د پنځم ملي ښاري کنفرانس د پرانیستې په مراسمو کې د جمهوررئیس محمداشرف غني د وینا متن

د پنځم ملي ښاري کنفرانس د پرانیستې په مراسمو کې د جمهوررئیس محمداشرف غني د وینا متن

سلامخانې ماڼۍ- ارګ

بسم الله الرحمن الرحیم

خواهران و برادران عزیز، شهروندان محترم کابل، مهمانان محترم از قندهار، هرات، ننگرهار، بلخ، اراکین محترم، جناب استاد دانش، جناب مسلمیار صاحب، لوی څارنوال صاحب، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم ولسی جرگه و مشرانو جرگه، خواهران و برادران، بازهم اولتر از همه، تحفۀ پیشوای بشریت را خدمت تان تقدیم می‌کنم،

السلام علیکم و رحمت الله برکاته!

ښه راغلاست، خپل کور ته ښه راغلاست! امید است که فرق یک حکومت مردم‌سالار و یک حکومت میراثی را ببینید، مشکلات مردم، مشکلات ارگ است و وظیفۀ ما و وجیبۀ ما این است که مشکلات مردم را حل کنیم. از من پرسان می‌کنند که چرا هر شهروند افغانستان را که اینجا می آید، خودت خوش آمدید می‌گویی، از خاطری که شما باداران من هستید. بدون رأی شما، کسی که نه زور و نه زر داشت اینجا آمده می توانست و انشاءالله بعد از این‌که آمدیم، کسانی را که زور داشتند و عقل نداشتند، می‌شکنانیم!

شروع کار ما از مردم است و در قسمت سکتور شهری، شروع کار ما از شهروند افغان است. دلیل اش این است که یک قسمت زیاد مشکلات را برای شهروند اداره ایجاد کرده، نه اینکه شهروند برای اداره مشکل ایجاد کرده باشد. یک دلیل عمده که قمست زیادی شهرهای بزرگ افغانستان غیر قانونی شده است، به خاطر این است که در گذشته نه شاروالی‌ها، نه وزارت شهرسازی، نه حکومت و دولت به صورت کُل شهروند محور بود.

غصب به این خاطر آمد که کدام طرح نبود که مردم را از غصب نجات بدهد و در این بخش، نکتۀ اول و بنیادی این کنفرانس این است که امروز یک قسمت اش ایفاء شده و از جناب پیکار صاحب، از تمام همکاران و از شاروالی محترم کابل، از پوپل صاحب، ارگان‌های محل و همه سخنرانان ابراز امتنان می‌کنیم، جناب استاد دانش که کنفرانس را شروع کردند.

نکتۀ اول این‌است که مشکلات را از دیدگاه شهروند ببینیم. جناب پیکار صاحب، امروز یک لست، ده تا دوازده فقره‌ی مردم افغانستان را به شما بحیث مسئول سکتور شهری و شاروالی کابل، شاروالی‌های هرات، قندهار، مزار شریف و ننگرهار ارائه کردند. در چند روز آینده، هم مشکلات را باید بفهمیم، هم پیشنهادات را بفهمیم و هم آرزوها را، تا به این اساس ما بتوانیم به یک بحث سازنده و مدیریت توقعات برسیم.

پروگرام هایی را که تنها هم‌شهری­های ما از قندهار، کابل، جلال آباد و بلخ و هرات مطرح کردند، حداقل حساب اولی را که من‌کردم، بیست میلیارد دالر تمام می‌شود. خواهران و برادران، ما بیست میلیارد دالر نداریم، از این جهت دیدگاه شهروند، دیدگاه شاروال و دیدگاه حکومت تغییر کند. قدرتی در دنیا وجود ندارد که شما را بیست میلیارد دالر بدهد. طرف خود ببینید، این مشکلات تمام‌اش قابل حل است، اما نه به صورت که شما می‌خواهید که شهرهای مصرفی باشید. چیزی‌که نه‌شنیدم جز سکتور خصوصی، پیشنهادات تان این بود که چطور شهرها را به حیث چرخ تحرک بدل کنیم. چطور زمینۀ سرمایه‌گذاری را برابر کنیم. ۹۵ فیصد پیشنهاداتی که از این شهرها شد، مصرفی بود. خواهران و برادارن من، در عمر برایتان دروغ نگفتیم، حالا هم برایتان دروغ نمی‌گویم. کافی سر من گدایی کردید، لطفاً همین فرهنگ گدایی را متوقف کنید، سر پای خود ایستاد شوید.

