي جمهوریت د جمهور رئیس محمد اشرف غني د وینا متن

د کار ملي کنفرانس په پای کې د افغانستان د اسلامي جمهوریت د جمهور رئیس محمد اشرف غني د وینا متن

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب محترم ذکی صاحب، جناب محترم احمدی صاحب، اعضای محترم کابینه افغانستان، سفرای کشورهای مقیم کابل، تمام خواهران و برادران، هموطنان عزیز، شهروندان کابل، السلام علیکم ورحمت الله برکاته!

اول، مراتب تسلیت و تأثر عمیق خود را خدمت خانواده های ژورنالیستان و اتحادیۀ ژورنالیستان افغانستان اظهار می کنم. شهید شاه‌مری فیضی از AFP، شهید یارمحمد توخی از طلوع نیوز، شهید محرم درانی از رادیو آزادی، شهید عبادالله حنان‌زی و شهید سباوون کاکړ از رادیو آزادی، شهید نوروزعلی رجبی، شهید غازی رسولی از تلویزیون یک، شهید علی سلیمی و شهید سلیم تلاش از تلویزیون مشعل، شهید احمد شاه، شهید حادثۀ دهم ثور خوست از بی بی سی، شهید عبدالمنان ارغند، شهید حادثۀ پنجم ثور قندهار از کابل نیوز و زخمیان دهم ثور کابل، عمر سبحان از رویترز، عیار لمر از هفته نامۀ وحدت ملی، احمدشاه عظیمی، خبرنگار ندای آگاه، داوود قیصانی از تلویزیون میوند، ناصر هاشمی از الجزیره.

دیروز اتمر صاحب جلسه‌ای با نهادها داشتند، موضوعات شان در ۲۲ مورد بود که به هفت محور خلاصه شد و امروز صبح جلسه شورای امنیت ملی بر موضوعات اینها تمرکز داشت. من هم ابراز تسلیت می‌کنم و هم شفا می‌خواهم و تعقیب واضح پیشنهادات و بحث دوام‌دار با رسانه‌ها دوام خواهد کرد.

جنگ بین آزادی و بردگی است. یک انتخاب واضح است، این ملت آزاد منش در آزادی زندگی می‌کند یا به یک اقلیت کوچک تسلیم می‌شود که به حیث برده زندگی کند. اگر خواهش از اینها این است که این ملت بردگی را قبول کند، هرگز نه و هرگزنه!

عدم مشروعیت کامل جنگ از نگاه شرعی معلوم است. از فتواهای که در پاکستان صادر شده تا عربستان سعودی، تا دیوبند، تا تمام جهان اسلام، اردن و غیره. جای انتحاری و انفجاری جهنم است در این باید وضاحت واضح موجود باشد که اگر اینها فکر می‌کنند که کسی مغز اینها را شسته است و این‌ها جنت را خواهد دیدند، دروازه جنت از نگاه شرعی به روی اینها بسته است. اما ضرورت واضح باید موجود باشد که منافع یک اقلیت کوچک که به اساس مواد مخدره و بندگی دیگران استوار است، مانع راه حل سیاسی جنگ شده نمی‌تواند و حکومت وحدت ملی ارادۀ واضح دارد که جنگی را که مقابل ملت افغانستان اعلام شده است به وضاحت پاسخ بگوید، اما در عین حال راه حل سیاسی دوامدار را که در کنفرانس کابل اعلام کرده بودیم، دوام ببخشیم.

و در این بخش واضح است که سرعت بخشیدن اصلاحات بنیادی در سکتور امنیتی، مخصوصاً در پولیس شهری از طریق حاکم ساختن ضوابط بر روابط و سپردن کار به اهل کار، یکی از اجزای اساسی و عمومی ما است.

امروز، جناب ذکی صاحب اول روز بین المللی کار و کارگر را به تمام کارگران افغانستان و کارگران جهان تبریک می گویم. حکومت وحدت ملی، اراده محکم سیاسی، برای توزان، بین تشبث، تامین حقوق، حقوق اقشار کارگر دارد. جلسۀ دیروز کابینه خاصتاً از این خاطر ایجاد شد که قانون کار که زیادتر از چهل سال به مقررات بدل نشده بود، مقررات لازم  ایجاد شود و اطاق صنایع افغانستان بین پنج روز و دو هفته وقت دارد که نظریات آخر خود را همرای ما شامل کنند.

 در دنیای معاصر حقوق کارگران، متشبثین و نقش نظارتی و ریفری دولت ضروری است که یک جامعۀ دارای حقوق و وجایب به وجود بیاورد. از سهم تمام همکاران که امروز تشریف دارند و مخصوصا از جوانانی که آمدند تا از جوانان نمایندگی کنند، از صمیم قلب ابراز امتنان می‌کنم. همچنان از ذکی صاحب، احمدی صاحب، کمین‌زاده صاحب، وافق صاحب، الکوزی صاحب و بهمن صاحب به خاطر سهم فعال سکتور خصوصی.

برای آمادگی برای این کنفرانس، شش جلسه شواری عالی اقتصادی، پنج جلسه شواری کاهش فقر و دو جلسۀ کابینه بعد از اول حمل برای امادگی گرفته شد. دلیل از این جلسات این بود که اهمیت بنیادی ایجاد کار و رشد متداوم به یک گفتمان ملی بدل شود. در طول این جلسات، بحث‌ها در تعریف مشکلات، تشخیص شرایط موجود، تعیین اهداف، تهیه و تطبیق برنامه‌های بهتر و مؤثرتر صورت گرفته است.

این کنفرانس قسمی‌که جناب ذکی صاحب خلص کردند؛ فرصتی برای وسیع ساختن بحث و تمرکز بیشتر برای اقدامات عاجل، کوتاه مدت، و وسط مدت است. گفتمان کار یک بحث همه‌جانبۀ ملی است و ایجاد سهم فعال، همه اقشار خاصتا تمام سکتورها را می‌نماید. و تمام اعضای دولت که نقش رهبری وزارت‌ها، دوایر مستقل، ولایات و دفاتر دیگر را دارند، نه تنها لازمی است که در این بحث شریک باشند، باید نتایج عملی برای مردم افغانستان داشته باشند.

 اداره از خاطر اداره نیست، اداره از خاطر عرضۀ خدمات است و از خاطر ایجاد فضای‌مناسب رشد است. مخصوصا در یک نظام مردم‌سالار، مردم استند که قضاوت می کنند و قضاوت مردم به دسترخوان شان و به مقدار پول و امکانات در جیب شان تعلق دارد. امید است که جیب مردم افغانستان و شرایط زندگی‌شان در این بحث‌های شما سهم اساسی داشته باشد و من باور دارم.

زما خبرې په اوو برخو کې دي.

