د عامه تدارکاتو ملي کنفرانس اختتامیه مراسمو کې د افغانستان د اسلامي جمهوریت د جمهور رئیس محمد اشرف غني د وینا متن

د عامه تدارکاتو ملي کنفرانس اختتامیه مراسمو کې د افغانستان د اسلامي جمهوریت د جمهور رئیس محمد اشرف غني د وینا متن

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب محترم برادر عزیز استاد دانش، جناب قیومی صاحب، جناب لوی څارنوال صاحب، جناب هوتکی صاحب، همه اعضای محترم کابینه، وزیر صاحب عدلیه، وزیر صاحب فواید عامه، وزیر صاحب زراعت، وزیر صاحب مخابرات، سرپرست وزارت انرژی و آب، جناب داکتر صاحب چودری، همه مهمانان عزیر و همه حاضرین مجلس، مخصوصا کارکنان ادارهء محترم تدارکات.

السلام علیکم و رحمت الله برکاته!

من از تبریکی و تشکر شروع می­کنم. تبریکی از جهت نه تنها این کنفرانس، بلکه از یک نقشۀ راه بسیار منظم در بخش تدارکات که از ابتدا تا حال یک منزل مشکل را به موفقیت سپری کردید. اول تشکر می­کنم از جناب یاری صاحب که اساس این اداره را گذاشتند و یک تهداب محکم و استوار را ترتیب کردند که به اساس آن، پیشرفت­های دورهء دوم را ممکن ساختند.

 از جناب استاد دانش، از جناب داکتر صاحب عبدالله، از وزیر صاحب عدلیه، از جناب قیومی صاحب، حکیمی صاحب که تشریف ندارند، وزیر صاحب اقتصاد مراد و بعد از آن وزیر صاحب اقتصاد، مستور و جناب داکتر صاحب قیومی که اعضای دایمی شورای عالی تدارکات بودند و به خاطر زحمات دوامدار شان، ابراز امتنان می کنم.

 سوم از هوتکی صاحب تشکر می‌کنم که نسل دوم تدارکات را که نقشهء  راه اش با تغییرات اساسی فراهم شده بود، در این مرحله شما اجرا کردید و همچنین، از هر یک از کارمندان اداره محترم تدارکات، از همکاران گرامی ما تشکر می کنم. به اطراف که ۴۰سال پیش می رفتیم، می گفتند که تشکر را بخورم و یا بپوشم و به همین خاطر، یک تصمیم می­گیریم که اپارتمان‌ها به قسط درازمدت برای تمام اعضای تدارکات فراهم شود. او انشاءالله و تعالی ټول به د کور څښتن شي او پس له هغه نه به انشاءالله نور تغییرات هم  راشي.

چون کنفرانس را جناب هوتکی صاحب خلاصه کردند و شما همه تان در این اشتراک کردید. سخنان من کوتاه­‌تر خواهد بود. من می­خواهم بالای این تجربه، به حیث یک تجربه­ء ایجاد یک ساختار و یک نهاد صحبت کنم. وقتی که چهارسال پیش، ما شورای عالی تدارکات را تشکیل کردیم، یک بی‌باوری مطلق بود که یک کشوری که اتهام به فساد سرتاسری داشت، آیا می­تواند یک نهاد پاک، شفاف و پاسخگو را ایجاد کند. از این جهت خواهش من این است که اداره تدارکات به حیث یک تجربه موفق در حکومتداری خوب تحلیل شود.  در بررسی که از طرف تیم استرالیایی صورت گرفت، موفق­ترین ادارۀ ما، ادارۀ تدارکات ما بود و نمره اینها ۸۵ است.

چرا این تجربه موفق بود؟

نکته اول این است که رهبری حکومت وحدت ملی جناب استاد دانش، داکتر صاحب عبدالله و من در تمام جلسات تدارکات اشتراک داشتیم و همکاران در ۸۰ تا ۹۵ فیصد جلسات تدارکات اشتراک داشتند. اگر می‌خواهیم یک نهاد را به صورت بینادی تغییر بدهیم، این تنها به تصویب قانون و پالیسی نمی­شود و حالا هم جناب داکتر صاحب قیومی و همۀ ما، هفته­وار این جلسات را دوام دادیم. یک جلسه تدارکات اگر یک روز و یا  چند روز به عقب انداخته شده، دوباره دایر شده و جلسات فوق العاده  دایر شده است. بدون تعهد رهبری دولت، نهادسازی صورت گرفته نمی­تواند.