 از آن جهت، مسئلۀ اول که مطرح است؛ اداره هم موجب ایجاد مشکل شده است، اداره هم راه حل است. مردم افغانستان که امروز توقعات شان در این مجلس عظیم برای تان شرح شد، در قرن ۲۱ زندگی می کنند. اداره های ما بدبختانه یک قسمت اش هنوز هم در قرن ۱۹ و یا شروع قرن ۲۰ زندگی می‌کنند. بعضی وقت کسانی‌که افغانستان را نمی‌شناسند، سرچپه صحبت می‌کنند.

هغوی وایي چې د افغانستان ولس شپاړسمې پېړۍ کې دی او دوی ۲۱مه پېړۍ کې، زه وایم ولس د افغانستان په ۲۱مه پېړۍ کې دی، اداره شاته پاتی ده، اداره باید اصلاح شي او اداره اصلاح کېږي! اصلاح شروع شوی، اما اداره نن د ټولو توقعاتو ځواب نه وايي او پوپل صاحب دا تاسو واضح کړله او دا باید تشریحراشي. والي صاحب د کابل نه هم مننه کوم چې زښت ډېر کارونه یې په دې برخه کې کړي دي.

قسمت دوم، من یک سوال را مطرح می‌کنم، او بیا ځواب وایم. چرا شهر به حیث چرخ تحرک دیده شود؟ چهارسال پیش، ما شهرهایی را به شمول این پایتخت عظیم کشور میراث گرفتیم که تحرک در میان شان نبود. امروز تحرک محسوس است، اما تحرک به اساس قضاوت‌هایی که خواهران و برادران ما کردند، کافی نیست. از این جهت چه شده و چه باید شود و راه حل مشکلات در کجا است؟

اول، باید یک دیدگاه واضح برای هرشهر افغانستان داشته باشیم که از خواسته های همه است و خوشبختانه یک دیدگاه واضح در شش جلد برای شهر کابل تهیه شده و امکانات فراهم شده است. هدایت من به جناب پیکار و همکاران شان و پول صاحب و همکاران شان این است که برای قندهار، ننگرهار، بلخ، هرات و دیگر شهرهای ما که زیر کار هستند، یک دیدگاه واضح وجود داشته باشد. چیزی‌که پیکار صاحب گفتند این ماستر پلان‌ها مانع است، نه وسیله‌ی رشد. ازخاطر ماسترپلان، تمام مردم را از سرمایه‌گذاری مانع شد. در قدم اول باید یک دیدگاه واضح وجود داشته باشد. سوالات بسیار ساده است، رشد شهر باید به کدام طرف باشد، تا دو سال و تقریباً هر چند هفته بعد من شخصاً در تماس بودم. جهت حرکت کابل به طرف شرق و جنوب است و این باید زمینۀ واضح آینده را و اطمینان را فراهم کند. بالای غرب کابل سرمایه‌گذاری بسیار اساسی گذاشتیم. با انتقال ادارات به دارالامان و عکس هایش را در بیرون می‌بینید، هر شهر افغانستان باید یک جهت واضح داشته باشد.