 لومړی- اوسنی اقتصادي وضعیت: اوسنی اقتصادی وضعیت مو څه دی؟ عدم د توازن، عدم د توازن  لومړی د عوایدو او د مصارفو. ۱۷ کاله کېږي چې افغانستان په بین المللی صدقې باندې ژوند کړی، بنا پر دې د افغانستان وابستګي نړۍ باندې بې حده حدود. زه د ټولو نړیوالو شریکانو نه مننه کوم، اما دا طریقه نه دوی ته، نه موږ ته د دوام وړ ده. یو مملکت چې ټوله انکشافي بودجه يی په بین المللي مرستو باندې درېدلې یي، څنګه به ځان ته له  اقتصادي نظر نه مستقل هیواد وایي؟

دویم- عدم د توازن زموږ د صادراتو او وارداتو: زموږ واردات ۷ چنده زموږ د صادراتو دي. ما ته یو مملکت په نړۍ کې راوښیئ چې بې د تېلو د عایدو نه یا نورو نه،  په دا رقم وارداتو او صادراتو باندې استوار وي؟ دا کیلۍ د انکشاف نه ده، دا مهمترین عنصر د رکود ده. این وسیله انکشاف نیست، این وسیله پیشرفت نیست، این نماینده  رکود است. او خاصتا فاجعه په دې کی ده چې ډېرترین واردات مو په هغو ځایونو کې دي، چې افغانستان باید تولید کوونکی وي. د تاسې په اټکل زه فکر کوم ۷۰ تر ۸۰ فیصده، جناب ډاکتر صاحب قیومي پر دې باندې کار کړی دی، احمدي صاحب په دې کې کار کړی ده چې ۷۰ تر ۸۰ فیصده بدلون راتلای شي.

دریم- عدم د توازن زموږ د خلکو د ودې او اقتصادي ودې مینځ کې دی. اگر رشد نفوس ما به همین سرعت دوام کند در دو دهه به ۵۰ میلیون نفر خواهد رسیدیم. رسولی صاحب و همکاران‌شان بالای این کار می‌کنند و بحث وسیع داشتند، اما اگر سه فیصد رشد داشته باشید که معنی اش این است که فقر به صورت دوام‌دار باقی می‌ماند. افراط و تفریط در افغانستان حد ندارد. یک برسه مردم ما هر شب گرسنه به خواب می‌روند و ضرورت واضح است که بیلانس یا توازن بین فیصدی نفوس و رشد تغییر کند، حداقل رشد دوامداری که کار است، ۹ فیصد است که ما فقر را به صورت اساسی محو کنیم در غیر آن فقر دوام می‌کند. و از این جهت قیمت این عدم توازن را کی می پردازد؟ فقرا، جوانان و زنان. سه کتلۀ اکثریت از این خاک که از نگاه سیاسی و اقتصادی بدبختانه اقلیت استند. اگر شهروندی و حقوق مساوی شهروندی می‌خواهیم، باید رشد همه را شامل می‌بود. نه اینکه رشد متمرکز باشد به یک اقلیت، و اکثریت مطلق جامعه از آن محروم باشد.

چهار-  عدم قابلیت مصرف بودجه: هر میلیاردی را که مصرف نمی کنیم، یک فیصدی رشد را از دست می دهیم. فیصدی بهتر شده است، اما به هیچ معنی کافی نیست، چون وقتی که پول آمد، پول بیت المال از خاطر مردم افغانستان مصرف نمی‌شود و صدها کاغذپرانی و عدم مدیریت سالم پروژه ها و مناسبات با قرادادی‌ها جای روابط را می‌گیرد و این قابل قبول نیست. این تنها مرض کشور ما نیست، صد کشور به این مرض دچار استند. هر مقدار پول برای شان بدهید، برای بودجه انکشافی مصرف کرده نمی‌توانند؛ در حال که مصارف بودجه عادی روز به روز زیادتر می‌شود. بودجۀ عادی مصرف اش بالای مامورین است، بودجۀ انکشافی مصارف اش بالای ملت است و هدف، ایجاد شرایط برای ملت است نه ایجاد شرایط مصرف برای دولت.

 در یک ولایت ده میلیون افغانی برای یکی از رئیس‌های خود موتر خریده بودند، چهل هزار افغانی برایش بودجه داده بودند. ده میلیون از خاطری‌که مامور دولت به صورت اساسی خود را از مردم تفکیک کند، اما چهل هزار افغانی از خاطر که خدمات را ارائه کند. نه تنها مصرف بودجه پایین است، بلکه قیمت پروژه ها بی‌حد بالا و کیفیت اش بی‌حد پایین بوده. یاری صاحب تشریف دارند و همه چیز را بررسی می‌کنند. یک سرک دوام‌دار بیست ساله را برای من نشان بدهید، چهل ساله را که در خیال و خواب می‌بینم، اما تمام این با پروژه های دیگر ممکن است.

شاخص مهم پنجم در وضعیت فعلی اقتصادی نقش برجستۀ اقصاد عرفی و اقتصاد جرمی است. اکثریت مردم افغانستان را اقتصاد عرفی نان می‌دهد. سیستم شاگردمحوری از اصناف که ما از قرن‌ها به میراث گرفتیم از یک میلیون انسان، زیادتر را کار می‌دهد. اما چهار سال و یا پنج سال می‌گیرد که یک آدم میخانیک موتر شود. آیا این ظلم نیست، از یک طرف مدیون شان استیم و جناب داکتر صاحب قیومی و جناب ندیمه سحر معین جدید تعلیمات مسلکی و حرفوی ما به صورت بنیادی بالای این تغییر کار می‌کنند.

عرض دوم من خدمت شما تعهدات متقابل ما و جامعه بین المللی است. قرارداد ما همراه جامعۀ بین‌المللی چیست؟ در یک جمله در دهۀ تحول یعنی بین سال ۱۳۹۳ و ۱۴۰۳ مساوی با ۲۰۱۴ و ۲۰۲۴ ما باید از اتکا به جامعه بین المللی به اتکا به خود برسیم. یکی از دلایل عمدۀ که این کنفرانس دایر شد  این است که شش سال پیش، ما باید به ملت افغانستان واضح بسازیم که در ختم شش سال بعد، کمک‌های به این مقیاس ممکن و شایسته نیست. تا چند ماه، ما بار دوش جامعه بین المللی باشیم. این تعهدات در بدل چیست؟

چون این یک قراداد متقابله است، قراداد دهۀ تحول، قرارداد متقابله است. کمک در بدل اصلاحات است. جامعه بین المللی و حکومت وحدت ملی افغانستان به نتیجه رسیدیم که ما دردهای اساسی جامعۀ خود را مشترکا تشخیص می‌کنیم و یکی بعد دیگر اصلاح می‌کنیم. برای هر مشکل راه حل اش را پیدا می‌کنیم و مهمترین مشکل ما فساد گسترده است. بنابرین، اصلاحات برای ساختن نظام است، برای تامین حاکمیت قانون است، انتخابات است، تحکیم دموکراسی است، مشارکت وسیع زنان است و زدودن و امحای فقر است.