دوم، حالت هشت ماه اول ما به قسمی بود که هر قرارداد که پیش ما می­آمد که گذشته اش را بررسی می‌کردیم، به غیر از فساد، بی‌قانونی و بی‌غوری، ما چیزی دیگر نتوانستیم پیدا کنیم. امروز اکثریت مطلق قراردادها مشکلات نسبتاً جزئی دارند و آن هم به صورت اساسی مورد قبول نیست.

سوم، دستگاه تدارکات را یاری صاحب و بعد از آن هوتکی صاحب به یک دستگاه مطلق مسلکی مبدل کردند و در اینجا هیچ نوع سیاست کادری ترجیحی وجود نداشته و تنها و تنها، شفافیت و تعهد مطرح بوده  است.

چهارم، حضور جامعه مدنی است و از دیده بان شفافیت تشکر می‌کنیم، از شورای ملی تشکر می‌کنیم که در جلسات حضور داشتند، از سیگار و سیستیکا تشکر می­کنیم. تصامیم شفاف است و به شفافیت کامل گرفته می­شود، هیچ چیز به اساس ترجیح و سلیقه نبوده است و تمام قرارداد­های که به تدارکات آمده به تفصیل خوانده شده و به تفصیل مورد بحث گرفته شده است. ما در ماه های اول، جلسات چهار ساعته و پنج ساعته داشتیم، بناً یک مسیر آمده و این مسیر باید دوام داده شود.

کنفرانس امروز اهمیت اش این است که قدم­های نقشه راه آینده برداشته شود. مسلۀ بنیادی این است که تصامیم مرکزی در کدام شرایط ضرور است و عدم مرکزیت در کدام شرایط ضرور است؟ مرکزیت وقتی ضرور است که نهادها ضعیف باشد و فشار سیاسی مبدل به فشار اقتصادی شود. هیچ کسی باید فوق قانون اساسی عمل نکند؛ به این معنی که هیچ کارمند عالی‌رتبهء دولت حق ندارد که منافع اقتصادی داشته باشد. تضاد منافع موجب عدم شفافیت می­شود، هیچ عضو شورای ملی حق این را ندارد که کمپنی داشته باشد. بنابرین، اینها باید مداخله نکند. اگر اینها مداخله می کنند، این خلاف قانون اساسی است. وضاحت کامل داشته باشیم که شفافیت یک تعهد ملی و ضرورت ملی ماست. تعهد ملی از این خاطر که ما چرا به خاطر یک چند صد نفر محدود، یک مملکت عظیم، مشهور به فساد باشد. تدارکات ملی نشان داد که علیه فساد مبارزه جدی و سرتاسری صورت گرفته می­تواند و فساد زیر کنترول آمده می‌تواند.

مسلۀ دیگر، بخاطر آینده ما این است که اکثریت قراردادها به خاطر این گرفته نشده بود که تکمیل شود، از خاطر این گرفته شده بود که پول گرفته شود و کار انجام نشود و کار عمده را که کمیسیون تدارکات و شورای عالی تدارکات انجام داده این است که کار انجام شود. از این جهت، یکی از عمده ترین مشکلات که این جامعه روی  آن قدم بردارد، این است که ضعف سکتور خصوصی به صورت بنیادی تحلیل شود و رفع شود. قرارداد، داده می­شود و ۱۰ بار تمدید اش را بدون دلایل موجه می­خواهند و این قابل قبول ما نیست و دوم قرارداد به‌دست دوم و سوم داده می شود و قراردادی را پیدا کرده نمی­توانید که در کجا است و مسوولیت اش چیست.

 دا د منلو وړ نه ده. مونږ واضحاً د قانون اساسي په فرمایش غواړو چې یو متحرک او قوتمند خصوصي سکتور ولرو، اما د دې معنا دا ده چې دوی باید پانګه واچوي. څومره ساختماني شرکتونه دي چې په خپله بشري قوې باندې یې پانګه اچولي، څومره د وزارت دفاع او داخله قراردادونه ؤ ترڅو چې دا بنیادي تغییر راغی چې څو ډالر یې پانګه اچولې.