ننګرهار، جلال اباد ښار، زه غواړم چې نوې ښار په څو میاشتو کې شروع شي او د جلال اباد دوه چنده شي. کندهار، هرات، مزار او ټولو لویو ښارونو ته، ځکه دلته خلک وړاندیزونه لري نو باید واضح وي چې زموږ لید څه ده؟

نکتۀ دوم که وجود نداشت، قانون بود. تقریباً صدسال بود که قانون شاروالی تغییر نکرده بود، یعنی امان‌الله خان بیچاره تا چه وقت جواب ضروریات شما را بگوید، بالاخره از استاد دانش و تمام همکاران  شان تشکر می‌کنیم. قانون شاروالی ایجاد شده، از بهترین قانون‌های شاروالی دنیا است. اما چه ایجاد نشده؟، پیکار صاحب و تمام شاروال‌ها، زون‌بندی را به زودترین فرصت آماده کنید که سکتور خصوصی و دولت بیآیند و سرمایه‌گذاری خود را به صورت واضح کنند. با همین یک اقدام، من برای شما یقین می‌دهم که سه تا شش میلیارد دالر را در شهرهای افغانستان شما فعال‌ساخته می‌توانید. سکتور خصوصی دشمن و رقیب دولت نیست، همکار دولت است و من از همین‌جا بازهم اعلان می‌کنم، چون بارها اعلان کردیم، اما دستگاه دولت مثلی‌که کمی پیچیدگی دارد، بعضی کارها به صورت اساسی جذب نمی‌شوند، نو هیله مې ده چې قوت د جذب لږ ډېر شي، اما مهم‌ترین مسئله ما، ملکیت ثابت است. امروز برای این شهروندانی که سند ملکیت خدمت شان اعطا شد، جناب مسلمیار صاحب من را گفت که این از خوش­ترین لحظات زندگی یک آدم می‌باشد.

پیکار صاحب سرعت کافی نیست، جایداد قانونی حق شرعی هر افغان است، هر زن و مرد افغان باید جایداد قانونی داشته باشد. سرعت بدهید. تمام تجربۀ بین‌المللی نشان داده، وقتی که جایداد از عرفی به شرعی بدل می‌شود، سرمایه‌گذاری چهارچند می‌شود. امروز از پولیس در هراس هستند، از څارنوال کوچک در هراسهستند، از قاضی ابتدایی در هراس هستند و از شاروالی به هراس هستند. به لحاظ خدا همین هراس این ها را دور کنید که بتوانند به صورت اساسی بگویند که همین جایداد من است، بالایش سرمایه‌گذاری می‌کنم، ده نسل آینده انشاءالله و تعالی برایشان تعلق می‌گیرد. این ضرور است که مشکل این‌ها رفع شود. یعنی فکر کنید که در نیمه‌شب یک کسی در خانه اش کسی می‌آید که ده الی بیست سال در آن زندگی کرده و او می‌گوید: نه، قانون این نیست، دا خو نه کېږي. سړی مجبورېږي چې نور کارونه وکړي و بارها وقتی که جایداد عرفی، خرید و فروش می‌شود، صدها هزار دعوا تنها نتیجۀ این است که فشار را بالای څارنوالی و محاکم می‌آورد. راه  واضح، راه حل وجود دارد که باید به وجود بیآید.

موضوع سوم اداره بود، پوپل صاحب گفت که تنها نام شاروالی، مامور تنظیفات بود، نه، بل نوم یې چوروالی وه. اوس ښاروالي چوروالي نه ده، ښاروالي، ښاروالي ده انشاءالله و تعالی او زه ښاروالانو باندي واقعاً ویاړم.

من حداقل ۱۲۰ طرح را خواندم و پوپل صاحب شاهد است، اما یو شی مې قرضدار يي، په یاد دې دي؟ لکه چې هغه پور به رانکړې. پوپل صاحب نه مې وغوښتل چې دا ټول توحید کا، دا درې کاله ده چې خپل پور نه راکوي او زه پوهېږم دا پور رانکوي، ځکه چې بیګ صاحب د دې نه لږ تېزتر ده، هغه وویل چې ته یې خپله ولیکه، نو زه مجبور شوم چې هم هغه کار وکړم. اما اساسي خبره دا ده چې زموږ ښاروالۍ باید په بنیادی توګه اصلاح شي. هغه اندازه اصلاح شوی نه دي، ځکه چې لا قانون موجود نه وو، اوس به انشاءالله و تعالی اصلاح کېږي و چیزهای را که رحیم صاحب گزارش دادند، نکته امید است که کارهایی را که ولس‌مل صاحب و شاروال‌های دیگر کردند، اما ضرورت واضح است که این حرکت پیدا کند.