دوم امحای فساد کلیدی است. قیمت فساد را در معارف سه نسل می‌دهد، بعضی اوقات پنچ نسل می‌دهد. آیا ما افراد را به سه زبان بی‌سواد تربیه می‌کنیم و یا برای آینده سرمایه گذاری اساسی می‌کنیم. فساد که مانع سکتور خصوصی می‌شود، مانع ایجاد کار است. انواع خدمات که برای فساد استوار باشد و برای کاغذ‌پرانی!

 یکی از همکاران خانم اول ازدواج‌کرد، ده روز است که نکاح‌نامه اش به سندی شرعی بین المللی تبدیل شده نمی‌تواند. این را حکومتداری می‌گوید، ده روز باید خودش همرای شوهر اش معطل شوند و شوهر اش که کار بین المللی دارد، از خبرنگاران بین المللی است، باید از خاطر یک سند که مطلق شرعی است جای‌به‌جای بگردد و آخرین اش مساله ترجمه بود، نوع نام را که خودش می‌خواهد ترجمان قبول نمی‌کند. حال رسم جدید به وجود آمده که نام خود را آدم ذکر کرده نمی‌تواند. تامین حقوق شهروندی، نکته اصلی ما و جزء قراداد ما با جامعه بین المللی است. چون حقوق شهروندی است که ثبات می آورد. هدف ختم از این دهه در مناسبات با جامعه بین المللی چیست؟ تغییر از کمک به تجارت و سرمایه‌گذاری.

د دې لسیزې په ختم کې باید افغانستان په دې شپږ کالو کې دا زمینه برابره کړي چې په وسیع توګه په پراخه توګه افغانستان کې بین المللي پانګه راشي او زموږ تجارتي مناسبات راشي. دا پایداره لاره ده، موږ بهترین امتیازات لرو اروپا سره، چین سره، هندوستان سره، مرکزي آسیا سره او ټولو سره، اما صادرات نه لرو او ترڅو چې صادرات ونه لرو، له دغو امتیازاتو نه به څنګه ګټه واخلو.

میلیون ها نفر، د اروپایي اتحادیې  جناب سفیر صاحب موجود دی، له بنګله دېش نه راغی، میلیون ها ښځې د نساجۍ په برخه کې په کار راغلل. موږ باید بل رقم فکر وکړو او دې شپږ کالو کې ځکه دا بحث اساسي ده چې اوس له هغه بحران نه چې موږ شروع وکړله، وتلې یوو. صفر اعشاریه پنځه فیصد وده وه، اوس په درې بدل شوی. نو اوس اساسي بحث په کار ده چې موږ پایدار بحث ته څنګه ځو.

نکتۀ سوم ماحول ماست. در کدام ماحول بین المللی زندگی می‌کنیم، آیا ماحول فرصت است یا ماحول خطر است؟ خوشبخاته من این را هدیۀ جغرافیا و هدیۀ خداوند “ج” می‌گویم. خداوند “ج” برای ما هدیه جغرافیا داده است. برای دوصدسال موقعیت ما برای ما یک خطر بود، امروز موقعیت جغرافیایی افغانستان یک فرصت عظیم است. شمال را ببینید جمهوریت‌های متحرک آسیای مرکزی و بعد از آن قفقاز تا روسیه، به طرف شمال شرق ببینید جمهوریت عظیم، همسایه عظیم ما چین. به طرف جنوب ببینید پاکستان و هندوستان. به طرف غرب ببینید ایران و خلیج، هر طرف که می‌بینید فرصت است. تأثیرات این چیست؟ ما در قلب متحرک‌ترین براعظم اقتصادی دنیا زندگی می‌کنیم، امروز مقدار GDP آسیا از تمام براعظم‌های دیگر زیاد تر است. ۲۸ تریلیون تخمین GDP در ۲۰۱۶ بر اساس آمار ملل متحد است.

ما در بین قریب به چهار میلیارد نفوس زندگی می‌کنیم، تیمور شرقی را ببینید که آغای لخضر همرایش بسیار آشنا است، بیچاره ها باید در تمام اقیانوس بگردند که به جای برسند، ما در قلب آسیا با چهار میلیار نفر قرار داریم و فکر کنید که چیقدر این مستهلک است، بنأً یک بازار وارداتی عظیم است.

ویژه گی‌های اقتصادی همسایه‌های ما چیست؟ اول تمام همسایه های ما دور و نزدیک سرمایۀ عظیم صدها میلیارد دالر سر زیر بنا سرمایه‌گذاری کردند. در بیست سال گذشته تمام همسایه های ما و آسیا به‌صورت عمومی زیاد ترین سرمایه‌گذاری را سر زیربنا ایجاد کردند معنای این چیست؟ روز به روز فاصله ما با همسایه های دور و نزدیک ما و با براعظم آسیا در تقلیل است، اگر چهل سال پیش فکر می‌کردید که به چین صادرات کرده می‌توانستید یک حرف محال بود اما حال در سه روز به چین رسیده می‌توانیم. فکر کنید از افغانستان در کجا در ظرف چهار روز از طریق زمین رسیده نمی‌توانیم. از راه خط آهن، از راه لاری و در ظرف چند ساعت از نگاه طیاره به جهان رسیده نمی‌توانیم. دو نیم تا پنج ساعت پرواز، یک ساحۀ عظیم انکشافی را در بر می‌گیرد، ۷ تا ۹ ساعت پرواز نقاط کلیدی را.

نقطۀ دومی که از ماحول ما مثبت است، شروع یک سرمایه‌گذاری جدی به طرف ماست، چون سرمایه‌گذاری همسایه ها دور از ما بوده می‌تواند، اما خوشبختانه سرمایه‌گذاری به طرف ماست. ترکمنستان را ببینید خط آهن را به بندر آقینه با سرمایه‌گذاری خود انجام داد، سرمایه‌گذاری را به بندر تورغندی از طرف خود انجام داد. ایران از چابهار به طرف ما با سرمایه‌گذاری خود می‌آید، ازبکستان با ما شریک می‌شود که خط آهن حیرتان و تورغندی وصل شود و شبکه با هم وصل شود، این یک سرمایه‌گذاری عظیم است. خط های لین های برق را ببینید، چیزهای که جناب قیومی صاحب سر آن کار کرده، همۀ این به طرف ماست، مقابل ما نیست. سرمایه‌گذاری قرن ۱۹ موجب انزوای ما بود سرمایه گذاری قرن ۲۱ ممد ماست.

سومُ یک دیدگاه طویل‌المدت در بین همسایه‌های ما و در بین کشورهای آسیایی به‌صورت عمومی وجود دارد که برنامه های منسجم و طرق واضح تمویل برنامه های زیربنایی صورت بگیرد. آخری آن بانک انکشافی بود که در بیجنگ ایجاد شد و ما عضویت آن را داریم، روز به روز این شرایط آسان‌تر می‌شود، همۀ ما، خوبی در چیست؟ همه درک کردیم که اقصاد منطقوی هم کلید امنیت بوده می‌تواند و هم  کلید رفاه متقابل بوده می‌تواند.