مثال بسیار زنده اش مسلۀ برنج بود. برای ما اطلاع رسید که دو شرکت افغان، بالای برنج در کندز و ننگرهار سرمایه­گذاری کردند. وزارت محترم دفاع را پرسان کردیم و رفتند به مندوی، از مندوی پس آمدند و گفتند که ما ظرفیت تولید نداریم و تولید داخلی را خریده نمی­توانیم. پس هیأت محترم وزارت زراعت را روان کردیم و تثبیت شد که سرمایه­گذاری واضح صورت گرفته است. خلص کلام این بود که یک سرمایه گذاری بزرگ در بخش تولید برنج در افغانستان انجام شد، چون ترجیح داخلی واضح بود. اما بعد از آن، در مرحله دوم باز هم به قرارداد آمد و قراردادی، قرارداد را می­خواست بگیرد به عوض اینکه شرکت های تولیدی بگیرند، به همین خاطر، مقرره تغییر کرد تا مستقیم از تولید کننده­ها خریداری شود و این حلقۀ نجیبه است.

یکی از انتقادها این است که رهبری حکومت وحدت ملی وقت خود را بالای تدارکات مصرف می کند، وقت خود را بالای چی مصرف کنیم؟ بالای چای خوردن یا نان خوردن و یا جلسات طویل تدارکات؟

اهمیت این در چی است؟ ما از قعر سقوط اقتصادی امروز به ۳ فیصد رشد رسیدیم، اما ۳ فیصد رشد، دوام فقر کنونی است، خواهران و برادران محترم، هموطنان عزیز! افغانستان حداقل باید به ۹ فیصد رشد اقتصادی برسد. اگر می‌خواهیم مشکل بنیادی گرسنگی یک بر سه نفوس خود را که هر شب حداقل یک بر سه نفوس افغانستان گرسنه به خواب می‌رود و از نگاه فصلی، باز هم در فصل تابستان نان کافی دارند و در فصل زمستان و اول بهار به مشکلات جدی گرفتار هستند و این را بدون سرمایه­گذاری مؤثر حل کرده نمی­توانیم. از جناب خُلمی صاحب پرسان کنید که ده­ها قرارداد آب ما حرکت نمی­کرد، چرا؟ بخاطریکه یک تعهد واضح مدیریتی وجود نداشت تا قراردادهای آب حرکت کند. آب، آبرو و حیثیت بزرگ ملی ماست، اما اگر قراردادهای ما مدیریت نشود و مسئولیت واضح وجود نداشته باشد، ما به این شکل حرکت کرده نمی­توانیم. بنابراین، مالکیت قراردادها به صورت شفاف و اساسی، باید برای مردم افغانستان اطلاع داده شود.

صاحب شرکت کیست و شریک شرکت کیست و مسوولیت ازین ها بصورت واضح به مردم افغانستان اطلاع داده شود. تا ما فردا یک آدرس داشته باشیم،  یک فرد از یک کشور بیرونی به‌نام شریک می‌آید، فردا کسی او را پیدا کرده نمی­تواند.

د مچلغو د بند کیسې باندې ټول پوهېږئ، دا فاجعه د افغانستان ده، هر وارې قرار داد ورکول شو، نن دا خارجي شرکت دی، نن دا دی او دا دی، سبا بیا تښتي، او بیا څه غواړي؟ وایي راشه زما حوالې اجرا کده، بې له دې نه چې کار مخکې بېولی شي. دغه خبره چې جناب هوتکي صاحب مخکې وکړې، ددې ضمات ده چې دا رقم واهي قراردادونه به نه وي.

از مکتب خیالی و معلم خیالی صحبت کرده بودیم، از پروژه­های خیالی باید صحبت کنیم، پروژه های ما باید حقیقی باشد، پروژه های ما باید جواب­ده باشد، پروژه­های ما باید پاسخگو به مردم باشد. ازین جهت نشر قراردادها یک اصل اساسی است.

هیچ قرارداد تدارکاتی ما، بدون نشر و بدون اطلاع دادن به تمام سطوح دولتی و سطوح مردمی، بعد ازین امکان پذیر نیست.

له مدني ټولنېنه، له علمای کرامو نه، له مېرمنو نه، ټولو نه غواړو چې پدې کې شریک شي. دا د یو فرد کار نه دی، دا د یو بنسټ کار دی، دا د یو ملت کار دی. نو تدارکات له نظر باندې مونږ مصروف یو چه وکړای شو خلکو ته خپلې برنامې عملي کړو. مونږ چې ودرېددو، دواړو ټیمونه واضح ژمنې وکړې او بیا د ملي وحدت حکومت پدې برخو کې اجماع لري چې کار باید وشي او خلک باید نتایج وګوري.