با نهایت احترام برای شما می‌گویم که ادارۀ شاروالی هنوز به اندازه کافی مردمی نیست. من معلم بودم، خواهران و برادران، امید است بالای شما بد نخورد. از همین معلمی کمی بیرون شوید، از دیدگاه تفوق‌جویی بیرون شوید و دیدگاه را در داخل مردم ایجاد کنید.

عقل افغان در دنیا بی‌نظیر است، من افغان احمق تا بحال ندیده ام، خارجی‌های احمق دیده‌ام، چون متخصص هستند، اما افغان احمق ندیدیم، آن‌ها در یک شق تخصص بسیار دارند، بسیار به سادگی آن‌ها را کسی بازی‌داده می‌تواند، در کار هایی‌که تخصص شان نیست، چون اتکاء می‌کنند، افغان به عقل خود استوار است، خواهش من این‌ست که مشکلاتی را مردم امروز گفتند، اول همین مشکلات را حل کنید، باز چهارچوب‌های دیگر را ببینید، فضای اعتماد ازین می‌آید که چند مشکل مردم را حل‌کرده می‌توانیم و شیوۀ تصمیم‌گیری تغییر کرده، شورای عالی شهری، زمینۀ این را برای هر شاروال افغانستان برابر کرده که بیاید، پیشنهادات خود را بیاورد.

اما در ختم ازین جلسه تان جناب پیکار صاحب، چند جلسۀ اختصاصی شورای عالی گرفته شود که سر نظریات بشمول این که زموږ ورور جلال اباد نه حنفيصاحب وویلي، ایا پخواني پورونه موږ بښلی شو، تقلیل ورکولی شو، څه کولی شو، دې باندې یو واضح وړاندېز ته راشئ چې نتایج یې وګورو چې څه کولې شو.

موضوع آخر امکانات است، امکانات دو رقم است، قسمت عمدۀ امکانات پس در دست خود شاروالی می‌آید. هرباری‌که عواید تان را زیاد می کنید، به همان اندازه صلاحیت‌های تان زیادتر می‌شود.

اما همرای شهروندان هر شهر باید بنشینید که سر یک هدف واضح عواید که مشکلات شان را حل می‌کند، هربخش شهر طلاست، اما اگر فکر می‌کنید که این از بیرون حل شده می‌تواند، کارهای بزرگ زیربنایی چیزی دیگر است.

بخش دوم امکانات دولتی است، امکانات دولتی رقابتی است، هرشاروالی که حرکت کند، خدمت کند، همرایش استاد می‌شویم، هر شاروالی تحرک نداشته باشد، نه تنها امکانات برایش نمی‌دهیم، بلکه دورش می‌کنیم. سمه ده که نه؟

مشکلات میراثی ما، من چند چیز را طور خلص ذکر می‌کنم. اول، کلان‌ترین جفایی‌که همرای شهرهای افغانستان شده بود، تا ایجاد حکومت وحدت ملی این بود که برای آب صحی یک شهر هم توجه جدی نشده بود، جیلانی صاحب تشریف دارند، عرض من خدمت تان این‌ست و مخصوصاً از جناب داکتر صاحب قیومی تشکر می‌کنم، پلان های اساسی برای حل مشکل آب یا در سطح عملی‌شدن است یا در سطح طرح است.

دَهلې لپاره ټول پلانونه برابر شوي دي، جناب ډاکټر صاحب عزیزه تاسې کندهاري زما ماماګانو ته قناعت ورکړئ، که د دَهلې بند ۷ متره لوړ شي ۲۵ کاله به اوبه ولرئ، که ۱۲ متره لوړ شي۵۰ کاله به اوبه ولرئ، اوس تاسو او د کندهار محترمو وګړو ته پرته ده چې دې څو خلکو ته څنګه قناعت ورکوئ چې یوه محدوده برخه د ځمکې راشي، استملاک شي په عادلانه توګه او د دې ځواب راشي.

برای کابل بند شاه‌توت در مرحلۀ آخر است، مشکلات بنیادی شهر کابل انشاءالله و تعالی حل می‌شود.