او آخري خبره، څلورمه یې دا ده چې د افغانستان په برخه کې ذهنیت په بدلون کې ده. څلور کاله مخکې څوک له مرکزي آسیا نه، له شمال نه جنوب ته یې نه کتل. محترم د ملګرو ملتونو سر منشي ګوترس صاحب راغی. پس له یو هفتې نه مرکزي آسیا کې او ویلې زیرې درته لرم، ما ویلې زیرۍ دې څه ده، ویل یې ټوله مرکزي آسیا جنوب خوا ته ګوري او موږ په حیث د څلور لارې شمال ته هم ګورو، غرب ته هم ګورو، شرق ته هم ګورو، جنوب ته هم ګورو. افغانستان چا سره دوامداره دښمني نه لري. موږ ټولو سره دوستي غواړو او موږ غواړو چې نور خپلې دښمنۍ زموږ د مملکت نه لرې پریږدي. دلته د اتصال ځای ده.

نقطۀ چهارم تجارب آسیایی است. تجارب آسیایی به این خاطر است که همیشه مردم وقتی که یک نظریه جدید برای شان میدهید، برای تان می‌گویند که این در شرایط افغانستان امکان پذیر نیست، این افغانستان است در اینجا این چیزها کار نمی‌دهند. خو اگر این افغانستان می‌بود چطور به ۹ ولایت برق می‌رساندیم یا جنرالان سه ستاره از خاطر فساد در بندی‌خانه می‌رفتند. این دیگر قسم افغانستان است، افغانستانی که امروز ما می‌خواهیم، افغانستان تیم کرکت ماست که مسابقات جهانی را می‌برد، چندین جام جهانی را کمایی می‌کند و در ظرف ده سال از صفر به درجۀ اول خود را می‌رساند، این مثال ماست.

نقطۀ اولی که از تجربه آسیایی برای ما مهم است این است که یک قسمت عمدۀ کشورهای جنگ و تباهی را دیده بودند. جاپان را فکرکنید، جناب سفیر شان اگر نشسته باشند بعد از جنگ جهانی، نگویا دو دانه تیودولِت داشت روزی که جنگ خلاص شد، شروع کرد به آبادی و جاپان نمونۀ تغییر شد. کوریای جنوبی، بانک جهانی یک بررسی در سالهای ۶۰ کرده بود که  کشوری‌که هیچ نوع امکان انکشاف ندارد کوریای جنوبی است و کوریای جنوبی را دیدید که چی کرد. تمام مشکلاتی را که ما در دهه گذشته داشتیم کوریای جنوبی در سالهای ۱۹۵۰ داشت. سنگاپور، گونارمردل مهمترین مبصر بین المللی و کسی که جایزه نوبل را گرفته بود گفت سنگاپور انفجار می‌کند، گفت سنگاپور قابل تداوم نیست، بلی سنگاپور انفجار کرد انفجار انکشاف. چین، صد سال چین جنگ را دید، ویتنام، مالیزیا، اندونیزیا همۀ این کشورهایی استند که جنگ را به‌صورت اساسی دیدند و از این جهت کشورهای است که برای ما مثال‌های بسیار خوب بوده می‌تواند. چون چیزی را که مردم می‌گویند غیر ممکن است این کشورها ثابت ساختند که ممکن است.

آسیا دو چهره دارد، یک چهرۀ این مؤفقیت عظیم آسیا در پنج دهۀ گذشته در دفع جنگ میراثی پنج‌صد ساله آسیا است. پنج‌صد سال آسیا در جنگ بود، بین سال ۱۹۷۰ و حال آسیا نمونۀ مؤفقیت سر این جنگ‌های میراثی شد، سر ساخت‌های میراثی خود شد. دوم بدبختانه آسیا هنوزهم میدان جنگ‌های رقابتی است خاصتاً آسیای غربی. از این جهت تجارب بسیار واضح وجود دارد که در ظرف ۴۰ تا ۵۰ سال برِاعظمی که کمترین رشد را داشت و همیشه با افریقا مقایسه می‌شد، امروز به متحرک ترین برِاعظم اقتصادی دنیا بدل شده. کلید در چی بود؟ کلید مؤفقیت، ایجاد دیدگاه منظم تحول متداوم. طریقۀ ایجاد پلان‌گذاری دراز‌مدت را مالزیا اختراع کرد. ۲۰.۲۰، اکثریت مردم فکر میکردند که این سال ۲۰۲۰ است نه، داکتر ماتر متخصص چشم بود دید ۲۰.۲۰ کامل را می‌خواست که یک دیدگاه روشن باشد. ۹ پلان پنج ساله یکی بعد دیگر عملی شد یکی از فقیر ترین کشور های آسیا را به یکی از ثروتمند ترین کشورهای آسیا بدل کردند.

دوم، تداوم پروسه دولت سازی است، چیزی که ما در افغانستان نداشتیم تداوم دولت‌سازی بود. هر دهه یا هر دو دهه یک فیشن نو را گرفتیم عوض اینکه اهداف دوامدار داشته باشیم.

سوم، ملت‌سازی است، همراه دولت‌سازی پروسه ملت‌سازی همگام پیش رفت.

و چهارم، ساختن مارکیت و توازن بین مارکیت و نقش دولت یک دستآورد اساسی بود. وقتی‌که سنگاپور به اقتصاد مارکیت رو آورد و بعد از آن کوریا همه مردم، متخصصین فکر می‌کردند که اینها از اجماع منطقه‌یی برآمدند چون اقتصاد دولتی حاکم بود، اما دیدید که چی کردند  و بلآخره فرهنگ حکومت‌داری، یک فرهنگ حکومت‌داری که دولت متعهد است بر ایجاد فضای مناسب.

تجارب منفی چیست؟ بخش دیگرش، در آسیا کشورهایی را داریم که از بحران به بحران رفتند و هیچ وقت وعده‌های دور و دراز رهبرانش بر مردمش عملی نشد. و بخش دیگر تجربۀ منفی چیست؟ افریقا و امریکای لاتین دو دهه را مطلق از دست داد، سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ سال‌های ضایع بود. براعظم افریقا GDP آن در ظرف ده ساعت، چند صد میلیون دالر تغییر کرد، در حالی که GDP سنگاپور میلیاردها دالر تغییر کرد.