یک مثال‌اش این‌است که جناب قیومی صاحب وقتی‌که مدیریت واضح پروژه های برق را به صورت اساسی تنظیم کردند، از ۹ شبکۀ برق، به ۷ شبکه آمدیم، در ظرف دوسال انشاءالله تعالی به یک سیستم واحد برق خواهیم رسید.

اما کل ازین حرف چیست؟ طرح های بزرگ، بدون مدیریت عملی پروژه ها و پروگرام‌ها به نتیجه نمی رسد.

هر اقدام بزرگ اگر می‌کنید به طرح نیست، به تطبیق تعلق دارد، بدون تطبیق، طرح کافی نیست.

چون چیزی که روی کاغذ نهایت گواراست، از نگاه الفاظ بسیار پسندیده است، اگر به عمل منتج نشود، بی‌اعتبار می­باشد. ازین خاطر، رهبری حکومت وحدت ملی بالای تدارکات وقت خود را مصرف کرده، برایش توجه کرده تا فضای اعتماد بین ملت و دولت به صورت اساسی قایم شود.

مسئله دیگر واضح است، قانون تدارکات، که بازهم از جناب یاری صاحب و همکاران شان تشکر می‌کنم، از جناب استاد دانش که زحمت زیاد کشیدند، یکی از بهترین قوانین تدارکات است.

اگر از سوی شورای محترم ملی این پیشنهاد می‌شود، که ۲۵ فیصد ترجیح داخلی را رفع کنیم، چه می‌خواهند، می خواهند بازار افغانستان را بروی دیگران باز کنید، می‌خواهید از صنعتی شدن افغانستان جلوگیری کنید، بیایید این بحث را همرای مردم افغانستان کنید، ۱۹ سکتور تا ۳۱ سکتور تولیدی از جهت ترجیح داخلی سر پای ایستاد شده است.

آیا می‌خواهید به قهقرا بروید یا به جلو بروید. زیادتر از هفت میلیارد دالر واردات داریم، ۷۵۰ میلیون دالر صادرات داشتیم که آنهم از برکت کوریدورهوایی و یک قسمت اقدامات است.

بدون یک سیستم تدارکاتی که بتواند صنایع داخلی و تولیدات داخلی را برایش ترجیح واضح بدهد، برادران حلقۀ خبیثه دوباره ایجاد می­شود.

ما باید انتخاب کنیم، آیا می خواهید که استقلال اقتصادی داشته باشیم یانه؟

نو دلته ډېره ضروره ده چې له هر وړاندیز نه چې کېږي مونږ باید پوه شو چې د دې منشا څه ده، زمونږ د ملي شورا مسوولیت دا دی چې وختې چې پر قوانینو باندې بحث کوي، یو شفاف او هراړخیز بحث ټولنې سره وشي، خصوصي سکتور سره وشي، مدني ټولنې سره وشي، علمای کرامو سره وشي، ټولو سره په دې باندې، د تدارکاتو قانون بې له بحث نه د تغییر وړ نه دی. او ضرور ده چې مونږ به خپلې تګلارې ته دوام ورکړو.

اقداماتی را که جناب هوتکی صاحب گفتند، همه سودمند است و ضرورت واضح است. به سوال اصلی باز می­گردیم، ما مطلق خواهان این هستیم که صلاحیت‌ها به سطوح پایین­تر تصمیم گیری انتقال شود، اما پیش شرط آن چیست؟ باید ظرفیت شفافیت و تظمین وجود داشته باشد.

در هر سطحی که ظرفیت ایجاد شود، صلاحیت برای شان تفویض می­شود. چون برای آیندۀ افغانستان، در هفت ماه آینده ما و بعد از آن هر کسی را که مردم افغانستان بالای آن اعتماد کنند، مسایل بسیار بزرگ تدارکاتی مطرح است. بخش اعطای قرارداد­های معادن ما، باید ظرفیت واضح داشته باشد، چون هر قرارداد معدن ما بین پنجاه سال و چند صد سال بالای این جامعه تاثیر خواهد داشت.

پروژه­های بزرگ دیگر ساختمانی که می‌آید، همه ازین ضرورت کار دارد.  چرا، ما اول از همه بالای وزارت امور داخله و دفاع تمرکز کردیم.