جلال‌آباد تنها شهری است که مشکل آب را در آینده نخواهد داشت، چون کانال جلال آباد یک دقیقه اش، شهر نو توسعه جلال آباد است، اما  تصفیه کار دارد، کُل شهر های دیگر افغانستان، باید از اصفهان و مشهد درس بگیرند. اصفهان در حال اُفت است، مشهد خود را آب داده نمی‌تواند، نو دلته یوه بنیادي مسئله دا ده چې ښارونه او ښارګوټې داسې ځایونو کې مه جوړوئ چې اوبه نشته، اوبه یوه اساسي او بنیادي مسئله ده. جناب قیومي صاحب، جناب خُلمي صاحب، تکل صاحب داټول په دې باندې په اساسی توګه کار کوو، اما هغه شی چې راغې، شپږ ملیونه افغانان وو چې ښارونو ته راغلل او څلور ملیونه به نور هم راځي، نو دلته ضرور ده چې اوبو باندې کار وکړو.

مشکل دوم ما برق بود و هنوز هم است، بازهم از جناب قیومی صاحب، غالب صاحب و خُلمی صاحب از اقدامات زیادشان تشکر می‌کنم.

وختې چې موږ راغلو، افغانستان ۹ شبکې وې، په تېرو څلورو کالو کې ‌ډېرتر ولایاتو ته برق ورکړل شوی، تر سل کاله پخوا باندې، او دوه کالو کې به انشاءالله و تعالی د ملي برق شبکه به ټول افغانستان په یو واحد نظام باندې بدلوي.  

بندهای عمده زیر کار است، سلما چهل‌سال تکمیل نشده بود، مسئلۀ اساسی ما حالا بالای ایجاد برق هم از آفتاب است، هم از باد.

زیادترین موقعیت را داریم، کارهای بزرگ روی‌دست است، باید سکتور خصوصی با ما دست بدهد. برق وارداتی ازین خاطر نیست که دوام‌دار وابسته باشیم، برق وارداتی ازین خاطر است که از انتقال برق، ما از گمرک کرده زیادتر پول بگیریم.

هدف عمدۀ ما از برق وارداتی وابستگی نیست، خواهران و برادران، تنها از لین ترکمنستان به پاکستان انشاءالله و تعالی در سال سیصد میلیون دالر عاید خواهیم داشت، از شبکه کاسا در سال پنجاه میلیون دالر خواهیم داشت، در چهار سال یا پنج سال این مصرف را می‌کشد.

نکتۀ بنیادی این است که برق را باید به حیث زیربنای زیربنا قبول کنیم و بالایش به صورت اساسی کار کنیم، مگر خواهش من از هم‌شهریان من این‌ست که صرفه جویی کنند.

یک ادارۀ دولتی صرفه‌جویی برق را نمی‌کند.  باز هم از جناب قیومی صاحب تشکر می‌کنم، دو اعشاریه شش میلیون دالر قرضی که از سال‌های گذشته، از بیست سال مانده بود، ما امسال تعبیه کردیم. اگر چراغ را بدل کنید به چراغ هائی‌که دوام دار است، برق کابل صد میگاوات زیاد تر شده می تواند.  ضرورت واضح است که یک میثاق عمدۀ شهروندی در این بخش وجود داشته باشد.

بله موضوع غېر پلاني ساحات دي، او دلته مې غوښتنه واضح ده چې دا سحر صاحب لومړی انتخاب دې په ښاروالیو کې، چاپان نه یې په همدې شق کېتحصیل کړی او جاپان کی دلته لویه تجربه ده، دا باید بېړنۍ کړو، پیکار صاحب که دا ګړندۍ نه شي تاسې به دېخوا ته نوي ښارونه جوړوئ هغې خواته به غیر پلاني ساحات ډېرېږي.

یک ضرب‌ُالاجل باید داشته باشیم و در هر شاروالی عمده، چیزی را که در کابل کردیم، این را هم به ایجاد بیاوریم.

امید است که طبق پیشنهاد وافق صاحب، تعداد زن‌ها را در این بخش واقعاٌ زیاد کنند، حمایت من را دارند، امید است که حمایت وزیر صاحبان را داشته باشید.