نقطۀ بعدی من حال این است که از این چی درس می‌گیریم؟ و در اینجا فرمایش قانون اساسی را من می‌خواهم یک چارچوب عملی برای وزرای محترم پیشنهاد کنم، بر تمام همکاران و بر تمام ملت افغانستان. ملت افغانستان طبق فرمایش قانون اساسی انکشاف متوازن می‌خواهد. معنی انکشاف متوازن چیست؟

لومړی؛ جغرافیایي توازن، زما وړاندیز ټولو همکارانو ته دا ده چې افغانستان په ۷ یا ۸ انکشافي حوزو باندې وېیشو او د هرې انکشافي حوزې لپاره خاص انکشافي پلانونه راوړو د مثال په توګه: زموږ ټول معادن، نهان صاحب نه مننه کوو چې یو نقشه یې جوړه کړله او نقشه یې چې جوړه کړله ټوله پانګه اچول په معادنو کې د افغانستان په شمال کې وه. شرق ته، غرب ته، جنوب ته، قطعاْ توجه نه وه شوې. شمال د افغانستان کې موږ د ټرانزیټ امکانات راوړل، غرب د افغانستان کې په ډیر سرعت حرکت کوو چې هرات، فاریاب، بلخ او بلاخره بادغیس په یو کلیدي ځای چې د ټرانزیټ وسیله شي. پکتیا، پکتیکا او خوست ته زه څه راوړم؟ نورستان او کنړ ته زه څه راوړم؟ بهترین معادن د نړۍ په دغو ځایونو کې دي. له ۱۹۷۶ کال نه بعد یو ورځ موږ په دې ونه ګرځو چې کټوازاو پکتیکا کې د تېلو  او د ګازو تفحص وکړو ولې؟ بندونه، یو بند هم په ځینو ولایتونو یا حوزو کې نه ده جوړ شوې، ولې؟ دې ته خو متوازن انکشاف نه وایي. نو زما وړاندیز دا ده چې هم یو ملي پروسه، هم یو منطقوي او خاصتاْ ارتباطات باید په اساسی توګه وسنجول شي. ښه والی په څه کې ده؟ که دا ۷ زونو ته وګورئ یا ۸ زونو ته د افغانستان نفوس په ډېره متوازنه توګه د دوی په مینځ کې تقسیم شوی دی.

خارج کابل درهر ساحأ انکشافی ما همکاران! نفوس متوازن است و این جغرافیه و نفوس را با هم ارتباط واضح می‌دهد و به این ترتیب ما یک پلان‌گذاری بسیار واضح را ایجاد کرده می‌توانیم، خوبی در چیست؟ خدواند (ج) نعمت هایی داده که یک نقطه افغانستان ممد نقطه دیگر افغانستان است. این عراق نیست که تمام منابع در یک جای باشد و بنا بر آن بین جنگ منابع باشد،  همکاری در انکشاف منابع بوده می‌تواند، همچنین پنج حوزه آب ما را، یا شش حوزۀ فعلی ما را و چهل و پنج حوزه آبیاری و غیره.

دوم؛ سکټوري توازن په کار دی. که د آسیا بریالی تجربې ته ګورو د سکټورونو مینځ کي باید توازن وي. که ټوله آسیا ۱۹۷۰ کي وګورئ، د کرهڼې سیسټم حاکم و،  فیصدي کمه شوې ده او زموږ اقتصادي نقش د زراعتسکټور کم شوی، اما لا مو اکثریت خلک په دې کې ژوند کوي. نو دلته ډېره ضروره ده چې زراعت، صنایع، معادن، خدمات، ساختمان او نور لس عمومي سکټورونه دي چې د ملل متحد ټول ارقام ورباندې دي. د دې په مینځ کې باید توازن راشي، که توازن نه وي متداومې ودې ته نشي رسېدای.

و نقش عمدۀ تنها در سکتورهای دولتی نیست، توازن بین سرمایه‌گذاری دولتی و سکتور خصوصی است. نقش دولت ایجاد سرمایۀ بشری است و ایجاد عدالت اجتماعی، دولت ممد است در هر بخشی که سکتور خصوصی آماده به سرمایه‌گذاری باشد به دولت شرایط را فراهم کند، مثال زنده اش سکتور مخابرات است،  وزیر صاحب ایوبی و همکاران شان، پالیسی بعضی فایبر نوری زمینه ۳۲۰میلیون دالر ۴ شرکت خصوصی را ایجاد کرد.

او ډاکتر صاحب قیومی نه چې د برق په برخه کي مو راوړ، سکتور پس له سکټور نه باید خلاص شي. ځکه هر څومره چې خصوصي سکټور ډېره پانګه واچوي موږ خپلواولادونو، کونډو، یتیمانو پسې ګرځيدلی شو.

 چون ما مشکل بنیادی داریم درعدالت اجتماعی، به عدالت اجتماعی بخاطر نمی‌رسیم که یک مشکل بزرگ امنیتی داریم، دوم همه بار سکتورهای انکشافی روی شانه دولت است، سوم توازن ایجاد فرصت ها بر زن و مرد، پروژه های انکشافی ما مرد محور بود، او دا زما د منلو وړ نه ده،  دا د افغانستان د مېرمنو د منلو وړ نه ده، دا د هیڅ چا د منلو وړنه ده. د ښځو او نارینه وو په مینځ کې باید یو تعادل وي. جاپان یوه فیصله وکړله که چاپانۍ ښځې ووځې له کورونو نه او راشي کار ته، نو لوی ترینه وده به راشي. نو که جاپان په هغه پرمختللي حالت کې دومره  ورنه وده اخیستی شي د افغانستان مېرمنې او بل مه هیروئ نن دقیق ارقام نشته، اما زرهاو کورنۍ دي چې مشري یې ښځې کوي او دا ډېره ضروری ده که په یوې نجلۍ باندې پانګه اچول ۵ نسله بدلوي، یوه کورنۍ چې مشره یې مېرمنه ده په لوږي کې ساتل ۵ نسله محروموي.

و این اقتصاد باید جوان‌محور باشد اکثریت مطلق افغانستان را جوانان تشکیل می‌دهند، برنامه های ما باید جوان‌محور باشد اگر به جوانان فرصت کاری ایجاد نکنیم، قسمی که   ذکی صاحب در معرفی خود گفتند فقط خودش موجب بی‌امنی می‌شود.

څلورم: ښارونو، کلیو او د کوچیانو په منځ کې توازن: زه مننه کوم دا اول وار دی چې یو انکشافي سیمینار کې د کوچیانو وضعیت ته جدي توجه شوې ده، فیضان صاحب! له تاسو همکارانو نه مننه کوم. هغومره چې کوچیانو صدمه لیدلې او د بېوزلۍ خوا ته تللي دي، نور کم اقشار د افغانستان تللې دي.

در ۵ سال خشکسالی افغانستان در دوران طالبان، اکثریت مالداری افغانستان تلف شد و این باید به حیث یک سرمایه اساسی سنجیده شود و فرمایشات قانون اساسی در قسمت اسکان مجدد و ارادۀ خدمات به صورت متوازن مورد نظر گرفته شود و ما نهایت زیاد کابل‌محور بودیم و شهرمحور بودیم.

کابل افغانستان نیست و وزیراکبر خان  کابل نیست وضرورت  واضح است که توازن واضح را ببینینم. وضعیت شهرها ی ما در حال انکشاف است و اما ضوورت واضح است، چند ولایت افغانستان است که والی صاحبان کابینه افغانستان را به ۴ شب میزبانی کرده می‌تواند. همینطور سیمینار اگر همه شما بروید خارج از هرات  ومزار شریف تا حدی جلال آباد، در چند ولایت افغانستان این را در نظر گرفته می‌توانید آیا زیربنای حکومت‌داری را در ولایتها ایجاد کردیم که حداقل امکان فراهم‌شود، در حالی که هر روز یک پروژه دیگر عظیم را  به ساختن وزارت ها یا دفاتر در کابل مصرف می‌کنیم و نقطه پنجمم توازن انکشاف سرمایه است.