اوله خبره داده چې زمونږ عسکر قرباني ورکوي، او نن وختې چې عسکر راته وایي چې ماته اعاشه نه رسېږي، زه اولاد مې بې له ډودۍ نه پرېږدم؟  وختې چې عسکر ماته وایي چی زما تېل غلا کېږي، دا زما ملي وجیبه ده که نه ده؟ دا د دانش صاحب ملي وجیبه ده، دا زمونږ ټولو ملي وجیبه ده که نه ده؟

ددې د پاره وایي د ډوډۍ د تدارکاتو پسې ګرځی، ډوډۍ تدارکات پسې نه ګرځم، معنی داده چې بچي مو قرباني کوو که نه؟ دلته که دوی ته وایوو چې پانګه واچوو. یو مثال درکوم بیا، هګۍ، افغانستان چرګ له برازیل نه راوړي.  چرګوړي به شل پېچکارۍ شوې، له ځینو ځایونه درې هفتې، څلور هفتې به ورباندې تېرې شوې وې. مونږ یوه فیصله وکړه، چې د وزارت دفاع په مینو کې چرګ داخل شي. نتیجه یې څه ده، له دوه سوه میلیونو ډالر زیا تر پانګه واچول شوه که نه؟

افغانستان باید د چرګانو صادرونکی وي نه وارد کوونکی. اما بې له دې نه چې زمینه د یو منسجم بازار ورته پیدا کړي دا مخته نه ځي. نو مقصد مې دادی چې تدارکات کوم شی په آسمان کې نه دی. د هرې مېرمنې ژوند په دې تړلی دی. هره مېرمن چې دهقانه ده، مېوه تولیدوي، که چرګوړي روزي، که بل کار کوي، بېرته یې په همدې ده چې بازار به یې څنګه منسجم شي. اوس نه یوازې مونږ داخلي ترجیحات لرو، بلکې د مېرمنو تولیدوونکو لپاره بیا هم ترجیح لرو. برای زنان افغان ترجیح داده می­شود.

در آخر بازهم تبریکی می‌دهم، برای بانک جهانی، از داکتر صاحب چوهدری خاصتاً ابراز امتنان می کنم که از روز اول اینها ممد پروسه­ی اصلاحات تدارکاتی بودند و یک شریک نهایت خوب بودند، از بانک آسیایی که ممد تدارکات بودند، همرای جناب یاری صاحب کار کردند، از نهاد جهانی شفافیت، و open budget را  که یاری صاحب اساس آن را گذاشتند، ابراز امتنان می کنیم، از جنرال باردن و تمام همکاران سیستیکا که قبلاٌ آمدند و فعلاٌ از اداره محترم سیگار که حضور داشتند و در جلسات ما به صورت دوامدار حضور دارند، ابراز امتنان می کنم.  از دیدبان شفافیت و تمام همکاران جامعۀ مدنی و همچنین اعضای محترم شورای ملی که بحیث نماینده تشریف آوردند.

تدارکات یک پروسه شفاف و باز است، نوع تصمیم‌گیری ما، تصمیم‌گیری شفاف و واضح است.

امید است و من یقین دارم که این مرحله اقداماتی که روی‌دست است، عملی شود، انشاءالله و تعالی افغانستان، یک قدم نه، بلکه پنج قدم واضح به طرف آینده  بر خواهد داشت. اما تدارکات جز یک زنجیر ارزش معنوی است، از آن جهت، اقداماتی را که جناب داکتر صاحب قیومی روی دست گرفته اند، در وزارت محترم مخابرات و در دیگر وزارت‌ها، همه­ی اینها یک کُل است و اگر امروز صبح تشریف نداشتیم، من این را هم تبریک می­گویم که امروز، استقلال فضایی افغانستان بدست افغان‌ها آمد.

برای بار اول، ما کنترول فضای افغانستان را به دست گرفتیم و با یک جهش تکنالوژی، افغانستان سومین کشوری است که یک سیستم رادار را بعد از کانادا و آسترالیا استعمال می‌کند که از جدید ترین سیستم ها است.  این موجب می­شود که هم فضا به صورت اساسی آمد و تنها بین دوبی و کابل در یک پرواز چهار تُن ذخیره صورت می­گیرد و عواید افغانستان انشاءالله و تعالی از فضای افغانستان، در حدود چهار چند شد.

عرض من این‌است که هدف ما از نگاه اقتصادی است که چهارراه منطقه شویم. امروز چهارراه هوایی منطقه شدیم. انشاءالله به چهارراه زمینی مبدل خواهد شدیم.

موفق باشید.

یه شه سن افغانستان،

 تل دې وي افغانستان،

زنده باد افغانستان!