مشکل خواهران همرای من نیست، مشکل خواهران همرای شما است، پیغام شان را به صورت واضح ببینید، در این کانفرانس خواهران را سهم کافی داده بودید، مگر مشکلات خواهران را حصه کافی نداده بودید. در جلسات بعدی تان، مشکلات شهری را از دیدگاه زن افغان هم بررسی کنید. از ترانسپورت گرفته تا مسایل بنیادی دیگر. از بین کابل و مزار چند جای ایستادشدن است که زن‌ها دست و روی شسته می‌توانند؟ در داخل شهر چند تا دارید؟ که ندارید برادران و خواهران حل‌اش کنید.

از این خاطر خواهش من این‌ست که مشکلات شهری را تنها به صورت عمومی نبینید، از دیدگاه زن افغان و این را هم به صورت خاص ببینید.

جای افتخار بود که امروز در سند اعطای ملکیت چندین خواهر و برادر مشترک سند را گرفتند. شرط من این‌است که خانواده، زن و مرد باید سند ملکیت را مشترک داشته باشند.

این ضروری‌است، علاقه، عشق و تمام این چیزها به‌جایش، ملکیت اگر نباشد، زن‌ها موقعیت خود را از دست می‌دهند. ضرورت این است که این‌ها را حفاظت کنیم.

من چیزی را می‌خواهم که مادرکلانم داشت، این کدام چیزی نیست که من از بیرون یاد گرفته باشم، تمام املاک بابه‌کلانم اختیارش در دست مادرکلانم بود، او خودش هم جایداد کافی داشت و از هزارها سال است، تمام وقف ملکه گوهرشاد، از طرف خودش بود، ضرورت واضح است که دیدگاه زنان را بگیرید.

مسئلۀ دیگر غصب است و غصب باید ختم شود، از جناب لوی‌څارنوال صاحب تشکر می‌کنم، این مردم تمام خونی را که شهدای قوای امنیتی و دفاعی ما قربانی بقای این مملکت کردند، زیر پا گذاشتند.

غاصب در فرهنگ شهری ما باید جای نداشته باشد، باید مردم دست به هم بدهند و با حکومت، این‌ها را از بین جامعه، از بین حکومت و از ملت طرد کنند.

په څه زور باندې راغلي دي د کانال ځمکې اخلي، یا تپې راخپلوي، یا بل او بل، شل کاله مخکې دوی څه درلودل؟ د چا په زور باندی نازېږي؟ اخطار مېدرته داده، هر څوک چې هر څه یئ محکمه درباندې کېږي، شل کاله به بندي خانې کې تېروئ چې پوه شوو یو بل سره واضح. ماته ووایئ که یو غاصب د ملت مقابل کې ودرېږي او ادعا ولري چې زه غصب کوم، څوک به رایه ورکړي؟ څوک به یي ومنی؟ نو دا څه حال دی؟

یک دوست نیپالی ام برایم یک چیز عجیب گفت، از میلیاردرها بود، گفت که من ترجیج می‌دهم که میلیادر نباشم، در یک مملکتی که اکثریت مطلق آن فقیر است، از طبقه متوسط باشم، اما کُل مردم هم در طبقه متوسط باشند.

او بله مسئله امنیت ده، امنیت شهری در صدر کار وزیر صاحب داخله جدید ما جناب امرالله صالح قرار خواهدداشت. از امنیت شهری مردم ما ناراض است، مخصوصا از عدم همکای نهادهای امنیتی با شاروالی‌ها، با شهرسازی و ارگان‌های محلی، در این‌جا همکاری اساسی به وجود می‌آید. هدایت واضح به هر سه ارگان این‌است که یک تغییر بنیادی در وضعیت امنیتی شهرهای ما باید بیاید.