انکشاف سرمایه طبعی، ، اقتصادی، سرمایۀ فرهنگی مگر مخصوصا سرمایۀ بشری، نن د افغانستان ولس هغه پخوانۍ ولس نه دی. واضح او روښانه فکر لري. خوست؛ ۷۰ کاله مخکی په خوست کې لیکوال، کریمی صاحب، پیدا کیدو؟ نادر به ؤ. نن خوست دعظیم فرهنګي مراکزو دا فغانستان نه دی. د شیخ زاید پوهنتون له لوړو درجو پوهنتونونو نه دی. د قندهار په پوهنتون کې د سولې مرکز شته او دا نور دي، د هرات پوهنتون، دا ضروري ده چې مونږ فرهنګي پانګې ته په اساسی توګه وده ورکړو. بشري پانګې ته و سر فرهنگ ما سرمایه‌گذاری کار داریم.

حال شروع کردیم از ترمیم مساجد، اما یکی از مهم‌ترین پروگرام های ما حفظ سرمایۀ فرهنگی ما است. دیروز من و داکتر صاحب عبدالله اراده داشیم که پروان برویم که احیای قصر جبل سراج را شروع می‌کنیم،  بدبختانه این حادثه واقع شد، اما میراث فرهنگی ما گم شده نمی‌تواند ضایع شده نمی‌تواند و همچنین زیاد ترین فرصت برای ایجاد کار عاجل است.

و موضوع ششم: توازن در مصارف دولتی و سکتور خصوصی و مردم در ایجاد کار یابی عاجل و رشد متداوم.

کار یابی عاجل شما سرآن بحث کردید جناب ذکی صاحب و من استقبال می‌کنم. اکثریت کار یابی عاجل را ما از راه پروگرام‌های وسیع باید ایجاد کنیم، اما مهم‌ترین کاریابی عاجل را خود مردم ایجاد می‌کنند.  نقش مردم در آبیاری، از روزی که بلخ بامی که از مراکز اولیه آبیاری در تمام تمدن‌ها است شروع کرد تا ایجاد NGO ها مردم جوی‌های خود را خود شان پاک می‌کردند حالی ما افتخار می‌کنیم که ۲۰ فیصد مردم سهم می‌گیرند یک فرهنگ مردمی واضح باید بیاید و زمینه آن فراهم شود.

نقطه بعدی، ضرورت انتخاب است.انتخاب بین چیست؟

رشد بخور و نمیر، یا رشد متداوم. رشدی که ما داشتیم رشد بخور و نمیر است. با این رشد، فقر دوام می‌کند. با این رشد اتکای ما دوامدار باقی می‌ماند سر رشد متداوم را باید فکر جدی کنیم، حالی بودجه سازی باید بخاطر این نباشد و پاینده صاحب کار نهایت زیاد کرده، من از ایشان و همکاران شان ممنون هستم بودجه باید وسیله رشد متداوم شود.

دوم: آیا اقتصاد مصرفی را دوام می‌دهیم یا هفت میلیاردی که به واردات مصرف کردیم، خو خلاص می‌شود!

با این هفت میلیار ۱۷ سال بین هفت و ۱۵ میلیار واردات کردیم، نتیجه اش چیست؟ کدام ثروت را تولید کردیم که باز واردات دوامدار داشته باشیم تجمل کنیم، سر تجمل مصرف شد، وقتی که یک عروسی ده میلیون دالر تمام می‌شود، یا مَهریک دختر غنی نه دختر من ۲۰ میلیون دالر بوده می‌تواند افراط و تفریط را باید ببینیم. اجماع در اقتصاد تولیدی به کار است کشور به طرف یک اجماع و یا یک اقتصاد تولیدی برود.

سوم:  تحول به کشور صادراتی یا اتکا به واردات. هفت چند صادرات ما واردات داریم تا چه وقت؟ از این جهت ضرورت به چیست؟ تعیین اهداف واضح یا ابهام پالیسی‌های که کار نداد، عدم پالسی خودش پالیسی است ستراتیژي بد، بد ترین نوع فکر است و تمام وزارت‌های ما بدبختانه یک کوت کتاب‌های ستراتیژی دارند.

 من در یک وزارت رفتم یک بار در دوران انتقال، پرسان کردم که پروژه های تان چیست؟ گفت داکتر صاحب بیا که من ستراتیژی خود را برایت اول تشریح بدهم. دونیم ساعت ستراتیژی را توضیح داد هیچ پروژه و هیچ نتیجه نبود، کاغذ ها باید خوردتر عملی‌تر شود و قابل عمل باشد نقطه تقاطع چیست یک ضرورت گفتمان ملی بالای فیصدی رشد، تعیین اهداف برای عواید، انکشاف اقتصاد تولیدی و ایجاد نظام صادراتی.

و در نتیجۀ تعین این اهداف، کمر بسته کردن برای اصلاحات همه‌جانبه که این اهداف را هم ممکن بسازد، له دې نه به غیر چاره نه لرو.  که غواړو چې ووخو لکه چې کوریا ووت لکه چې سنګاپور او مالیزیااو نور  ووتل او په آخر کې روواندا ووتل نو واضح ده چې باید اهداف تعیین کړو.

دو مبحث دیگر دارم خدمت تان.

 نقطه اول ام بحث های شما است. من اول تشکر می‌کنم جناب ذکی،  احمدی صاحب محصور صاحب و همه همکاران که بحث‌های بسیار متداوم را ایجاد کردید و همه در آن سهم گرفتید. چیزی که شما گفتید امکان ایجاد دو اعشاریه دو میلیون شغل است، چیزی که من خدمت تان پیشنهاد  می‌کنم ضرورت مستند سازی اهداف من در حالتی نیستم که برای ملت افغانستان اعلام کنم که شاید دو میلیون شغل را من در سه سال ایجاد کرده می‌توانم . چون وقتی که به ملت افغانستان این را اعلام می‌کنیم باید تمام جنبه هایش سنجیده شده باشد.

 بحث ها در مرحله قبل از نهایت سازی است، اما بحث های بسیار مفید بود، اما واضح است که در چند هفته یک ضرب العجل بگذارید که این اعداد نهایی شود و هرکسی که عدد را گفته مسئولیت بگیرد که این را اجرا کند، کار وزیر صاحب سعادت نادری را تکرار کنید، در یک پروژه ساختمانی  بند مانده بود  برای مردم وعده کرد و امضا داد که یا در سه ماه پروژه را ختم می‌کند و یا استعفا خواهد کرد و در سه ماه ختم کرد، همانگونه یک تعهد را بیاورید که بتوانیم به ملت افغانستان اعلام کنیم، څنگه؟ درست است؟ غیر له هغه نه خو تاسو باور نه کوئ، څنگه؟  ما ډېرې برنامې لیدلي دي. لس کاله چې زه په  نړیوال بانک کې وم، دومره ممالک می ولیدل چې دومره شاخدار دروغ یې وویل چې اوس یې زه پیژنم. اما په عین حال کې ما ډيرې عملي برنامی لیدلي دا ممکنه ده دا غیر ممکنه نه ده. اما موږ یې باید عملې بڼه ورکړو چې ولس را باندې باوروکړي او دا اول شی دی.

 دوم، بحث‌های چندهفته یی ما به صورت اساسی یک مشکل بنیادی را بر ملا ساخت ارقام نداریم. رسولی صاحب و همکاران شان محتاط صاحب همه همکارانی که سرسکتورهای بزرگ کار می‌کنند و وزارت محترم اقتصاد، مالیه و اینها وزارت‌های محترم پالیسی‌ساز ضرورت اجماع صحیح سر ارقام ما است و شیوه ارقام به شکل گذشته بوده نمی‌تواند که در هر ده سال ما یک احصایه بگیریم و پنج سال دیگر مصرف کنیم که اینها تحلیل شود ارقام باید مستند شود.

هر باریکه من به فعال ترین وزیر صاحبان ام تلیفون می‌کنم، ساعت‌ها می‌گیرد که پس برای من جواب بدهد. اگر این حالت این بیچاره است، فکر کنید حالت هم شهری‌های تان چیست؟ زه نه پوهېږم چې کوم سړک حرکت کوي، کوم سړک نه کوي، کوم بند حرکت کوي، کوم بند حرکت نه کوي. سیسټم مو نه دی راوړئ و ضرورت واضح است که ارقام از نگاه مدیریت و تحلیل برنامه ها، تطبیق برنامه ها عملی شود. مسئله دیگری که مبرهن شد، برنامه سازی ما متکی به متخصصین بین المللی بود. مالکیت برنامه‌های ما بدبختانه بسیار ضعیف بود. دو مشکل مالکیت داریم. یکی مسله اولی است که اگر یکی از همکاران بین‌المللی ما همرای ما کمک می‌کند، نام آن پروژه را می‌مانیم پروژه همکار بین المللی ما. خواهران و برادران! این پروژه های افغانستان است. همکاران بین المللی ما از خاطر مردم افغانستان کمک می‌کند.

دوم؛ به مجردی که یک پروژه به قراردادی تسلیم شد، از آن دست می برداریم. نظارت ما نهایت ضعیف است و قراردادی ها هم می‌گردد، چهار دست پایین قرارداد را می‌دهد. دیگر ضرورت برنامه‌سازی و تطبیق بصورت اساسی باید تغیر کند و نقطه دیگر که است اکثریت ما فردمحور هستیم. کاغذهای که قبل  از ما تهیه شده برای ما بی ارزش است. بررسی‌های متعدد را دوباره امر می‌دهیم. اسناد را که بیست، سی یا چهل سال گرفته آرشیف های درست نداریم. ضرورت واضح است که سرآن پیسه مصرف نکنیم. مدت زمانی که مصرف می‌شود نهایت، قیمت زمان در فرهنگ دولتی ما بسیار کم است. به وقت مردم خود ارزش قائل نمی‌شویم و این مشکلات است که برملا شد و واضح است.

نقطۀ بسیار مثبت که من در بحث‌ها یافتم. سهم فعال تمامی اشتراک کننده ها است و مخصوصاً از سهم فعال زنان، سهم فعال جوانان، و سهم فعال کوچی‌ها، اگرچه یک نماینده داشتند، ابراز امتنان می‌کنم. مننه، له ټولو نه، کور مو ودان! دغو بحثونو ته دوام ورکړئ ځکه راتلونکی مو ورباندې تعلق لري او د افغانستان میرمنو ته په خاص ډول؛ که اوس حق ونه غواړئ سبا څوک حق نه درکوي. موږ ټولو ته وویلې چې ښځو حقوق د سولې په مذاکراتو کې د معاملې وړ نه دي. آیا ستاسې تعداد، ستاسې حضور، ستاسې سهم د منلو وړ دی او که نه ده؟ اوسنۍ وضعیت ما ته د منلو وړ نه دی هیله ده چې تاسو ته هم د منلو وړ نه وي.

و نقطۀ بعدی که است ضرورت دوام مشورۀ کنفرانس به اقشار تولیدی است. کارکنان بخش‌های تولیدی از اتحادیه کارگران، وقتی‌که انتخابات خود را انشا الله تعالی به صورت شفاف کند، سپاهی صاحب و همکاران شان، بخش‌های مختلفی که واقعاً کار می آفرینند. این ها موجودیت شان ضرور است که ما پالیسی سازی در غیاب این ها نکنیم و پالیسی سازی با افراد زیدخل ترتیب شود. چون دوام مشوره مؤفق است.

نقطۀ آخرم خدمت تان، اولویت بندی است. نقطۀ اول که ماحوال ما ایجاب می‌کند اینست که ایجاد شبکه های ملی و منطقوی سرمایه‌گذاری می‌خواهد و سرمایه‌گذاری واضح و مشخص می‌خواهد. ما پرون چودرې صاحب ته وویل چې د افغانستان مواصلاتي سیسټم ته وګورئ. که غواړی له جلال آباد نه خوست ته لاړ شی باید له کابل نه تېر شئ.  که غواړی کندهار نه مزار ته لاړ شی بیا هم باید له کابل نه تېر شئ. تر اوسه موږ یو حلقوي سړک نه لرو چې له هرات نه مستقیماً په ارزانه توګه فاریاب ته لاړ شی. تمام برنامه های ما کابل‌محور بوده، اما به نقاط مختلف کشور باید آسان‌ترین راه اتصالات پیدا شود و این فرصت‌ها باید به صورت اساسی ایجاد شود.

در اینجا پشنهاد من به تمام بخش‌های زیربنا اینست که نوع فعلی ارتباط ما به قراردادی‌ها قابل تداوم نیست. اکثریت کسانی‌که هنوز هم قراردادهای بخش زیربنا را می‌گیرند خود شان سر ایجاد ظرفیت زیربناها سرمایه‌گذاری نکردند، دوباره قرارداد را به دست دوم می‌دهند و پشنهاد من هم برای جامعه بین المللی، هم برای همکاران سکتور زیربنایی اینست که با ۲۰۰ تا ۴۰۰ شرکت قراردادی که ظرفیت واضح دارد و کارهای ساختمانی را مستقیماً انجام می‌دهند، به صورت مستقیم کار کند و ظرفیت این ها را ایجاد کند. سرک جلال آباد تا کابل سه و نیم سال تیر شد، چند کیلو متر حرکت کرد؟ این ضرورت به پاسخ دارد. ما میلیون ها دالر، شاید صد ها میلیون دالر از دست دادیم هم به اعتبار دولت، چرا سرک های ۱۰ و ۱۵ کیلومتری بین قراردادی‌های مختلف به صورت مساویانه تقسیم نشود؟ نظارت و دیزاین را شرکت‌های بین المللی کمک کند. شیوۀ فعلی قابل تداوم نیست، قیمت زیربنا در افغانستان بالا ترین قیمت را دارد، کیفیت اش کمترین قیمت را.