اول آمادگی‌ها است، دا به یوه بېله جلسه وي، ځکه اداری کمپلکس مو یاد کړ، لومړی انشاءالله و تعالی په څو هفتو کې به تاسو یو پروګرام وګورئ چې جامع مسجدونه په شلو ولایاتو کې به شروع شي، همدارنګه اداري کمپلکسونه به په یو ډېره برخه د ولایاتو کې شروع کېږی، انتظار خانې شفاخانو ته، یو عمومي پروګرام چی تقریباً اته میلیارده افغانۍ ده، په ټولو ولایتونو کې شروع کېږي او ددې څنګ کې حداقل شپاړس ولایاتونو کې به دغه رقم یو تالار جوړ شي.

یک تالار مردمی برای مردم و ازین خاطر که نسل جوان هم بتواند ازین استفاده کند، در عین حال این یک جمنازیوم‌های منظم هم خواهد بود. تهداب‌گذاری شروع شده، افتتاح آن را در ولایات مختلف شما شاهد خواهید بود، با تمام امکاناتش، از خاطری که این به سرعت اجرا شود، از طرف واحد عملیاتی ارگ اجرا می‌شود.

تالار مولانا را در هرات دیدید که به زودترین فرصت عملی شد، به عین ترتیب انشاءالله و تعالی و در قسمت مکاتب، ۲۷۰۰ باب مکتب زیر ساختمان است و جناب کریمی صاحب مسئولیت آن را دارد، کُل آن در محل و از امکانات محلی از پیشش استفاده می‌شود.

جناب پیکار صاحب و همکاران بازهم در آخر تشکر می‌کنم از زحمات تان. نکتۀ اول این‌است که بشنوید، طبقه‌بندی کنید، پس مشکلات را برای تصمیم‌گیری بیاورید، هرچند جلسه عاجل شورای عالی شهری را که کار داشته باشید من در خدمت تان هستم.

دوم، ایجاد سرمایه‌گذاری را برایش پیشنهادهای مشخص بیاورید، قسمت شهرهایی که در این‌جا وجود دارد و شهرهایی که نیستند، جناب پوپل صاحب ورسره وغږېږئ چې واضح د پانګه اچولو امکانات دوی څنګه برابروي. خصوصي سکتور سره یو واضح په ښاري برخه کې جناب وافق صاحب چې وویلې نتیجېته ورسېږئ.

سوم، زمینۀ سرمایه‌گذاری را در مسکن قابل استطاعت برای سکتور خصوصی و مشارکت برابر کنید. چهارم، بهترین نوع استفاده از زمین دولتی را برای رشد شهری فراهم بسازید تا بتوانیم به صورت واضح پیش برویم.

مشکلات ترافیک مسئله دیگری است که تمام شهروندان را تکلیف می‌دهد، حالا که وزارت ترانسپورت جدید التشکیل، این وظایف را به عهده می‌گیرد، از جناب طهماسی صاحب تشکر می‌کنم که کارهای را که انجام دادند به صورت اساسی ما به یک دیدگاه واضح بیاییم.

از شما در آخر یک چیزی می‌خواهم؟ یک تعهد متقابله بین شهروندهای هر شهر و بین ادارات، اداره برای شهروند چه می‌کند، شهروند برای خود و ملت  چه می‌کند؟ ما هم سکتور خصوصی را کار داریم، هم شهروندان را کار داریم، هم اداره را کار داریم، با اتفاق هر چیز آمده می تواند.

که دې مشکلاتو ته غوږ ونیسئ، خیال کوئ دا غېر ممکنه دې، اما زه په آخر کې یو شې ستاسې په خدمت کی وایم، هیله ده چې درته معلومه شوي وي، چې دا ولسمشر هم سختې ورځې لپاره پیدا ده، په سختو ورځو کې که نور ژاړي، زه خاندم. ولې خاندم؟ ځکه دا ولس، خدای جلا وعلی شانه دا ملت ورکړې، موږ به یې ساتو، دا ملت په موږ پورې تعلق لري، دا خاوره د موږ ده او موږ به یې ساتو، موږ به یې پالو او موږ به یي آرامۍ ته رسوو او دا سکتور به دې ورځ کې انشاءالله و تعالی نتیجې ته رسېږي.

یشه سن افغانستان، زنده باد افغانستان، تل دې وي افغانستان!