 دوم؛ مدیریت زمین و املاک است. زیادتر از صد هزار هکتار زمین، از پیکار صاحب و همکاران شان تشکر می‌کنم، در بانک زمین آمده، در دو سال آینده دو میلیون هکتار زمین در بانک زمین می‌آید. همچنین تمام املاک دولتی در یک بانک واضح املاک دولتی باید بیاید تا ما از آن استفادۀ معقول کنیم. دوم، شرعی شدن جایداد است. در چهار سال پروگرامی که عراضی شروع‌کرده باید عملی شود تا مردم افغانستان جایداد شرعی داشته باشد. تا این مسئله عرفی، عضب وغیره از بین برود.

موضوع سوم این است که میکانیزم های تشویقی سرمایه‌گذاری هم برای زمین‌های صنعتی و هم زمین برای ایجاد مسکن باید به شرکت‌های خصوصی فراهم شود. در تمام دنیا ساحات را شرکت‌های خصوصی انکشاف می‌دهند. شرایط باید به صورت اساسی برای شان آماده شود، چون دولت امروز مانع است. دلیل که کابل یک قسمت زیاد آن جایداد عرفی است، از خاطر اینست که دولت خط کشی آن را در توان ندارد. بهترین زمین را، مجبور کرد عرفی استعمال شود.

موضوع چهارم، مدیریت آب است. ما باید به یک پروگرام واضح سر آب کوچک ، آب متوسط و آب بزرگ برسیم و بین این بفهمیم که زیادترین تاثیر در کوتاه ترین‌مدت و در وسط مدت و درازمدت چه دارد؟ آب تنها مسئله ملی نیست یک مسئله منطقوی و بین المللی است و ضرورت واضح همکاری در چهارچوب تغیر اقلیم است و نقطه دوم تغیر فرهنگ آبیاری است. نقطه کلیدی که در زراعت سر آن شما تمرکز کردید، دورانی صاحب، کریمی صاحب،عثمانی صاحب، همه همکاران سرآن کار کردند، زنجیر ارزش و مصونیت غذایی باید مقابل یکدیگر قرار نگیرد، او درې موضوګانې دلته عمده دي اول د دولتي تدارکاتو رول دی. د کرنې د تولید لپاره موږ غواړو چې دولتي تدارکات وسیله شي ځکه موږ سبسایدي نه شو ورکولی اما دولتی تدارکات باید وسیله شي. دوهم زه غواړم په واضح توګه د قرضې میکانیزم د کرهڼې سکټور ته موږ په راتلونکې یوه میاشت کې ترتیب کړو. مسئله بینادی مسئله پیش خرید است. بهترین اقلام زراعتی ما به کمترین قیمت سه ماه یا دو ماه پیش از اینکه به ثمر برسد، خریداری می‌شود و از این جهت ما میلیارد ها دالر زنجیر ارزش را از دست می‌دهیم. بانک‌های دولتی، هدایت من به احمدی صاحب و همکاران ما اینست که سر یک میکانیزم واضح کارکنیم که ما در این بخش چطور قرضه های مساعدت را آماده کرده می‌توانیم؟ و سوم پروگرام های کاریابی عاجل در بخش زراعت و آبیاری است. سکتورهای ترانسپورت، مخابرات، شهری و معادن ما به یک ترتیب اساسی به یک نقشۀ راه رسیدیم . موضوع چیست؟ اول تغیر قوانین است، دوم نقشۀ راه است، سوم شرایط سرمایه‌گذاری است، چهارم انکشاف زیربنا است، پنجم سیستم‌های نظاراتی است. هر پنج این ها باهم یک اصل تحول را فراهم می‌کند و مبارزه به فساد نقطۀ کلیدی و اصلی است.

 در آخر می‌خواهم  بالای چهار نقطه تاکید کنم. لومړۍ موږ یو اقتصادي ملی بحث ته ضرورت لرو. اقتصاد یوازې د دولت کار نه دی او یوازې د دولت او بین المللي ټولنې په مینځ کې باید تصامیم ونه نیول شي. اقتصاد یو ملي بحث ته ضرورت لري او دغه ملي بحث کې باید د افغانستان ولس برخه واخلي. د هغو اصولو په اساس چې متوازن وحدت تامین کړي چې خلک ځان وګوري. خلک سلهاو وړاندیزونه لري دا باید منسجم شي او په سږ کال کې به بودیجه د دې وسیله وي. ملي بودیجه یوازې د معیین صاحبانو په سطحه باندې ورباندې تصمیم نشي نیولی دا باید په یوه ملي بحث باندې بدل شي چې دا اهداف وسیله شي او دا نشي چې یو منسجم پروګرام ته قیچي واخلئ او دا برخه نه درکوم او دا برخه درکوم. په دې رقم بودیجه نه جوړیږي. باید په اساسي توګه راشو چې په خپل ګلیم کې څنګه پښه ږدو او څه غواړو او هغه شی چې غواړو باید تمویل شي او څوک چې مصرف نه شي کولی واضح درته وایم د کابل په مینځ کې ما پاینده صیب ته ویلي دي، څوک چې مصرف نه شي کولی له هغه نه پیسې اخیستل کیږي نورو ته ورکول کېږي او له ولس نه مې غوښتنه دا ده چې د مصرف په اړه ټولو وزارتونو ته د امتحان پارچه ورکړي. یک پارچه امتحان مردمی باید داده شود که کدام وزارت ظرفیت ایجاد کردند و کدامش ایجاد نکرده؟

نقطۀ دوم؛ اراده سیاسی در حکومت وحدت ملی برای رشد متداوم و کاریابی عاجل به صورت اساسی وجود دارد. اگر سال‌های گذشته ما این بحث را ایجاد نکردیم، شرایط مساعد نبود. حالی نقشۀ راه کافی وجود دارد و اصلاحات کافی به جود آمده که به ما زمینه این را بدهد که برای خیزش تیار هستیم. سوم، مشکل فساد و محو آن یک هدف ملی است.

نقطه چهارم و آخر، مساوات شهروندی به اساس برنامه‌های متوازن و متداوم، نقطه کلیدی تأمین وحدت ملی ما، ایجاد ثبات نظام و بلآخره تأمین صلح و امنیت است.

من بازهم جناب ذکی صاحب از شما، از احمدی صاحب، و تمام اعضای محترم کابینه، دوایر، سکتور خصوصی، جامعۀ مدنی، ابراز امتنان می‌کنم که در بحث‌ها سهم گرفتید. به امید یک افغانستان که بحران های میراثی خود را ختم کند و در سال ۲۰۲۴ با سربلندی جامعه بین المللی را بگوید، تشکر از کمک های بسیار مفید و دوامدارتان حالی ما به خود اتکا بوده می‌توانیم همراه تان سر تجارت و سرمایه گذاری را بحث می کنیم.

تل دې وي افغانستان، یشه سن افغانستان، زنده باد افغانستان.

شریک کولShare on Facebook0Share on Google+0Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn0